وطن

 

وحدت یگانه وثیقۀ حیا ت دوبارۀ نیرو های

مــــلـــی ، دمو کـــرا تــیک و وطنپرست

غـفـا ر بـا وري

 بخـــش  دو م

همان طوریکه به همگان آشکارا است کشور ما از لحاظ سیاسی،اجتماعی واقتصادی در موقعیتی قرار داده شده بودکه همواره در چارچوب برنامه های قبلا" طرح شدۀ کشور های قدرتمند و سرنوشت سازجهان منحیث یک کشور حایل میان ایشان قربانی اهداف استراتیژک و طویل المدت آنها گردیده که بد بختانه موقعیت کشور ما درعمق استراتیژک آنکشورها همواره طوفانهای شدید خانمانسوزو ویرانگر را متحمل گردیده است .که همانا عدم اتحاد و یکپارچگی مردم از یکسو و از جانب دیگر عدم موجودیت احزاب واقعاٌ دموکراتیک و مردمی که میتوانست سالهای طولانی از حقوق و آزادی های مردم به دفاع بر میخیست ومانع جلوگیری آنان به کشورمیشد که  بر عکس مساله  بد بختانه با عث شدن و حتی با دعوت کشور ها ی متجاوز به کشور  ما حتی سر تعظیم فرود آوردند.     ازتجارب تلخ گذشته باید آموخت و در تلاش آن بود تا احزاب متلاشی شده را با هم پیوند داد زیرا نمیتوان بدون وحدت سازمانی، سیاسی با کاروان زمان موفقاته گام بر داشت.

با موجودیت نهاد ها، احزاب و سازمانهای واقعاٌ ملی و دموکراتیک و دلسوز به مردم ولی بی اتفاق و بعضاٌ بی پیام بی هدف و پراگنده که یگانه ناجی بحران لجام گسیخته کنونی شده میتوانند ، باید زمینه هایی را جستجو و مهیا سا خت که با عث وحدت سازمانی وسیاسی آنها گردیده پیام مشترک، اهداف مشترک و زبان مشترک و استراتیژک واحد را در یک کنگره و یا فراخوان عمومی تدوین و پیشکش کرد تا مطابق آن سیاست جاری خود را بدون  ترس و هراس گام به گام تعیین و طی کرد تا بیشتر ازین  سیاسیون سادیست و مبتلا به امراض روانی نتوانند با استفاده ازنام شخصیت های گذشته و با استفاده از ادبیات سیاسی کهنه و نو  مانع تشکل و هم آهنگی تمام پارچه های جدا مانده حزب وطن گردند  و با عث پخش و اشا عۀ  ایدیالوژی رنگ باخته و غیر منطبق در جامعه افغانستان شوند.

ما در جامعهءرسالتمند هستیم که وحدت اجتماعی و سیاسی آن از بنیاد مضمحل شده و افراد و اشخاص انارشیست بوجود آمده که علل آنرا میتوان در عدم کار آیی و موثریت دولتهای چندین دهۀ گذشته  جستجو کردکه با  کاپی نمودن سیستم های دیگران بدون در نظر داشت انطباق آن با شرایط و اوضاع کنونی وطن ما از یکسوو از سوی دیگر به غلط و  اشتبا به محاسبه گرفتن اهداف و مقاصدکشور های همسایه و ذیدخل در قضیه افغانستان  میخواستند مدینۀ فا ضله را واقعیت عینی  ببخشند.

نباید اشتباهات آگاهانه و یا غیر آگاهانۀ گذشته را تکرار کرد.بیاییددست به دست هم بدهیم وبا زیر پا گذاشتن خواستها و امیال شخصی وامراض خود پسندی و خود ستایی به ندای وجدان آ گاه خود پاسخ منطقی عملی و مثبت بدهیم و بر تمام تبلیغات بی پایۀ بیشتر از چهل سال دشمنان داخلی و خارجی خط بطلان کشید و عملاٌ کار و پیکار کرد ونشان داد که واقعاٌ در خدمت هموطنان رنجدیده و عذاب کشیده ایکه که هر فامیل آنها یکی دو معیوب و شهید داده اند؛ هستیم و هر آن ایدیالوژی را که مردم تحمل آنرا نداشته و در بهای آن قیمت گزافی پرداخته اند و با شرایط  اجتماعی ، اقتصادی، و سیاسی کشور انطباق علمی و عملی داده در خدمت وطن و مردم خود باشیم تا از نفرین ابدیت در امان بمانیم ،نه در خدمت ایدیا لوژی هائیکه جامعه ما  را بسوی نا بودی قطعی بکشاند.

درپرتو وحدت میتوانیم مسائل و مطالب حیاتی ذیل را که از جملهء خواستهای ما و جامعهُ ما است عملی سازیم:

اعمار مجدد میهن ویرانه افغانستان،تامین حقوق بشر، استقرار حاکمیت قانون،تاءمین دموکراسی و عدالت اجتماعی در پرتو احترام و رعایت دین مبین اسلام ، اعمار جامعهءمدنی که در بر گیرندهءتمام خواست های اقشار ، طبقات،نهاد هاو گرو های سیاسی وملیتهای مقیم در کشور باشد البته با در نظر داشت خصوصیات ملی ، اجتماعی و سیاسی که بر بنیاد اصول و ارزشهای والای دموکراتیک و واقعبینی سیاسی استوار باشد.

اگر من ، تو ود یگرانیکه در سازمانهای متعدد دموکراتیک وملی  که پیرو ایدیالوژی های رنگدار ورنگ باخته در مبارزه مشغول هستیم،تمام خرد و عقل خود را یکی نسازیم نمیتوانیم اجرای برنامه های عالی و انسانی را برای وطن  و سازمانهای ملی و دموکراتیک انجام بدهیم. باید  دیگر پاسداران سنت های کهنه ء قرون وسطایی و دشمنان داخلی وخارجی مردم ما با این وحدت ارگانیک ، منطقی و قانونمند که تقریباٌ هفده سال گذشته حقانیت آنرا گوا است، اشک تمساح بریزند و نتوانند بحیث نظریه پردازان لفاظ و توجییه گران اعمال ما و دیگران  در مسند قضاوت بنشینند و در سطح ملی و بین المللی مانع وحدت تمام نیرو های ملی ،دموکراتیک ووطندوست گردند.

زیرا وظیفه ءمبرم و اساسی من و تو در قدم نخست بایدکوشش در مسیر ارتقای سطح تفکر و فرهنگ سیاسی باشد تا وارد شدن به میدان مبارزات درین راستا به ویژه روشنفکران افغان متشکل در نهاد های واحد ملی و دموکراتیک بتوانند سهم خویش را بطور احسن آن ادا ء نماییم.

به پیش به سوی وحدت گسسست نا پذیرسازمانهای سیاسی جدا افتاده حزب وطن

 

 

 

وحدت یگانه وثیقۀ حیا ت دوبارۀ نیرو های

مــــلـــی ، دمو کـــرا تــیک و وطنپرست

غـفـا ر بـا وري

 

اول قوس سال 1387نقطۀ عطف وآ غا ز نویـن اقدامات رهبری خرد مند  نهضت فرا گیرترقی و دموکراسی برای افغانـــــستان وحزب مــتحـد ملی که در جهت وحدت سا زمانی  و سیاسی اتخا ذ گردید؛محسوب میگردد .

حتـی با دید سطحی و گذرا میتوا ن بوضا حت دید که حاکمیت بین المللی و   بخصـوص جنـگــهـا ی

تحمیل شده و فر سایشـی طویل المدت  گذشته تا اکنو ن  ارزشهای معنوی ،اجتما عی، اخلا قی کشور را با شدت تمام صدمه زده اســت و وضع بی نهایت دشوار که بطور فشرده میتوان از بعضی ازآ نها

به اختصار یاد کـــر د؛ بــــبــا رآورده اســــــت.

نقض و عدم احترام وعدم رعایت  از قانون اساسی، حقوق بشر و حقو ق مدنی،وضعیت نا بسامان  و

بحرانی و پیچیدۀ امنیتی به وخامت گراییدن روز افزون آن، اختطاف ، دزدی و غارت ملکیت خصوصی ودارایی عامه، تجاوزات بیرحمانۀ جنسی به اطفال،استیلا ومسلط شدن سیستم مافیایی د ر

در کشورحتی در تشکیلات حکومت و دولت ،اوج گرفتن اختلافات قومی، لسانی،سمتی و تنظیمــــی   و حزبی ، احیای ستمگرایی ،خشونت و خشونت علیه زنان واطفال،فقر، بیکاری،گرسنگی، وضـــع   اسفناک حفظ الصحۀ محیط زیست، شیوع امراض به خصوص امراض روانی،اوج روز افزون فشار اداری واختلاس در سطوح مختلف، دخا لت روز افزون همسایگان با  وقاحت و بیشرمی   و افزایش نقش و موثریت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در سر نوشت وطن ما، عدم هم آ هنگی     و همکاری متقابل و مفید بین  ارگانهای سه گانۀ  دولت قوۀ مقننه ، قضا ئیه، و اجرائیه   و حتی از هم  گسیختن ارتباط منظم میان آنها .از بین رفتن ساختار های زیر بنائی جامعه، مضمحل شدن وحدت اجتماعی و  سیاسی کشور و بوجود آمدن انارشیزم و خود سری .

مستولی شدن روحیۀ تسلیم طلبانه و سازشکارانه نهاد های حکومتی و دولتی و اطاعت بدون قید وشرط  آنها ازهر آن دستور و فیصله کشور های مسلط در نظام اقتصادی و سیاسی کشورما وغیره.  

 ایجاد تلویزیونهای وابسته به خدمات مخصوص دول مغرض ونشرات غیر مسلکی و تبلیغا  ت

زهر آگین آنها بر علیه نیرو های ملی و دموکرات وغیره که در حوصله مقاله کنونی نمیگنـجدکه

نباید از کنار آن بدون مسوولیت گذشت و مهر سکوت بر لب نهاد ، بلکه منحیث یک انسان متعهد

ووطندوست و با خدا ضرورت های اساسی و نیاز های مبرم جامعه را بر شمرد و متحدانه تصامیم 

اتخاذ کرد و عملی نمود.

 در گام نخست ضرورت ایجاد یک نیروی سالم متحد ، ملی و وطندوست را مینمایدکه بمثابه یک قدرت سیاسی در معادلات سیاسی کشور که بتواند در راه عدالت اجتماعی و دموکراسی مبارزه 

بی امان نماید،محسوس میگردد .این امر یکبار دیگر ضرورت وحدت نیرو های را لازمی ، حتمی

واجتناب نا پذیر میپندارد تا نیرو های واقعا"  دلسوز وطندوست که هر آن لحظه به توده های مردم

و ان وطن ویرانه که در صدر مبارزات شان قرار داشت و قرار دارد  می اندیشند و یگانه راه حل

آنرا  در اتحاد و اتفاق واقعی می یابند ،نه در نفاق و شقا ق؛ زیرا در شرایط کنونی هستـــی بـــــــود و نبـــود نیرو های چـپ و دمو کراتیک شدیدا" مورد خطر و نابودی حتمی قرار دارد.

بمنظور جلو گیری ازین فاجعه از هر امکان و هر وسیله ایکه ممکـــن  است پار چه های جدا مانده

صادق به  اصول و موازین و پرنسیپ ها ی اساسی  پاک و واقعا" وطندوست حزب وطـــن را  هــر

چه زود تر و عاجلتر متحد و بسیج ساخت این امر در اولویت قرار داده شود تا بتوا نیم راه  خود  را در  بین  مردم با ز نماییم و مثمریت خود را در تصامیم جامعه  ومردم داشته باشیم.

چسپیدن به حوادث تاریخی بی مفهوم دیروزی و اتهامات با  مورد یا بی مورد به یکد یگر که عادت

طفلانه بیش نیست دیگر جایی در بین ما  نداشته  باشد در غیر آن هیچکســــی  حاضر نیســت به این چرندیات گوش فرا دهــد و حتی در صورت دوام آن با مبارزه در چنین سازمانهایی وداع خواهنـــــد

کــرد.

وطنپرستان  و حزبی های صادق به  تمام رهبری گذشته اعم از شاد روان نور محمد تره کی ،شاد روان بـبـرک کارمل و شاد روان داکتر نجیب الله احترام عمیق دارند و باید از کار های  نیکوی انها

یاد آوری گردد و نگذاریم اشخا ص نا دان از نام ایشان تجارت سیاسی نماینـد. احزاب برادر حاکم

دیروزی این  و یا  آن را در شرایط  مشخصی که  منافع شان ایجاب میکرد پیش می کشید ند .

بدون یک دید منصفانه و خطوط فکری مطابق به  شرایط عینی جامعهء افغانی و شرایط  سیاسی  جهان و بدون گذشت از خود خواهی های بی مورد نمیتوان به وحدت سازمانی ، سیاسی موثر  و

دیر پا نایل آمـــــد.

در شرایط کنونی که نیرو های عقب گرا افراطی طالبان با تبانی بعضی از کشور های ناتو وحلقات

ذینفع منطقه تلا ش میورزند تا از ضعف اداره بین المللی در مبارزه  علیه تروریزم بطور اعم   و

ضعف نا توانی وخیانت دولت کنونی افغانستان بطور اخص استفاده نموده خویشتن را بمثابه یگانه

وارثین مستحق و یگانه بدیل نظام کنونی به کمک حامیان  بین المللی شان در وساطت با پاکستان

و عربستان سعودی جایگزین نظام کنونی افغا نستان نمایند و یکبار دیگراخرین میخ خویش را  در

تابوت دموکراســـی بکوبند.    

پا یا ن قسمــــت  ا و ل