|


|
وحدت سازمان مان هاى رفيق و برادر ضرورت
زمان و حکم تاريخ اســت

شهاب الدين سرمند |
بعد از سقوط حاکميت حزب وطن ،نه تنها اعضاى حزب ، بلکه اکثريت
هموطنان ما درد ظلمت زمان ، شکنجه حاکميت ملاهان واندوه طاقت
فرساى مها جرت يعنى درد بيوطنى، جدائى از ياران و دوستان و
ديار غربت را متقبل شدند .
׳
اما درد که تا امروز روح وروان، فرزندان صديق حزب ،انانيکه سر
به کف تا سرحد قربانى به خاطر دفاع از مردم ، تماميت ارضى ،
استقلال ملى ودها و صدها ارزوى شريفانه ديگر ميرزميدند ،چون
پرنده گان بى ازار اشيانه شان را ويرانه يا فته و از بحر
بيکران به جزاير خورد و کوچک مبدل شدند،موريانه وار شکنجه ميد
هد.
׳
بادر نظر داشت اين درد و شکنجه و با استفاده از موقع ، تعداد
دست به ايجاد تشکلات زدند و اکثريت به اساس رسم و عنعنه وطنى و
متکى به اخلاق حميده حزبى در حالت انتظار قرار گرفتند تا باشد
ليدرها و رهبران گران ارج اقدام ورزيده و همه را دوباره منسجم
ساخته ، به يک نيروى واقعى و يک صدا مبدل سازند . اما شور
بختانه که اين همه ارزو به يک رويا و خيال مبدل گرديد واز بدنه
اصلى ،از خانواده بزرگ و مشترک ديروز ما شاخه ها و جزاير ساخته
شد که متاسفانه تا اکنون اين شيوه ادامه دارد .
׳
اکنون که بعد از تلاش وافر همرزمان ، بادر نظر داشت درک ،
تحليل و ارزيابى از وضع در سطح ملى و بين المللى دو سازمان
برادر صداى وحدت را به با نگ رسا در اهتزاز اورده اند . بدون
ترديد که اين صدا مايه شادمانى و سرور تمام فرزندان راستين و
صديق حزب دموکراتيک خلق افغانستان ﴿ حزب وطن ﴾وتمام وطنپرستان
گرديده ودشمنان در اضطراب وهراس قرار گرفته ، مذبوحانه تلاش
ميورزند تا صد راه و تحقق اين عمل تاريخى ، انسانى ووطنپرستانه
ياران روز هاى دشوار رزم و پيکار گردند .به باور من هيچ عقل
سليم وخردجمعى با چنين تلاش ها، که ميتوان انرا از عقب خينجر
زدن ناميد موافق نبوده و نمى باشد .׳
انچه براى اين دو سازمان نيرومند ، همسو وبرادر مهم است
وميتوان بالاى ان اتکا نمود همانا ديروز مشترک ميباشد ، ديروز
که مملو از افتخارات ، سربلندى ،جان نسارى و جانبازى هاست ،
ديروزى که از پاکى و صداقت حکايت ميکند و درس اموزنده به
حاکمان امروز ميدهد .
׳
ديروزى که مردم زحمتکش وطن از ان به مثابه دروهٔ حاکميت خدمت
به انسان افغان و وطن ،بدون هراس و با سر بلندى ياد ميکند وبه
همين ترتب دها مطلب ديگر از ديروز مشترک ما با داشتن نشيب و
فراز ها فراوان ، اما مبارزه پيگير وداراى يک ارمان ، زير يک
سقف وتحت رهبرى واحد .
׳
مبرهن است که ديروز دوره حاکميت انحرافات خود را نيز داشت که
من انرا به مثابه يک دوره سياه وحاکميت جلاد مکار ياد اور
ميشوم .
׳
بلى اندوره در طول مبارزه مشترک ما به مثابه دوره خونين ثثبت
گرديده . دورهٔ که خون هموطن بيگناه وصدها همرزم مارا ريخت
،فرزندانش را يتيم ساخت ،چشم مادر را اشکبار در انتظار فرزند
دلبندش قرار داد ،کمرپدر را شکستاند ودها وصدها وطن پرست صديق
و با ايمان را ، اشراف زاده گفته سر به نيست کرد . اين دوره
هرگز شامل دوره حاکميت مردم ودوره خدمت به مردم نميشود و
نميباشد .
׳
دوره که حتى به اموز گارش نيز رحم نکرد، ارى دوره زمام دارى
امين و شرکاى ان هدفم است .
׳
بلى با غرور و سر بلندى ميتوان ياد کردکه: ديروز ما، متعلق به
يک خانواده بزرگ تحت رهبرى واحد با صفا و صميميت در دشوارترين
شرايط قبل از حاکميت و بعد از حاکميت بلخصوص دردوره جنگ اعلان
ناشده با بزرگترين قدرت خون اشام جهانى مبارزه ميکرديم ، و در
صف مبارزه رفيق همرزم خودرا از دست داده و يا زخمى ميديديم ،
׳
در اين حالت ناله وفرياد سر داده بدون هراس به طرف دشمنان
سعادت مردم و ترقى وطن ميشتافتيم تا انتقام رفيق خود را گرفته
و راحت وجدان نمايم . در هر لحظه از يکديگر مياموختيم و به
همديگر چون خواهر و برادر ارج ميگذاشتيم .
׳
همرزم و رفيق من !
׳
با ياد اورى کوتاه که صدها مطلب ديگر را نيز در پيوند وهمبستگى
مان دارد اکتفا ورزيده ، به اين نتيجه ميرسيم که امروز ما جدا
از ديروزما نيست ،تنها تغير و تفاوت شرايط در سطح ملى و بين
المللى است که اثر در ديدگا ها ، تحليل ها و بر داشت هاى ما
نموده ، اما احساس وروان مردم دوستى ، وطن پرستى و خدمتگذارى
به وطن و مردم در تار پود ما موجود بوده ، هرگز خد شه دار
نگرديده و نميگردد،
׳
بلکه تقويت هر بيشتر حاصل نموده و مينمايد .
׳
ديروز من وتو ودر يک کلمه ﴿ ما ﴾ عليه همه نا بسامانى ها ، خود
خواهى ها ،تفرقه افگنى ها در داخل حزب و چه در کشور بين اقوام
وميليت ها ميرزميديم و اشتى نا پزير به مبارزهٔ خود ادامه
ميداديم ، اين رسالت در شرايط فعلى بيشتر نسبت به ديروز در
برابر ما قرار دارد .
׳
ديروز قبل از حاکميت در حالت اپوزيسون ، چه از طريق پارلمان ،
تظاهرات ، مارش ها و ميتنگ ها ودر دوران حاکميت حزب محبوب ما ﴿
ح ـ د ـ خ ـ ا ﴾ حزب وطن به خاطر سعادت مردم ، ترقى کشور و
ازادى انسان افغان و کشور ما افغانستان ميرزميديم . امروز اين
رزم اولويت بيشتر حاصل کرده واين اولويت را از روان ، خواست
وتحرک رفقاى مان در داخل کشور بهتر ميتوان احساس کرد ، گر چه
ما در حالت مهاجرت ودور از انها قرار داريم ، مگر احساس ما
،ارمان ما ،وخواست ما با انها يک است .
׳
اگرديروز رفيق را مانند برادر و خواهر عزيز و گرامى ميداشتيم
،امروز حق نداريم که وى را کم بها داده و عليه ان در صدد توطعه
ودسيسه گام برداريم ، حتى اگر امروز هم با ما نباشد . زيرا
توطعه و دسيسه خود مفهوم خينجر از عقب زدن را دارد و از سوى
ديگر خلاف تمام ان اموزش که ما از بنياد اموزش فرا گرفته ايم
ميباشد .در يک بيان کوتاه که انهم عبارت از شادى و غم مشترک ما
ميباشد که در هردو حالت باز همان رفيق است که در شادمانى
خانواده رفيق خود مى افزايد و غم و اندوه اش را تقسيم ميکند و
اين از همان اولين کلمه صادقانه رفيق اغاز و تا امروز ادامه
دارد .
׳
پس پيوند ما ، وحدت صادقانه وشفاف ما ،بنياد و اساس تاريخى
دارد که هيچ سنگ ، هيچ درنگ و هيچ خس وخاشاک مانع ان شده
نميتواند و عمده اينکه امروز ما ﴿ سپاهيان حزب ، صفوف اين
رزمنده گان شجاع وغيور حزب ﴾به اين امر تاکيد نموده و به خاطر
تحقق ان با متانت و ايمان دارى ميرزمند و با هر نوع معامله
وبندش اشتى ناپزير ميرزمند و ميرزميم . چنانچه شاعر چه زيبا
سروده است :
׳
در پيش پاى ما سنگ اگر نبود
در روى راه ما درنگ اگر نبود
اکنون گياه رستهٔ اميد ميشديم
کرسى نشين معبد خورشيد ميشديم
لعنت به هر چه سنگ
نفرين بر درنگ
پس بدون ترديد ، هويدا است که ديروز وامروز ما مشترک است و
صداى رساى وحدت ا ين دوسازمان بزرگ سياسى نيز از همان پيوند
ديروز سر چشم ميگيرد تا باشد امروز هم مشترک با داشتن اهداف و
ارمان مشترک بدون هراس ،شجاعانه ، بدون الايش و شفاف مبارزه
مشترک مان را ادامه دهيم ، ازحق انسان زحمتکش و محکوم وطن دفاع
نموده واز استقلال سياسى کشور که هر لحظه خطر تهديدش مينمايد
دفاع نمايم . تا باشد رفته گان ما ، شهدا گلگون کفن ما ،
رهبران فقيد ما که هميشه جاويد و زنده ياد اند ، روان شادتر
داشته باشند .
׳
انچه عمده است و قابل ياد اورى جدى از ديدگاه من ميباشد ، ان
عبارت از اين است : که ما هرگز رهبران و اموزگاران اصيل خودرا
فرموش نمکنيم نه تنها فراموش نميکنيم بلکه ايشان راارج و
احترام ميگذاريم ، اگر الف ر از انها فرا گرفته ايم تا به ﴿ى﴾
يا به کلام ديگر تا پاى جان ، انها را گرامى ميداريم .اما انچه
امروز از ايشان تمنا داريم عبارت از مساعدت و رهنمائى دلسوزانه
وتقويه معنوى شان در پروسه وحدت ﴿ نهضت فرگير دموکراسى وترقى و
حزب متحد ملى افغانستان ﴾ميباشد.
׳
ما همه درک کرده ايم وميدانيم که اين دو سازمان رفيق و برادر
هيچ نوع تفاوت کلى دراهداف خود نداشته و کدام مانع نيز به خاطر
کارمشترک تحت رهبرى واحد در سازمان نيرومند واحد وجود ندارد .
׳
اگر ما بخواهيم يا نه ، و يا اگر کسى بخواهد يا نه ، جبر تاريخ
و حکم زمان ما را وادار خواهد ساخت تا پيوند ارگانيک اين دو
سازمان رفيق و برادر تحکيم يابد و طوفان مبارزه سنگ و درنگ را
از سر راه خود دور ساخته به پيش رود .
׳
بگذاربا ادغام تشکيلاتى وکار مشترک اين دو سازمان نيرومند ، يخ
ها ، اب گردد، خشکه ساران سر سبز و گل هاى اميد بشکفد .
׳
ياران روز هاى دشوار رزم و پيکار !
׳
بيايد بهراس هراس به خاطر ارمان هاى زحمتکشان کشور ،استقلال
،ترقى وابادى کشور در صف واحد ، سازمان واحد و رهبرى واحد،
مبارزه خويشرا خستگى ناپذير ادامه دهيم .
׳
زنده باد وحدت نيروهاى مترقى ، دموکرات ووطن پرستان صديق
کــــــــــــــــــشور ما افغانستان عزيز .
׳
|