|
فشردهً سخـنرانیها و وضع عمومی جلسهً تجلیل از(80 مین) سالگرد تولدشادروان ببرک کارمل
جليل پرشور نسبت عدم تما س به مطالب اساسی سخنان تعدادی از سخنوران درآن جلسه دریگانه گزارش رسمی یکی ازسایتها ،ضرورت آن احساس گردید که به این کمبود برای آن رسیده گی شود تا رفقاودوستان محترمیکه درآن جلسه حضور نداشتند و ازنحوهً برخورد ونظریات رفقای سهم گرفته در ابراز نظرهای آن جلسه درمورد متن صحبت ها و اهداف آنها گزارش ومعلوما تی برای شان ارائه نشده است ؛ باخبر گرد ند . ازآنجاییکه متن سخنان کتبی وشفاهی تعدادی ازرفقا به طورهمه جانبه درآن سایت گزارش ونشر شده است ، ضرورتی به تکرارمندرجات آن صحبتها برای جلوگیری ازمکرر نویسی بیفایده ، وجود ندارد . لذا ، دراین نوشته پیرامون اهداف ، نظریات وپیشنهادات رفقایی تماس گرفته میشود که درمورد سخنان ونظریات شان تماس کمتر گرفته شده است . علاوتا ً ، درحدود لازم به بخشهای ازصحبت های تماس گرفته خواهد شد که درمواردی علائم استفهام از آن ( گپها ) به هوا پراگنده شد . کمیت جلسه ومشارکت شخصیتهای مختلف درآن به خاطری دلچسپ وطرف توجه بود که تعدادی ازرفقا وافراد مهم دیروزکه دردوران رهبری آن زنده یاد با ایشان ناسازگاری ومخالفت های شدیدعلنی ومخفی داشتند،نیز درجلسه شرکت نموده بودند.این حرکت ماهرانه به یاد ما آن ضرب المثل وطنی را میدهد که میگویند :( ماعجب مردم زنده کُـش ومرده پرورهستیم ) .وقتی آن بزرگوار زنده بود وبی هراس علیه دشمنان داخلی وخارجی وطن مبارزه میکرد ؛برعلیه اوشان تعدادی متحد گردیده وزمینهً تبعید ش را با همسویی وهمکاری با فاسد ترین حلقه ًرهبری حزبی ودولتی شوروی وقت ، مساعد ساختند ووقتی بعد سقوط سوال برانگیزودراماتیک حاکمیت ، ایشان ترک وطن نکرده ودربحرانی ترین وخطر ناکترین اوضاع درداخل وطن باقیماندند ، هیچ کدام این همراهان نیم قرنه ، نه تنهادرکنار ایشان باقی نماندند ؛ بلکه تا آخرین لحظه زنده گی ناشی ازرنج وبیماری آن بزرگمرد،حداقل احوال «رهبرشان» رانگرفتند؛ اما، حال که سالها ازجاودانه شدن ایشان سپری گردید ه است وتعدادی مطمین ازعدم برگشت ایشان شده اند ، 80مین سال تولد ش را طوری بدون آماده گی قبلی وبه صورت عجولانه طرف تجلیل قرارمیدهند که قریب است تحقق بزرگترین آرمان مشترک رفقا ونتیجهً تلاشها واحساس مسوولیت حلقات مسوول احزاب نهضت فراگیرومتحد ملی ، یعنی رفتن به سوی وحدت مجدد حزبی، زیر سوال برود وکم رنگ شود. جای تعجب اینست که همین رفقا وافراد گوش به فرمان شان ، همیشه رفقایی را که از واقعیتها سخن میزنند ؛ طرف انتقاد وملامتی قرار داده میگویند که فلان رفقا، درحق رفقا ی بزرگ ورهبران بدگویی میکنند وتخریبکاری مینمایند . آنها، هیچ فکر نمیکنند که همین رفقای گرامی طرف انتقاد قرار گرفته خود درحق رهبرورهبران شان که خود ، آنها را انتخاب ، رکلام وبرای شان کمپاین میکردند ودرمواقع استقبال ومشایعت شان هلهله وهورا سرداده و( کف ) میزدند وبه وسیله ً آن رهبران مطرح وحمایت بیدریغ شدند، چه کرد ند . ؟ شا ید این نوع برخوردهای انتقاد رفقا از پیش کسوتان، ناشی از ساری بودن این مرض رهبرستیزی دربین ما باشد که ما از بزرگان خود به ارث برده ایم نه کدام قصد وهدف دیگر. مردمان خوب ما میگویند : ( ازمکافات عمل غافل مشو** گندم از گندم بروید ، جو زجو) ویا اینکه : ( هرچی کشت کنی ، آن را حاصل گیری !) . به عقیدهً من ، این نوع گله گذاریها راه حل دایمی واساسی دارد وباییست به ابراز نظرهر روزه وتکرار این مکررات ، پایان داده شود . این هدف نیز بدون برداشتن گام های مشترک عملی ، بازگو نمودن اهداف ونیات شخصی وجمعی سیاسی ، بریدن از تمام روابط حزبی غیر سالم وضد دموکراتیک وقایل شدن ارجحیت به ضوابط واصول قبول شدهً تشکیلاتی در احزاب مدرن وسرانجام پا ماندن ولگد مال کردن تمام اقدامات مخفی وعلنی قدیمی مضر ثابت شده به حال افراد وتشکلات خودی وآغاز یک فصل جدید درشیوه های برخورد سیاسی بدون تبعیض وعقده دربرابر تمام رفقا ازطرف قدمه های بالایی حزبی دیروز، برای تحقق اهداف مطروحه درشرایط فعلی ، امکان پذیر نمیباشد . هرگز، نمیتوان از شخصیت های تاکنون اثرگذار (بادرجات متفاوت) وصاحب صلاحیت دیروز درعرصهً مبارزه ً سیاسی، برای ادای نقش فعال وموًثر به سان دیروز درتحقق اهداف امروز انتظاری به سان پار وپرارداشت ؛ مگرآنکه ایشان ،اولا ً در بین خودشان مصالحه کنند ، متحد شوند ویا دربین افراد داوطلب وآمادهً مشارکت درمبارزه وفداکاری درراه وطن وآرمانهای بزرگ انسانی با شیوه ها ی سالم وقبول نورمهای کاملا ًدموکراتیک مبارزه وهمکاری سیاسی ( وداع با مرکزیتهای خشک )و شخصیت های محترمیکه باثر کبرسن ،خسته گی سیاسی وجسمانی وسایرعوامل دیگر ، نمیخواهند ویا نمیتوانند نقش فعال ومتحرک را که نیاز جدی مبارزهً فعال است داشته باشند، ویا تغییری دراعتقادات وباورهای بعضیها نسبت به عقاید سیاسی ایکه خود سالها مبلغ ومروج آن بود ند ولی اکنون به برکت دانش و فهم گسترده و جهان شمول(!) شان به بطلان خط فکری دیروز که نه تنها تختهً پرش شهرت وقدرت وحتی شخصیت شدن همهً ما بود، پیدا کرده و اعتقاد درونی (!)، منفعت جویانه ویا مصلحتی پیدا کرده اند ومیخواهند بقیه ًعمررا درآرامش به سرببرند که دراین زمینه نیزهیچ کسی نباید حق مخالفتداشته باشد ، فرق قایل گردند . این کار باعث حل بسا مشکلات وسوً تفاهمات گردیده وباعث شناخت همراهان نبردها وتلاشهای بعدی وآن رفقای وداع کردهً ما خواهد شد که ما اخلاقاً حرمت مان را به سان گذشته نسبت به این شخصیت ها نیز به پاس مبارزات طولانی ،زحمات وفداکاریهای قبلی شان حفظ خواهیم کرد . اما، این نیز حق همه اعضای حزب دیروز ومبارزین حزبی وغیر حزبی وحدت طلب وتاکنون بی تفاوت نسبت به وحدت مجدد است که بفهمند که کیها ازبین پیشقراولان دیروز ،آنها را درشرایط جدید فعالیت های سیاسی ، صادقانه وبدون هرنوع تبعیض ومداخلات بیمورد بحران آفرین ، کمک وهمراهی میکنند . شایددرنزد رفقا سوال پیدا شود که چرا درهرمساًله وهرنوشته،ازجمله دراین گزارش جلسهً(28دسامبر) درهالند ، من درمورد رهبران وپیش کسوتان ، وظایف ومکلفیت های سیاسی واخلاقی شان درشرایط فعلی وبرجسته شدن نقش وجایگاه کنونی شخصیت شان درمبارزه ومقاومت علیه دیو های سیه درون ارتجاع چند سرداخلی وخارجی، بنابرانتظاراتی که ازایشان وجود دارد وبراساس دانش سیاسی ،تجربهً حزبی و ادعاهای قبلی وامروزی خود شان دراین زمینه چیزهایی را می نویسم . این تماس گرفتن های من درمورد این نوع مسایل بنابر ناگزیری تاهنوز موجود درساحهً فعالیتهای سیاسی وتشکیلاتی دیرینه وجدا ً صدمه دیدهً مشترک مان است ؛ نه بروفق تفنن وجمله پردازیهای بیجا .! رفقای عزیز ! ما، با چنین امیدها وانتظارات درهر جلسه اشتراک میکنیم وازاین ناحیه به سان همیشه ( سردردی) نصیب ما میگردد وبس . باید به انواع (دردسر) ها برای اندیشیدن وعمل کردن سالم ، به موقع ومفید خاتمه داده شود . اما، درمورد جلسه ً هالند ، به صورت خاص باید گفته شود که: سخنان آغازین ، انانس رئیس جلسه ( رفیق طلا پامیر)ومحتوای صحبت ایشان ، سخنا ن درج شده دربیانیه های کتبی وشفاهی رفقا: سرخابی وسادات ، روًسای شوراهای اروپایی نهضت فراگیرترقی ود موکراسی وحزب متحد ملی که هر سه تن شان مطابق تفاهم قبلی مسوولین اروپایی دوحزب درمحلی که میتوان آن را جایگاه هیت رئیسهً گردهمآیی قیمت داد ،اخذ موقع نموده بودند ، همه مشحون ازحرمت گذاری نسبت به شادروان رفیق ببرک کارمل ، شخصیت ، دانش وجایگاه اجتماعی ایشان واز ضرورت تاً مین وحدت مجدد حزبی، تفاهم رفیقانه وناگزیری برای تداوم پروسهً تلاشهای وحدتخواهی بود . این رفقا که قبلاً نیز گامهای استواری را درحل پرابلمهای کشت شده دربرابر وحدت رفقا برداشته بودند درابراز نظرهای شان دراین زمینه مصرانه پا میفشردند. رفیق نورالحق علومی ، رئیس حزب متحد ملی ،هنگام ابرازنظرشفاهی پیرامون گرامیداشت (80 مین) سالگرد تولد زنده یاد رفیق ببرک کارمل ،قبلا ًرهبر حزبی ودولتی افغانستان یادآورشد که: «ما به رفیق ببرک کارمل به صفت رهبر مان ارزش قایل بودیم وهستیم. ما، سالها درکنار رفیق کارمل قرارداشتیم وتا زنده باشیم ،احترام شان را به خواهیم آورد ». رفیق علومی اضافه کرد که: «وحدت را باید برای آن تاًمین کنیم که وطن به ما وشما واتحادماضرورت دارد و مردم بالای ما حساب میکنند . وضع وطن روز بروز بدترشده میرود ومداخلات خارجیها نیز قطع نمیگردد . وحدت خانوادهً مشترک ما ، ضامن پیروزی های ماست .» رئیس حزب متحد ملی افغانستان درجریان صحبت از اوضاع داخل کشوردربسا موارد ضروری معلومات مفید ارائه کرد .من به حیث شنونده احساس کردم که در بازگو کردن حقایق مربوط به پیشرفت پروسهً وحدت درداخل وطن ، بین ایشان ورفقای محترم نهضت فراگیر وشخص رفیق شیرمحمدبزرگر ، رئیس شورای موًسسان نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی افغانستان، اعتماد متقابل وروابط گرم رفیقانهً وجود دارد که میتواند مایهً دلگرمی همه حزبیهای صادق ووحدت طلب باشد . قابل یادآوری میدانم که درتبارزدادن دوستی ومحبت نسبت به حزب دیروز ، وحدت مجدد رفقا واحتـرام به شخص رفیق ببرک کارمل فقید، موضعگیری رفیق علومی ، واضح وطوری روشن بود که مجالی برای سوً تعبیر های قبلا ًپلان شده به وسیلهً افراد مغرض باقی نمی ماند تا از آن به حیث وسیله یی برای کند ساختن پروسهً وحدت مجدد حزبی ویا نامبرده رادرناگزیری قراردادن ،استفاده کنند. رفیق علومی ، درجریان صحبت ازدولت آقای کرزی انتقاد نموده وازظلم وبیعدالتی دروطن ، ازمداخلات پاکستان وکشتار غیر نظامیها درجنگ وسایر موارد یادآوری کرده ومعلومات داد که طرف استقبال نیز قرار گرفت . قابل یاد آوریست که رفیق محترم سلطانعلی کشتمند نیز طی ارسال پیامی ، (80 مین ) سالگرد تولد رفیق ببرک کارمل را به خانوادهً آن زنده یاد وبه سایر رفقا تبریک گفته بودند. آن پیام از طرف رفیق اسدالله کشتمند ، برادر ایشان به خوانش گرفته شد . ایکاش شخص رفیق کشتمند درآن جلسه ً شکوهمند ،حضور پیدا میکرد وازسایرشخصیتهای کلیدی حزبی ودولتی دیروز نیز بدون تعصب غرض اشتراک در آن جلسه وابراز نظر درمورد هدف آن ،دعوت صورت میگرفت . بعد ا ً رفقا : شفیق الله توده یی ، حبیب منگل وداوود رزمیار با تفسیر صحبت کرده وهرکدام شان خاطرات ، برداشتها ، نحوهً شناخت ودرجه ًتقارب شان را ازشادروان رفیق ببرک کارمل ،عقایدوباور های ایشان ، بیان کردند. درصحبتهای ا ین رفقا ، بیشتر درمورد سالگرد تولد رفیق فقید ببرک کارمل صحبت شد. ( متن صحبتهای این رفقا قبلاً درمشعل اقبال نشر یافته است وضرور به تکرار نیست) اما، رفیق شفیق الله توده یی( قبلاً رئیس شورای اروپایی نهضت)که سخنرانی شان چند مرتبه طویل ترازرئیس فعلی شورای اروپایی نهضت رفیق ( سرخابی) بود ؛ دربخشی از صحبت های شان گفتند که : ( همین اکنون ، رفقا از پاکستان ، افغانستان وسایر کشورها ) با ایشان تماس گرفته ودرمورد وحدت وسایرمسایل سوال می کنند.(شاید آن رفقای محترم خبر ندارند که دررهبری شورای اروپایی رفیق دیگری به جای توده یی صاحب انتخاب گردیده است) به هرصورت وظیفه ًرفقایی که همیشه ازنظم ودیسیپلین به خاطر (سیطرهً خودشان بالای وضع ورفقا ) خوش شان می آید وحمایت میکنند اینست که برای این رفقای مراجعه کننده تفهیم گردد که بایدحتما ً با آدرس جدید برای آن تماس بگیرند که مراعات نمودن «صلاحیت شخصیتهای انتخاب شده از طرف انتخاب کننده ها » ، نه تنها امریست ضروری ، بلکه مکلفیت اخلاقی وتاًمین دیسیپلین تشکیلاتی دراحزاب میباشد. محترم ( توده یی ) درمورد تا مین وحدت مجدد رفقا ، با اینکه موافقت خودرا ابراز کرد ، گفت کـه : ( هنوز راه درازی برای رسیدن به وحدت درپیش داریم ). ولی از این راه های باریک وتاریک (؟؟)در مسیروحدت صحبت نکرد. تاجاییکه من برداشت کردم این جملهً کوتاه (هنوز راه درازی درپیش داریم ) هم سوال برانگیز بود و هم تشویش آور. این جمله درحالی در آن گردهمآیی مهم بیان گردید که رفقا ازپیشرفتهای سریع و عمیق درامروحدت مجدد رفقا درداخل وطن که نه تنها صفوف اصلی این احزاب شامل گفتگوهای وحدت ، بلکه رهبران ومسوولین ارشد هر دو حزب با هم برادر، یکجا باسایر رفقا وتحول طلبان درآنجا زنده گی وفعالیت میکنند؛ بلکه سخن از تفاهمات وتقاربهایی میزنند که جدا ً امیدوار کننده است . بروز دادن درازی راه رسیدن به وحدت از طرف توده یی صاحب درآن جلسه وبعد این همه امیدواریها وتلاشها درداخل وخارج درحالی به اطلاع رفقا رسانیده شد که فقط چند لحظه قبل ، رئیس ومسوول اولی واصلی شورای اروپایی نهضت فراگیرترقی افغانستان،رفـیق احمد شاه سرخابی دربیانیه کتبی شان که بدون شک ازملاحظه شد وتوافق دسته جمعی شورای اجرائیهً اروپایی نهضت ، گذشته وبرخوردار گردیده است ؛ مژدهً تحقق وحدت مجدد رفقا را درنزدیکترین زمان ممکن خبر داد ومتذکر شد که گام های اساسی دراین زمینه برداشته شده وموانع جدی درزمینه وجود ندارد .!! من باور کامل دارم که سخنان مسوولینی که نظر وعمل شان دراثر مشوره با سایرین شکل بگیرد وبا خودمحوری ضرب نخورده باشد ومسولانه درمحضرجمع غفیری ازرفقا ابراز گردد؛ نه تنها تحقق می یابد، بلکه نسبت به سخنان افراد دیگری که نقطه نظرات شخصی خودشان را همیشه بیان میکنند، قابل اطمینان تر است .ازاین رو ما امید خودرا خدشه دار نمی سازیم . .((رفقا ما برای سعادت و خوشبختي مردم که هدف ماست از هيچ کاری دريغ نخواهيم کرد.زيرا حزب وسيله است،نه هدف. بعضاً رفقا از مشکلات در اين پروسه شاکي مي باشند.در اين رابطه مي خواهم ابراز دارم که اگر خانهء ما سوخت،ديوارهای آن پخته شد،اگر حاکميت ما سقوط کرد،اما تجربه ما افزايش يافت.يعني تجربه ما افزون شدخوشبختانه امروز هرکادر ديروز ما صلاحيت رهبری را دارد،پس بايد برمشکلات غلبه حاصل نمود.اين امر ما را معتقد به تصميم گيری خلاق،توأم با خردورزی،دلسوزی به امر سازمان و دقت لازم در تمام موارد سازماني ما مي سازد.)) ازبیانیهً محترم ( شفیق الله توده یی)کاپی شده ازسایت (مشعل)
شاید درسخنان توده یی صاحب معانی عمیقی نهفته باشد که من بنابر عدم توانایی، آن را دریافته نتوانم ولی باعقل قاصر خود اینقدر اضافه میکنم که ایکاش پخته گی دیوارهای ما که متاًسفانه آن دیوارهانیز باقی نمانده است ، به قیمت سوختن اصل خانه که همهً ما ومردمان زحمتکش رادرخود جمع کرده بود ؛ عملی نمی شد. ایکاش ما هرگزصاحب صلاحیت رهبری نمی شدیم وکسب تجربهً ما به قیمت سقوط حاکمیت مردم هرگز ( افزون ) نمیگشت . این همه افراد دارای صلاحیت رهبری شده وآنهم با آن قیمت گزاف که (توده یی ) صاحب به آن اشاره کرده است، درشرایط بیوطنی وفلاکتبار دور ازمیهن ، به درد کدام مردم وسرزمین خواهیم خورد وچه دردی رادوا خواهیم کرد؟ جز ًافتیدن به جان هم ، درخود فرو رفتن وهمه دنیا را باچشمان کم بین خود دیدن وخودرا بهر قیمت بالای سایرینی که ازما درهراستقامت ، با صلاحیت تر ومسحق ترند ، بانیرنگ تحمیل کردن وتشدید تا حال کشنده وروز افزون اختلافات سیاسی وشخصی براساس تجاربی که( بعد سقوط دولت وبه قیمت خیلی گران وابدا ًغیر قابل جبران) پیدا کرده ایم کدام حاصل دیگری داریم . آیا ،این نوع تحلیلها هم ناشی از پخته گی وکسب تجارب ماست ؟؟؟!!! آیا، واقعا ً ماازشکستها وحوادث ،چیزهای مفید آموخته ایم ؟! آیا ، 14 سال حاکمیت خود برای هرکدام ما عالمی ازتجربه واندوخته های سیاسی ، اداری واجتماعی نداده بود که باردیگر خواستیم به آن قیمت صاحب (تجربه) ای شویم.؟ من امیدوارم این نوع تحلیلها صرف برای دادن روحیه وتا ًمین حداقل آرامش به رفقا وهمفکران ماباشد، نه برای توجیه سقوط حاکمیت وارایه ًدلایل غیر قابل قبول به رفقا ومردم وطن که باراصلی سقوط را متحمل گردیدند. باید ، سوال شود که این کدام عقل وتجربه است که درحالیکه (دیوار های خانهً مشترک مان پخته شده است ) خود هنوز خام باقی مانده ایم وحداقل جاه طلبیها وخودخواهیهای شخصی وفرکسیونی خودرا قربان تامین وحدت رفقا که زنده گی وپیروزی ما ونجات وطن به آن وابسته است ، ساخته نمیتوانیم. آیا ، مردم ورفقا به سخنان ما اعتماد خواهند کرد. آیا ، تحت فشار قرار دادن رفقای مرکز درطول این مدت غرض عدم توافق با وحدت تشکیلاتی باسایر رفقا ودرراًس حزب متحد ملی وگروگان گیری رفقا به خاطر حداقل کمک های مالی دراین زمینه ناشی از پخته گی مانیست ؟ و.... رفیق توده یی :(رفقا ميدانند که در سالهای اخير زنده گي رفيق کارمل من افتخار آنرا داشتم تا با ايشان بوده و از مکتب بزرگ دانش و تجربه رفيق کارمل قطراتي را مستفيد شوم.واقعاً خاطرات فراموش ناشدني بيشماری از ايشان بجا مانده است که تنها به يکي آن اکتفا مي کنم. وقتي طالبان به طرف کابل پيشروی داشتند،انجنيراحمد معاون جنبش شمال ضمن مصاحبه با راديو بي بي سي در برابر پرسشي که واکنش انها در برابر پيشروی طالبان به سوی شمال چيست گفت،که انها سالنگ را مسدود و موجوديت افغانستان شمالي را اعلام خواهند کرد.وقتي رفيق کارمل اين خبر را شنيد از خشم و اندوه مو بر اندامش ايستاد.سراپايش را تأثر و اندوه فرا گرفته بود. بمن هدايت داد تا آماده گي برای ترک حيرتان داشته باشيم.زيرا در صورت همچو اقدامامي به گفته رفيق کارمل ماندن در آنجا بزرگ ترين خيانت و گناه تلقي مي گرديد. رفقا،کادرهای محلي وقتي خبر شدند،آمده و با گريه و عذرخواهي از اينکه مردم شمال باعث سراسيمه گي رفيق کارمل شده، بجای آنکه خدمتي را به رفيق کارمل انجام دهند،و همچو ضربه بزرگ را بر روان وی وارد آورده اند،پوزش مي خواستند.تا اينکه فردا شب سخنگوی جنبش شمال اين ادعا را رد و آنرا نظر انجنير احمد دانست،نه فيصله رهبری جنبش.باور کنيد رفيق کارمل وقتي اين خبر را شنيد،از خوشي به کالا نمي گنجيد.گويي دوباره به دنيا آمده باشد.( کاپی شده از سایت مشعل) این موضوع را موشگافی کردن ،وقت کافی میخواهد. اما، آنچه به طور عاجل باید به آن اشاره شود اینست که : طرح شمال وجنوب وشرق وغرب دروطن واحد ، بدون شک تخطی از نورمها وقواعد ساده وابتدایی وطن پرستیست . اما ، ناگزیری ها را نمیتوان مردود دانست ، به شرط آنکه از این نوع اقدامات به حیث اهداف تاکتیکی وغرض نجات کل وطن ازدست اشغالگران وعمال خارجی استفاده شود ، طوریکه دردوران تسلط فاشیزم دراروپا عملی گردید . من، هرگز با طرحها ودیدگاهای آقای انجینر درمورد جدا کردن شمال ازپیکر وطن موافق بوده نمیتوانم. اما، طالبان مناطق اشغال شده به همکاری پاکستان ونیروهای اجیر بنیاد گرای خارجی را، نه برای درکنترول نگهداشتن خودشان بلکه برای حکمفرمایی جواسیس وعمال مذهبی- نظامی بنیادگرای پاکستانی والقاعده ، ازوجود مخالفین شان با قساوت پاکسازی میکردند. ازاین گذشته اگر اقوام وگروه های سیاسی ، قومی ومذهبی سایر مناطق وطن به آن رهبر علاقه مند بقا دروطن وخواهان جان دادن درسرزمین آبایی شان ، امکانات حد اقل زنده ماندن را میسر میکردند ، شاید رفیق کارمل درریگهای داغ وسوزان حیرتان مجبور نمیشد که تمام عمر باقی ماندهً شان را درآن جا سپری کنند وحتی از پیدا کردن چند متر زمین در قبرستان پدری شان ویا خوابید درپهلوی هزاران جگر گوشه گان نامراد حزبی وغیر حزبی ، محروم شوند . ما ، باید حقایق را بگوییم .این گروه ها وسازمانهای حاکم درشمال ودرراس جنبش ملی – اسلامی افغانستان بود که علی الرغم کل بی توجهی هایشان نسبت به زنده گی وسرنوشت رفیق ببرک کارمل ، به ایشان حق بقا وزنده گی درحیرتان را درشرایطی امکان پذیر ساختند که بنیادگراهای افغانستان درمرکز وولایات جنوب وغرب کشور، نه تنها مخالف بقای ایشان دروطن بودند بلکه نه تنها گروهای افراطی که حتی نیروهای معتدل وگویا دموکرات شان مثل ( آقایون مجددی وگیلانی) اجازهً برگشت جنازهً ایشانرا به داخل کشورنمیدادند وبا به خاک سپردن شان درشهرک حیرتان مخالفت میکردند. رفقاییکه درمعیت تابوت به داخل وطن آمدند وشاهد مارش عظیم شهریان حیرتان واشتراک وسیع بزرگان وموسفیدان شمال وهزاران رفیق ازسراسر وطن درمراسم خاک سپاری رفیق ببرک کارمل ، بودند ؛ به چشم سر مشاهده کردند که حتی بعضی ازحلقات تنظیمی جهادی شمال درپهلوی معاونین جنبش درمراسم تدفین وتکفین اشتراک کرده بودند که شادروان رفیق بریالی ، درصحبت کوتاه شان درسر قبر، از جنبش ملی به خاطر مساعدت درامر برگشت جنازه ومراسم تکفین اظهار تشکر کرد . لذا، مو ، راست شدن دراندام رفیق کارمل را بااینکه خودشان میدانستند ، برای این با نگرانی به خونش نگرفتم که شخص ایشان درجواب تحلیل رفیقی که گفت: ( پدر تشویش نداشته باشیم .( میگویند دربین طالبها افراد روشنفکر نیز وجود دارد ) ، گفتند که اگر من( ببرک کارمل) نیز ازطریق پاکستان وبه زور پاکستان به وطن غرض کسب قدرت وارد شوم، شما بالای من هم اعتماد نکنید ومرا دشمن وطن تان بدانید وشعار مرگ بر کارمل را سردهید. این اظهار نظر نه تنها عمق شناخت رفیق کارمل از دسائس شیطانی پاکستان را به ما میفهماند ، بلکه عمق نفرت ایشان از عمال پاکستانی را متبارز میسازد. بنا ً ، درشرایط حاکمیت طالبان که حتی بر مجسمه های گلین بامیان رحم نکردند وباعث شهادت المناک رفیق داکتر نجیب الله وبرادر جوان شان وهزاران هموطن بیگناه دیگر ما شدند، چه امید دیگری برای آن رفیق زنده یاد باقی مانده بود که به قول معروف از (زیر چکک به زیر ناوه) میخزیدند. اما، درمورد حکومت ویا جمهوریت شمال ویا انتقال مقر ریاست جمهوری افغانستان از کابل به مزارشریف دردوران ( شهید داکتر نجیب الله ) بابت پرابلمها ومشکلات آن وقت باید گفته شود که سخنان انجینر احمد برای بار اول مطرح نشده است. این موضوع را اگر افراد کلیدی وسفر کرده از کابل به سوی مزار ، توضیح ندادند ، من درحد معلومات ناچیزم ، چیزی خواهم نوشت. دراین موارد درنوشته های بعدی بیشتر روشنی خواهم انداخت .
سخنران دیگرآن محفل ، رفیق داوود عزیزی قبلا ً افسر بلند پایهً اردوی ملی افغانستان بود که بمناسبت سالگرد تولد رفیق ببرک کارمل فقید ، سخنان خوب گفت وبیانیهً مهیج داد. رفیق نامبرده درمورد ضرورت تاً مین وحدت پافشاری نموده وهیچ دلیلی را برای قبول موانع موجه ندانست. رفیق عزیزی ،بقایای هیت رهبری حزبی دیروز را طرف خطاب قرارداده گفت که: اگر با این بی تفاوتی برخورد کنید ونسبت به امر وحدت مجدد رفقا نقش تان را مسوولانه ادا نکنید، تاریخ ونسل بعدی شما را هر گز نخواهد بخشید.سخنان رفیق عزیزی مورد استقبال گرم رفقای حاضر درمحفل قرار گرفت . درآن جلسه ً شکوهمند به اثر تقاضای تعدادی ازرفقا وعلاقه مندی خودم ، نوبت به ابراز درد دل کردن گرفتم واین موقع به من لطف شد. من ، سخنانم را نه باگفتن تبریک به مناسبت (80 مین ) سالگرد تولد زنده یاد رفیق ببرک کارمل که هرگز درزنده گی شان علاقه ای به این مناسبتها نداشتند ، بلکه به خاطرمرگ نابهنگام شان آغاز کردم وبه همه رفقا واعضای خانوادهً محترم شان به مناسبت مرگ زود رس ایشان، شهادت ومرگ سایر رهبران ، همه شهدای دوران حاکمیت وکلیه انسانهاییکه درراه تامین عدالت وآزادی وطن ، جانهای شرین شان را قربان کرده اند ، تسلیت گفتم . این مطالب شامل سخنان من بود که درذهنم باقی مانده وبه شما نقل میکنم. رفقای عزیز! ( خواهش می کنم تا این گردهمآیی بزرگ وبا عظمت واین مناسبت باارزش را به جلسهً سراسری تا ًمین کننده گان وحدت مجدد حزبی تبدیل نمایید. ارزش دادن به رهبران واقعی ودرراس رفیق شادروان ببرک کارمل، جزً خصلتهای نیک وطنی وحزبی ما میباشد وباید بزرگان مان را فراموش نکنیم. اما ، برای رسیدن به اهداف شخصی وسیاسی محدود از قبر رهبران برای خود ( بلنداژ ) نسازیم . حال که به برکت درک واحساس مسوولیت رهبری های حزب نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی وحزب متحد ملی واقدام شجاعانهً مسوولین اروپایی این دوحزب ، اسناد معتبروحدت به امضا رسیده است ؛ما وظیفه داریم که ازموقع استفادهً لازم نموده وبه افتخار این مناسبت باارزشی که دورهم جمع شده ایم ، این امکان را میسر سازیم که نه به حیث اعضای دوحزب، بلکه به صفت فرزندان حزب واحد ازتالار خا رج شویم وبه تمام دوریها وچند رنگیها خاتمه دهیم . باید توجه داشته باشیم که اگر به ادعای خود مبنی بر حرمت گذاری به رفیق ببرک کارمل صادق هستیم باید ( وحدت مجددحزبی ) را به این محفل تحفه بدهیم وبه این وسیله روح تمام رفته گان وجستجوگران وحدت صادقانهً حزبی را که آرمان شان برآورده نشده چشم از جهان بستند، شاد سازیم. گفتنی است که تحفه قرض داده نمیشود؛ باید آنرا همین اکنون ودرهمین تالار تقدیم نماییم ،وگرنه دروغ میگوییم . اکنون با ابراز تمام احترام واخلاص به رهبران دیروز حزبی وازجمله شماهای که دراین تالار تشریف دارید ، ازنام کادرها وصفوف حزبی ، خطاب کرده میگویم : رفقای محترم ! چرا به ندا ها وفریادهای ما جواب نمیدهید ؟ چرا دین تان را برای متحد شدن دوبارهً رفقای تان که بخش اساسی تشکلات امروزی شان محصول زحمات دیروزی خودشماست واکنون بابت اشتباهات سران حزبی ( تیت وپراگنده ) شده اند ودرانواع دردها ورنجهای بی اتفاقی میسوزند ،ادا نمیکنید.؟ چرا ، اولا ً دربین خود تان مصالحه وآشتی نمیکنید؟ آخر، چه مشکلی دارید که حل نمیگردد.؟شما خود میدانید که صفوف برای تاًمین وتطبیق اوامر شما، چندین دهه بدون کوچک ترین سوال عمل کرده وخم به ابرو نیاورده است. هزاران تن ازبهترین فرزندان حزب ووطن درراه آنچه دساتیر ، آرمانها واحکام شما بود ، قربانی شدند .آیا ، لازم است برای تعین سرنوشت این رفقا که تعین سرنوشت خود شما و مردمان زحمت کش وطن میباشد ، بیشتر ازین تماشاچی باقی بمانید .؟ من، به نماینده گی از کادرها وصفوف فداکار حزبی وازجملهً رفقای حاضر دراین جلسه به شما رهبران محترم میگویم که ما 40 سال فرمانبردار شما بودیم. اکنون ودرهمین تالارازنام این رفقا ، به شما هدایت داده میشود که خودرا باپروسهً مبارزات وحدت طلبانه ورفتن به داخل وطن همنوا وآماده سازید وازمخالفت علنی ومخفی با جریان وحدت طلبی رفقا ودررا ًس احزاب شامل گفتگوهای وحدت،خودداری کنید ؛ درغیر آن به مشکلات وواکنشهای شد ید مواجه خواهید شد . به این مناسبت به شما اعلام میگردد که فعالیتهای وحدت طلبانهً موجود را به حیث قیام مهار ناپذیر صفوف حزبی تلقی نموده ودرامر کمک به این پروسه آنچه را درتوان دارید به حکم مصالح مردم ووطن وبه خاطر جمع شدن رفقای دیرینهً راه وعقیدهً تان ،دریغ نکنید . (اخذ تایید رفقای جلسه وبلند شدن صدای توافق شان با سخنان ) ادامه دارد....
++++++++++++++++++++++++++++++
اكنون كه بعد تلاشهای فراوان كليه رفقای بااحساس، درک و مسوولیت پذیری هیئت های رهبری حزب نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی وحزب متحد ملی افغانستان ، فضای مساعدی برای تشكيل حزب واحدميسرگرديده است ؛ لازم است كه فرصت را غنيمت شمرده وبا گامهای استوار، هركدام ما برای ادای وجايب ومكلفيتهای بعدی وناتمام مان دست به كار شويم وآسانترين طرق نيل به هدف را جستجو نماييم. دراين زمينه بايد هركدام ما ، جلو خـرده گيری ، سنگ اندازی وفعاليتهای آشكار وپنهان افراد وحلقاتی را بگييريم كه اين مجموعهً كوچك، ازسالها قبل به اينسوبا،یا وحدت مخالف اند ويا بقا وقدرت (سوغاتی ،سفارشی وغيردموكراتيك ) به دست آمدهً شان را دروحدت ازدست ميدهند. اين كته گوری افراد ، درهر شرايط ، مراحل ،تصاميم وعملكرد های جمعی محدود ووسيع ،عاشق جاه وجبروت خود اند و بايد هميشه درآيينهً همه اتفاقات،توافقات وهرنوع تحول، چهره های مبارك (!)خودرا ببينند ، درغیرآن باکل مهارت وشارلتانی ازهرنوع کارشکنی وبهانه تراشی استفاده میکنند . ما ازخود باید بپرسیم که: آیا ، تعهد کرده ایم ومجبورهستیم که تا پایان عمر،کفاره پردازان همه اشتباهات ، کجروییها وخودسریهای چند نفری باشیم که همهً جهان را ازورای چشمان پر از آز وهوس سیاسی ومنافع تنگ شخصی وحلقه بازی های خود میبینند .؟ نی، وهرگز ، نی . زیرا مبارزه واستقامت درکلیه عرصه ها ادامه دارد ونمیتوانیم نظاره گر باشیم ویا توقف نماییم. آنطرف تردرگوشهً ويرانه ها وخرابه های حزب ازهم پاشيده شدهً ما كه به سان غزهً مقاوم وخون چكان گشته به دست دژخيمان دولت يهودی ودرفکر توراتی شدن جغرافیای منطقه وحاميان عربی وغربی آن، فرزندان صادق حزب وزحمت كشان وطن كه روزگار سخت وخونينی را سپری كرده و دردفاع ازوطن وآرمانهای مقدس شان تلفات عظيمی را درجنگ ومقاومت عليه نيروهای مداخله گرخارجی كه همين ايتلاف موجود نظامی وحاميان سياسی اسراييل برای دوام خون ريزی درغزه ، ستون فقرات لشكريان اجير وشبكه های مخفی استخباراتی وتبليغاتی آن را درجنگ مداخله گرانه علیه وطن ما، تشكيل ميداد متحمل گرديده بودند ؛ باگرفتن درس عبرت از گذشته وصدمات ذوجوانب ناشی ازازدوری ها وبی اتفاقيها،تصميم گرفته اند كه برای دايم به عمرزيانبارفركسيونبازی،بی اتفاقی ، قوم پرستی ورهبرستيزی وبت سازیهاؤ جدید ، خاتمه داده وبا نقد سالم از اشتباهات ديروز وافتخاربه دستآوردها ،مقاومت وپايد داری كم نظيردیروز، دربرابر ارتجاع وتجاوز نظامی حمايت شده به وسيلهً بنيادگرايان،درجریان فعالیت های سیاسی ، حزب سازی ومبارزات وطنپرستانه فعلی، برای دموکراتیزه شدن واقعی حیات حزبی، باشفافیت تام وشایسته سالاری کارگرفته وازبروزكيش شخصيت ، رفاقت بازیهای شخصی درتشكيلات حزبی ،مطلق العنان بودن وغير جوابگو بودن حلقات رهبری وعدم شكل گيری قرارگاه های خشك مركزی سياسی عسكری گونه وغيردموكراتيك درداخل حزب جلوگيری به عمل آورده وزمينه های عملی ودايمی تصميم گيريهای عجولانهً مقامات بالايی حزب راکه درآیندهانتخاب خواهدشد درهمه اموركليدی وسرنوشت ساز، بدون مراجعه به نظریات صفوف وزحمتكشان حامی حزب ( پايه وستون حزب وهر تحول سالم سیاسی واجتماعی) از آغازهمين رستاخيز جديد ( شوروشوق مبارزه ووحدتخواهی) برگشت ناپذير سازند. زیرا ، همه مزهً تصامیم خودسرانه ومحدود را چشیده ایم.! رفقای عزيز ! اكثريت رفقا، خاصتا ً درخارج وطن وحلقات رهبری وكادری احزاب متحد ملی ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان درداخل كشور، خبردارند كه به تاريخ 28 دسامبر 2008 جلسهً باشكوهی درهالند اين مق دايمی كنگره ها وجلسات حزبی به خاطر حمايت ازوحدت دوبدنهً اساسی حزب ديروزداير گرديد .آن جلسه با اضافه شدن ( تجليل از هشتادومين )سال تولد شادروان ببرك كارمل ، رهبرحزبی ودولتی افغانستان رنگ ورونق بيشترپيدا كرد . سخنرانان زيادی درآن گردهمآيی باشكوه كه گزارشگران مسوول تعداد شركت كننده گان را به (500) نفر تخمين زدند، از خاطرات شان قصه هاكردند . اين سخنرانان همه متعلق به نسل دوم رهبری وتعدادی از سابقه داران حزب بودند واز شخصيت های همطراز آن رهبر فقيد كسی سخنرانی نكرد، درحاليكه دونفر از اعضای بيوروی سياسی قبلی نيزدرجلسه حاضر بودند. درآن فضای ابراز احساسات وگرمجوشی رفيقانه كه اكثريت شركت كننده گان را اعضای نهضت فراگير وحزب متحد ملی تشكيل ميداد، تقارب وهمسويی ، اعتماد واحترام متقابل رفيقانه ،جای رقابت و تبليغات منفی چندی قبل را گرفته بود وگويی اعضای يك حزب و يك آرمان گردهم جمع شده بودند. حقيقت نيز چنين است ولی اينكه چرا عده ای اين همراهی (44) ساله را قربان هوسها وآرزوهای شخصی خود ميسازند ورقبا ومخالفين را بر رفقا ترجيح ميدهند بايد به حال ايشان تاًسف كرد وبه حال خودما برای آن بخنديم كه تاهنوز عميقا ً متوجه اشتباهات مان نميگرديم. اما، دربارهً آن جلسه و فضا ی رفيقانهً آن كه ما یکدیگررا بعد مدتها درزير يك سقف ميديديم وپهلوبه پهلوطوری نشسته بوديم كه هزاران تن ديگرما دردل خاك سياه ودرتپه های شهدا، بدون لوحهً تشخيص گروه ، فركسيون ، قوم ، زبان ووابسته گی به اين رهبروآن رهبر ،شامل حزبيها وغير حزبيها به خواب ابدی رفته اند ودشمن نیز بدون تشخیص نام وگروه آنها را به جرم حزبؤ بودن ووطن پرست بودن هدف تیر کینه ونفرت ضد عدالتخواهی قرارداده بود. این شهدا باینکه درزیر زمین خوابیده اند ولی قبرستان شان تا هنوز بیانگر اتحاد ویکدلی وطنپرستانه میباشد. اما ، ما با براه انداختن اين همه بی اتفاقيها ، گروه سازيها واختلافات بیمورد، ارروح ايشان را ناراحت ساخته ايم . بايد گفته شود كه آن محفل برای همه حزبيهای صادق ووحدت طلب وهمه وطنپرستانی كه وحدت واتحاد كليه نيروهای ترقيخواه وطن را عامل آرامش وطن وتامين سعادت اكثريت مردم زحمتكش ونجات افغانستان ازاين همه بدبختی های موجود شكل گرفته به وسيله مداخله گران خارجی وعمال داخلی آنها ميدانند،با وجود پارهً كمبود ها ازجمله زير شعاع قرار گرفتن مسالهً (كليدی وحدت) خواه به طور آگاهانه ويا غيرعمدی ، بسيار اميدواركننده ارزيابی ميگردد. دراينجا، جادارد كه باید ازهمه آنانيكه باقبول ابراز نظرهای اضافی درمورد اين جلسه ، درامر تدوير آن نقش اداكردند وسهم گرفتند ، تشكر كرد. درحاليكه مواردومسايل متعدد وجدا ًقابل بحث درمورد شيوهً سخنرانیها ومحتوای بيانيه های گرم تعدادی ازسخنرانان وجود دارد وتفسير وتحليل آنها مفيد نيز است ؛ ولی برای آنكه بحث پيرامون ( وحدت ) اين كليدی ترين وسرنوشت سازترين آرزوی ديرينهً مان دنبال گردد؛ ازبحث پيرامون صحبتها وقصه ها خودداری ميكنم وبه اين اكتفا ميكنم كه بگويم : « يكی از سخرانان تحت نام يادبود از زنده ياد ( رفيق ببرك كارمل) خودرا به معرفی گرفت وخواست از نام آن شخصيت بزرگ، خودرا همه كاره وانمود كرده ودرزمرهً ( قديسين) به حساب آورد وهمه را برای ادای حرمت نسبت به خودش ملزم سازد.» ! آيا، بی انصافی نيست كه اولين محفل ياد بود از شادروان ببرك كارمل راكه تمام عمرشان را دراه بيداری وتشكل رفقا وزحمتكشان سپری نموده بودند ؛بادادن چند بيانيهً صرفاً سياسی وياد آوری چند خاطره، محدود ساختيم وصدها مطلب اساسی كه بايد با بينش عمیق وديد روشن به آنها رسيده گی ميشد ؛ از تماس وتوجه ما دورماندند .يكی ازين موارد ،مسالهً تا ًمين وحدت مجدد رفقا است كه ميتوانست ره آورد عملی اين تجليل ميگشت ومژده دهندهً بزرگ به تمام همرزمان تاهنوز بی اتفاق و منتظر به وحدت مجدد رفقا وبازگشت به صميميتهای صادقانهً حزبی. من شخصا ً اقدام رفقا را برای تجليل از (هشتادومين ) سال تولد شادروان ببرك كارمل « رهبر فقيد» ما به ديدهً قدر مينگرم ولی سوال اينجاست كه با وجود تلاشها وتبليغات فراوان قبلی ،هيچ سازماندهندهً فعلی به شمول آنانيكه هم خود شان وهم مدافعين شان از همراهی آنها با شادروان ببرك كارمل تا آخرين روزحيات آن رهبرفقيد ياد وبهره برداری ميكنند؛حاضر نشدند كه اقلا ًيك محفل كوچكی را بنام سالگرد روزوفات ايشان برگزار نمايند. آيا ، بهتر نبود ( 80مين )سالگرد تولد زنده ياد رفيق ببرك كارمل را جداگانه ومحفل گراميداشت تلاشهای وحدت طلبانهً اخيربين رفقای حزب متحد ملی ونهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان را به پيشوازگراميداشت (44مين) سالروزتا ًسيس حزب دموكراتيك خلق افغانستان جداگانه تجليل ميكرديم تا درضمن جلوگيری از به حاشيه رانده شدن يكی از اين مناسبتها ،وقت كافی برای بررسی حقايق ، بيان اهداف ومعرفی بيشتر شخصيت رهبر فقيد حزب كه سراسر زنده گی شانرا وقف مبارزه برای تساوی حقوق همهً مردمان افغانستان وجهان نموده وخود بزرگترين ستيژ افشاگری ظلم ها وبيدادگريهای حكومات ستمگر وارتجاع داخلی وجهانی وسمبول زير پاكردن ( نفس اماره)بودند. میتوانستیم دراین جلسهً مورد نظر درجستجوی دریافت راه های بيرون رفت ازمشكلات فعلی ، خاصتا ً تاًمين وحدت كليه احزاب وحلقات رفيق وجودمی شدیم وهمه صاحب نظران واهل خبره ً حزبی درآن دعوت ميشدند وسخن رانی ميكردند ومطالب جديد باارزش را بيان ميداشتند. به عقیدهً من ، سالگرد تولد رهبر فقید حزب باید به سیمینار سیاسی – عقیده تی وابراز نظرهای سودمند برای حل بزرگترین قضایا وگره های مسایل ملی واجتماعی افغانستان درسایهً موجودیت وفعالیت غیر تحت کنترول اردوها ونظامیان ومستشاین بیشتر از40 کشور خارجی وگسترش روز افزون مداخلات لجام گسیخته وتوام با خیانت ودسایس ارتجاع همیشه حاکم برپاکستان وهمدستان مرتجع به ظاهر دینی ومتحد اشغالگران اسراییلی آن ومداخلات سایر نیرهای عقبگرای منطقوی ،مورد بررسی وتحقیق موشگافانه قرار میگرفت واز انتباهات ، نقاط نظر وطرحهای سیاسی رهبر فقید درسالهای اخیر زنده گی شان سخن گفته میشد ؛ تا همه رفقا خاصتا ً ، آنانیکه به اساس نسخه های قدیمی قبل ازحاکمیت ودوران حاکمیت درمورد عقاید وآرمانهای ملی - سیاسی و ایدولوژیک زنده یاد رفیق ببرک کارمل ، قلم میزنند؛ در روشنی قرار میگرفتند واز توان خامه واستعداد سیاسی شان برای تبلیغ وترویج آن اهداف که خود باید با تمام امانتداری به وسیله ً شاهدان عینی وراویان حقیقی رویدادهای بعد سقوط حاکمیت ، خاصتا ً در حیرتان به اطلاع ودرک رفقا سپرده میشد، استفاده میکردند وآنها را غنا میبخشیدند وبا خواست زمان مطابقت می دادند. زیرا، کلیشه گرایی وتحجر عقیده تی درهر زمان ومکان وبه وسیلهً هرشخص وگروهی خالی از مضار نیست. اميدوارم به خطانروم وباعث عصبانی شدن رفقا نگردم . به برداشت من ، اكثريت سخن رانان چيز های تازه برای گفتن نداشتند .دراكثريت قاطع سخنرانيها پيرامون دريافت راه حلهای پرابلم های متعدد موجود حزبی ووطنی تماس گرفته نشد وهركدام تلاش كرديم تا حقانيت های شخصی خودرا به اساس قصه ها وداستان های ( تقارب با رهبر فقید) تثبيت كنيم وتوجه نكرديم كه اين لشكر عظيم ازگوشه وكنار اروپا برای شنيدن مسايل جدي تر وحياتی گردهم آمده اند نه برای شنيدن افسانه ها . علاوتا ً اين نوع محافل اگر برای شركت كننده گان هالند ارزان تمام ميگردد ؛غير اقتصادی بودن آن برای شركت كننده گان شمال وجنوب اروپا قابل توجه است . لذا، آرزو داشتيم كه بايد دربرابراين ضياع وقت ومصرف مالی با پشتاره يی از معلومات مفيد ، انتباهات نيك وطرحهای جديد به محلات مان برگرديم؛ نه آنكه با شنيدن اجباری بيانيه های اميرارسلانی درنيمه های اخيرشب (هی ميدان وطی ميدان) بيشترازيك هزاركيلومترراه رابا موتر بپيماييم وازآمدن به آن جلسه نسبت ناتمام ماندن وظايف اصلی (نيل به وحدت ) ويا سرعت بخشيدن به اين پروسه كه باشورواشتياق آغاز ودارد دوباره ازطرف افراد انگشت شمار( عقب پرده) به طرف سينه خيز شدن ،مايوسيت مجدد رفقا وعقيم شدن تلاشهای نهايت وطن پرستانهً مان، كشانيده ميشود، پشيمان شويم . برای من قابل فهم نيست كه چرا از آن گردهمآيی بزرگ ومناسبت (80مين) سالروز تولد رفيق ببرك كارمل استفادهً وسيع صورت نگرفت ؟ چرا، ما در آن محفل نتوانستيم گامهای متين واقدامات قطعی ييرا درجهت تا ًمين وحدت بين دوحزب درحال مذاكره وبازشدن راه برای ساير احزاب وحلقات رفيق برای پيوستن به پروسهً وحدت كه( جدا ً به آن محتاجيم) برداريم. ؟ چرا ،ميخواهيم به صورت غيرعلنی پيش شرط هاييرا درسرراه وحدت قراردهيم كه به منزلهً عبور دادن كرهً زمين از (نيفهً سوزن) است .! آخر چرا ؟. آيا ، واقعا ًما بينهم آن اختلافاتی را داريم كه بايد برای حل آنها،مراحل چند گانهً (زردشتی) شدن های تاريخ را طی وعملی كنيم ؟. آخر، اين كی وكيها اند كه هرروزدربرابر آشتی ووحدت رفقای ما ، ديوارعظيم چين اعمار ميكنند ؟ آيا ،نبايد به رفقا ی عزيز مان درمورد فعال شدن وتحرک يك سايهً تاريك وحدتخوار،عاشق بقای تفرقه وفرکسیونبازی هوشدار داد وخواهان اقدامات عملی وقاطع هركدام شان برای خنثی ساختن کلیه تلاشهای مشکوک ضدوحدت رفقا وتحقق سریع ،شفاف وعملی وحدت با همه رفقا بدون كوچكترين تبعيض وامتياز واتهام زدنهای تفرقه افگنانه شد.! آرزو داشتيم آن جلسهً وسيع نقطهً پايان به همه اختلافات خود ساختهً ما دربرابرهم ميگذاشت ودرجلسه رسماً اعلام ميشد كه هيچ مانعی برای وحدت مجدد بين دوحزب وادغام تشكيلاتی شان باقی نمانده وهرگزمشکلی برای پيوستن سايراحزاب ، حلقات وشخصيتهای رفيق با حقوق كاملا ًبرابردرپیوستن به اين وحدت ، وجود ندارد . قابل يادآوری جدی ميدانم كه ازسكوت رفقای رهبری ديروز وازجمله دوشركت كنندهً آن جلسه درمورد آماده گی شان برای سهم گيری فعال درامربه پيروزی رسيدن تلاشهای وحدت طلبانهً رفقا، با مايوسيت سوال برانگيز يادآوری نمايم . اين رفقای محترم ده ها بار فريادهای رفيقانه وتقاضا های مشروع مارا شنيده وخوانده اند كه ما از ايشان طالب فعال شدن وحمايت معنوی گرديده ايم ؛ ولی تا همين اكنون به قول معروف( هيچ جوابی نشنيديم ) . رفقا : لطفا ًفعال شويد وبه انتظارهزاران رفيق تان پايان دهيد واين اتهامات را كه گويا شما( طرفدار وحدت مجدد رفقا نيستيد ) غلط ثابت كنيد .نكند سكوت شما را اهل غرض ، دليل بر رضائيت شما ازتداوم بی اتفاقی رفقای تان كه خود درتربيه واستقامت دادن فعاليتهای شان يك عمر تلاش كرده ايد، تلقی كنند . بادرنظر داشت جریان جلسهً 28 دسامبر2008 درهالند وفعالیت وگردهمآیی تعدادی ازرفقا به تاریخ 29 دسامبر درآن شهر برای تجلیل از (80مین )سال تولد رفیق فقید ببرک کارمل وعدم توانایی برای یکی ساختن این فعالیت ها به وسیلهً سازماندهنده گان هردومحفل باارزش ولی باکمال تا ًسف متفرق وعدم حضور تعدادی ازشخصیت های دیگر کلیدی قدیمی مبارزه درهر دوی این محافل به این نتیجه میرسیم تا اعلام بداریم که برای تاًمین وحدت وهمسویی ،اگربا چنین آهنگ کند وشیوهً حرکت محافظانه کرانه، ادامه دهیم ،به هدف مطلوب نخواهیم رسید . بنا ً،با تمام صدق واخلاص به همه رفقا وبزرگان راه طولانی وپرازدشواریهای دیروز وفردای مبارزه ومقاومت دربرابرهرنوع ظلم ، بیعدالتی وتجاوزوبرای به پیروزی رسانیدن اهداف حق طلبانه وتساوی حقوق انسانها ومفید واقع شدن برای عبور دادن کشتی شکسته و طوفانی افغانستان عزیز،این کشورتبدیل شده به لابراتوارآزمایش خطرناکترین اسلحه های نظامی وفکری وسایراهداف تجاوزکارانهً بسا قدرتها وعقاید افراطی مضربه حال مردم ما ، پیشنهاد میکنم که : پیشنهاد میگردد که دراین جلسه ً مورد نظر تمام شخصیتهای حلقات رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن) دراروپا وامریکا وسایر متاطق تمام شخصیت های کلیدی دیروز وامروز حزب( شامل همه احزاب وحلقات وشخصیت های مبارز ومستقل رفیق) به صورت داوطلبانه وعاجل باهم داخل تماس شده ودرصدد تدویر جلسهً وسیع الشمول وبزرگی گردندکه فقط برای حل مشکلات تاهنوزباقی درامرتا ًمین وحدت تشکیلاتی وادغام همه سازمانها وحلقات رفیق نزد بعضیها موجود است ؛ دعوت واشتراک داشته باشند . پیشنهاد میگرددکه درتدویر این جلسه ً وسیع باید احزاب نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی، حزب متحد ملی ، فعالین حزب وطن ( همه جناحهای آن) ، فعالین حزب دموکراتیک خلق افغانستان( همه شاخه ها وگروه ها) ، نهضت آینده، کمیته های وحدت هامبورگ وفرانکفورت ، گروه عیاران ، شخصیتهای مستقل حزبی واثرمند ، نماینده گان احزاب جنبش ملی ،کنگرهً ملی وپیوند ملی ، فعالین ونماینده گان سایر احزاب رفیق فعال درداخل وطن وسایر حلقات ،گروه ها وشخصیت های رفیقی که اگر از( قیدقلم ) مانده باشند ؛ غرض سازماندهی عالی وپرخاطره ماندن آن ازلحاظ شکل ومحتوا نقش فعال ورفیقانهً توام با حسن نیت واعتماد را ایفا کنند.برای اینکه دراین گردهمآیی بزرگ بتوانیم زمینهً مشارکت تعداد وسیعی از رفقا وعلاقه مندان وحدت مجدد رفقا را مساعد سازیم؛ باییست این جلسه درهامبورگ،کسل ویا یکی ازشهرهای سرحدی جنوبی دنمارک نسبت ( مرکزی بودن) این شهر ها ،سازماندهی گردد . پیشنهاد وجود دارد که رفقای محترمیکه ( به رهبری سابقهً حزب ویا به گروه پیشکسوتان ) یادمیگردند ؛ اولاً درمیان خودشان مصالحه کنند ، یکدیگر را نه تحمل بلکه بپذیرند وبا اتفاق حداقل رفیقانه ،اقلا ً برای یکباردیگر پیشگام شوند وازتمام توان ، نفوذ واستعداد شان برای نه تنها دعوت این محفل شکوهمند وحدت خواهی ، بلکه برای پیروزی این امر بزرگ وآرمان دیرینه که ( هیچ چیزومتاعی برای ما وسرنوشت مشترک ما ،مفید تر وحیاتی از آن نیست) استفاده کنند ودین ملی شان را دراین خطر ناکترین مرحله تاریخ وتعین سرنوشت مردم زحمتکش وطالب صلح وعدالت وطن ادا نمایند. این اقدام آنـها باعث افتخار خودشان نیز خواهد شد. ما ، ازتمام حلقات رهبری کلیه احزاب وگروه های رفیق وازهمه شخصیتهای مبارز قدیمی وجدید هم سرنوشت که به شکلی ازاشکال شخصیت ، نام ، شهرت وکاروفعالیت وطنپرستانه ً شان با حزب دیروز وحاکمیت مترقی وعدالتخواه گذشته ً زحمتکشان وطن ، توا ًمیت داشته وگره خورده است؛ صمیمانه تقاضا میکنیم که با لگد مال کردن وخورد وخمیرساختن هوس های شخصی ، خرده گیری های سیاسی و تشکیلاتی ، نادیده گرفتن اختلافات دوران حاکمیت وبعد سقوط درد آلود وبؤ اتفاقی آور آن، آزرده گیها وکشیده گیهای دوران مهاجرت که دربسا موارد بسیار طبیعی نیزاند ؛ دست وحدت وهمسویی را به سوی یکدیگر صادقانه دراز کنند و به تن واحد وحزب بزرگ وسراسری جدیدی تبدیل گردند که میتواند مایه ً امیدوباوربرای همه تحول پسندان وعدالتخواهان وطن وضامن برگشت صلح ، امنییت ودفع وطرد هر نوع مداخلهً نیروهای ارتجاعی منطقه و ختم سیطره جویی نیروهای طماع بین المللی گردد وبرای تحقق این اهداف بزرگ ،ملیونها انسان زحمتکش ومنتظر وطن را دورهم جمع کند تا افقانستان آزاد ، دموکراتیک ، سربلند وبدون جنگ وبی امنییتی به همت مردم آن ومبارزه مشترک همه صاحبان وجدانهای ملی واهداف ترقیخواهانه، دوباره به پا بایستد ودربین ملل آزاد جهان قد خود را راست کند.. ترک مخاصمتهای شخصی ، نقطهً پایان گذاشتن به فرکسیون بازیها ، پناه نگرفتن درعقب قبور رهبران دیروزبرای تحقق اهداف شخصی وتشکیلاتی ، مواضع فکری واهداف قابل حرمت دیروز وامروز را بمثابهً « گوشت دَ م ِ توپ) استفاده نکردن ، افتخارات بزرگ دیروز را برای خشنودی هرکس وناکس تخریب نکردن ، نه چسپیدن به واژه بازیهای سیاسی وعدم تجارت با آنها ، بیرون شدن ازعقب دیوارها وبلنداژهای مخفی تشکیلاتی وتبلیغاتی، درک مسوولیت های خطیرمرحله کنونی مبارزه درساحهً ملی وجهانی وبالاخره مشت واحد شدن ومرهم گذاری برزخمهای متعدد مردم وطن وحرمتگذاری به صدها هزارجسم خون چکان مردم ما که کمترازریختن خون بیگناهان غزهً قهرمان وفلسطین مظلوم به دست دژخیمان اسراییلی وحامیان خیانت پییشهً جهانی آن قربانی نداده ایم ، همه درتوان زنان ومردان مبارز وفداکار رفیق وهمراه ما میباشد که باید هرچه زودتر به وضعیت بالفعل تغییر شکل دهد، فعال گردد ووارد عرصه شود. ازآنجاییکه هرنهاد سیاسی واجتماعی وهرملت وقوم زنده افتخارات گذشته واهداف جدید وزمانی دارد؛ نمیتوان زنده گی وبقا را قربان آنچه گذشته است نمود ومطابق دیروز زنده گی وفکرکرد .وظیفه آنست که تمام داشته ها وافتخارات دیروز از جمله عشق ومحبت های عقیدتی ، سیاسی ،تشکیلاتی وانهماک ومحبت نسبت به پیشقراولان عرصهً مبارزه ورهبران به ابدیت پیوسته راباید برای تدارک شرایط بهتر مبارزه وحدت رزمی و ساختن زنده گی آبرومند به مردم وخود بکارگرفت؛ نه آنکه باتوتم بازیهای قدیمی وجدید مذهب سیاسی جدیدی را به وجود آوریم که درنهایت به ( صوفییزم ) وفنا شدن درحلقه بازیهای تشکیلاتی ( خانه قاهی)منجرگردد . بنا ً ، ازهمه رفقای عزیز ومبارز ومتعلق به احزاب،گروه ها ، فرکسیونها وحلقات ومدافعین شخصی وسیاسی رهبران وپیش کسوتان دیروز وامروز تقاضا میکنیم که : بنابر ارجحیت داشتن منافع توده های زحمتکش ودرحاشیه قرارداده شده به وسیلهً مستکبرین داخلی وخارجی ،باغلبه برهرنوع دید وموضع ضییق فکری وتشکیلاتی ، بادرنظرداشت عمق بینش وافتخارات طولانی مبارزه ً شان ، دورهم جمع شوند و باترک هر نوع مخاصمتهای ( بجا«!») وبیجا اساسگذار طرح نوین ، حزب بزرگ و جبههً وسیع کلیه نیروهای صلحدوست ، مترقی ودموکرات عدالتخواه وطن شوند. ما، یقین کامل داریم که این توان ،آرزومندی واستعداد دروجود هرکدام شما رفقای عزیز وجود دارد. لطفا ً، بنام دردها ورنجهای بیکران زحمتکشان وطن ، باهم نزدیک شوید وباعث غرور وافتخار ومایه ًامیدواری رفقا ومدافعین تان شوید . درغیرآن روزی فراخواهد رسید که کلیه فرصت ازدست داده گان ،سهل انگاران وبرباد دهنده گان لحظات طلایی وسرنوشت ساز درحیات سیاسی مردم وجنبشهای مترقی ازطرف توده های غرق درفقر ، بی عدالتی ،رنج وعذاب وزیرستمهای گوناگون داخلی وخارجی ، محاکمه ومجازات خواهند شد. ما، منتظر اقدامات عاجل همه رفقای بااحساس وبا امکان ، خاصتاً حلقهً ( رهبران محترم دیروز) ، برای تحقق وحدت ونجات تلاشهای تاحال بکار بسته شده دراین مورد از هرنوع توطئه وسبوتاژ مشهود ومخفی هستیم . نکند که ( دیر شود ) . قابل یادآوری میدانم که لیستی را که به برداشت خودم ( حلقهً رهبران ، پیشکسوتان وشخصیتهای موثر وبا نفوذ دیروز وامروز) فعال درتمام احزاب وگروه های شامل وحدت وتا حال دورمانده از پروسه ً فعلی مذاکرات تشخیص داده شده اند وباید غرض اشتراک دراین جلسه ویا سازماندهی این گردهمآیی مورد نظرِ تعدادی ازرفقا که باهم تیلفونی درتماس بودیم؛ برای جلوگیری از بروز هر نوع سوً تفاهم نشر نکردیم وآن را به ابتکار رفقای باصلاحیت گذاشتیم . با درود واحترام : جلیل پرشور
نوت : چون جریان جلسهً (28 دسامبر 2008) هالند ازطرف سایتهای مسوول ( ......) به اطلاع رفقا وعلاقه مندان رسانیده نشد؛ تصیم برآنست که جریان جلسه بادرنظرداشت پارهً ملاحظات درآیندهً نزدیک نوشته ونشر شود.
دراین مورد که سالهای اخیر فعالیت های سیاسی مجموع رفقای ما وسایرنیروهای ترقیخواه وحتی حلقات عقب گرای وطن ما ، پراز فراز ونشیبها ومشکلات فراوان بوده است ، مجالی برای عدم قناعت و فهم مشترک وجود ندارد. اما،دربارهً جنجالها و تلاشهای جمعی وفردی سا حهً کار واقدامات سیاسی – تشکیلاتی تواًم با شکست وریختها ، کشیده گیها، رقابتها واختلافات شخصی غیررفیقانهً حلقات جدیدا ً در( بالا ) قرارگرفته که متاسفانه به سان گذشته های پرازخاطرات تلخ وشیرین ، تعدادی از رفقای همیشه صادق وخوشباوررا بادادن شعار های رنگه وفریبنده باخود درمیدان معرکه های شخصی وامتیازگیری کشانیده اند؛ باید گفته شود که این رقابتها وعداوت های غیرطبیعی آنها به حدی از رشد نامطلوب وغیر مفید به حال رفقا و منافع زحمتکشان وطن برخوردار گردید که دریک ساحهً بزرگ ، دارای قباله وسند ولی خراب شده ، ده ها خانهً خودسر وزور آباد اعمار شد وبالاثرآن برادران وخواهران واعضای یک فامیل به همسایه گان غیر دلسوز وحتی دشمن بایکدیگر مبدل گردیدند . متا ًسفانه ، کسا نی بودند وهنوز هستند که درتعمیق این چند پارچه گی کوشش میکنند ؛منفعت دارند وبا ظواهر فریبندهً وحدت طلبی از هر نام ، شخصیت ، امکان ومجالی برای مطرح بودن غیر قانونی خودشان ، استفاده می برند ومنافع وآرمانهای بزرگ یک نیروی عظیم فکری عاشق سعادت مردم وسربلندی وطن را فدای آذ وحرص شخصی شان ساختند ومیسازند. خوشبختانه، تلاشهای مجموعی رفقا درسالهای اخیر، بشارت دهندهً تغییر کلی اوضاع به سوی بهتر شدن بوده وهزاران رفیق بااحساس از کلیه قدمه های سیاسی وتشکیلاتی دیروز وامروز ، بادرک مسوولیت های تاریخی، خطیر بودن اوضاع داخل وطن درکلیه ساحات ونحوهً فعالیت های سیاسی وتشکیلاتی همرزمان شان ، طوری باهم به صورت خود جوش،صادقانه وصمیمانه نزدیک وهمصدا گردیده اند که گویی همه اعلام نافرمانی ازقید اسارت محابس تنگ وتاریک فرکسیونبازی ودساتیر بی مورد فرماندهان یکه تاز کرده ودیوارهای اختلافات وعداوت های بی لزوم دشمن ساز ومردم سوز را با ( قهروعصیان غیر قابل مهار ) چپه نموده ومیخواهند وحدت خودرا بهر قیمت که تمام شود ،صرفنظر ازاینکه کدام آدم وشخصیت کلیدی دیروز ودرنوبت قرار گرفته ً امروز خوش میشود ویا به هدف ومراد نمیرسد؛ تاًمین کنند وبه سخنان واوامر خرافی ضد وحدت ومخالف باساختن حزب واحد مدافع زحمتکشان وطن ،حزب خواهان همکاری با کلیه نیروهای عدالتخواه جامعه وغیر معامله گر با ترقی وخوشبختی وطن ومردم ما، گوش ندهند ووقع نگذارند؛ ولواین نغمه های تکراری ازطرف هر کسی (؟)سرداده شود. همه شاهد آن هستیم که تقارب وطنپرستانه ورفیقانهً رهبران احزاب متحد ملی ونهضت فراگیر ترقی و دموکراسی افغانستان وامضای سند رسمی برای آغاز گفتگوهای وحدت به وسیلهً رفقا: شیرمحمد بزگر ونورالحق علومی ،جان تازه ًبه تلاشها ی وحدت طلبانه ًرفقا داد وموج جدیدی از امید واطمینان ،بعد امضای سند که ازحمایت بی دریغ اکثریت قاطع رفقا درداخل وطن وکادرها واعضای حزب دربیرون از میهن برخوردارگردید . دراروپا وسایر مناطق نیز موج وحدت خواهی وخاتمه دادن به رجز خوانیهای غیر رفیقانه،بعد امضای سند اشتراک عمل سیاسی وگرم شدن روابط بین شوراهای اروپایی این دو حزب ازاثر امضای سند توافق وتقارب به وسیلهً مسوولین شوراهای اروپایی دوحزب باهم برادر، به قوت یافت که اگر باهمان شور واحساس اولی ادامه یابد ،نتایج خیلی خوب وپرثمری را ببارخواهد آورد وما از بزرگترین مشکل دیرینه وتوان فرسود ، رهایی خواهیم یافت. دراین مورد باید اضافه گردد که هررفیق با احساس ،واقعا ً مردم دوست وخواهان تا ًمین عدل وبرابری برای همهً مردم وبی نیاز ی ورسته گاری برای زحمت کشان وطن ونجات زادگاه مشترک مان از کلیه (بلا )های موجود، باید تمام نیرو وامکان شان را برای نه تنها برای فعال ساختن بیشتر پروسهً وحدت بلکه برای پیروزی حتمی ونهایی آن به کارببرند وخسته گی وماًیوسیت را که هدف فرصت طلبان طماع ودشمنان دور ونزدیک ( علنی ومخفی )این امربزرگ واکیدا ًسرنوشت ساز میباشد ؛ به خود راه ندهند. اکنون که تعداد زیادی ازرفقای بیزارازفرکسیون بازی ، محفل پرستی وخواهان برچیده شدن دایمی تمام دکانک های سیاسی ، باتمام احساس مسوولیت به پا خاسته اند ومیخواهند بهتر از گذشته ها یکپارچه وآگاهانه متحد گردند؛ باید این قیام وحدت طلبانه را به پیروزی وموفقیت نهایی برسانیم؛ یکدیگر خودرا باردیگرپیدا کنیم وبا محبت ودوستی همدیگر را درآغوش بکشیم وبه جداییها وچند رنگیهای ضررآفرین نقطهً پایان بگذاریم . واما دربارهً جلسهً 28 دسامبر درشهر آرنهم هالند : تذکر کوتاه: ( من هرگز مفید نمیدانم که درمورد اینکه «کیها چوکیهارا چید ، عکس آورد وآنرا آویزان کرد » وکیها( چه وقت داخل تالارشدند وبرسم جلسات حزب حاکم حتی درکشورمحل زنده گی شان در حالی که مهمان دار نیز بودند؛ برخلاف عادی ترین نورم های قبول شدهً سیاسی ، خودرا درصف اول (که برای خودآنرا قبلا ًریزرف کرده بودند وبرای شان حکم هیئت رییسهً جلسه را دارد ؛ جامیدهند ویا چندین باردرجریان جلسه،برای نوشیدن چای داغ ویا آب سرد به فروشگاه واقع شده دردهلیز میروند و( سُرسُر وپُس پُس) فرکسیونی میکنند؛ نسبت بی لزوم بودن این موارد بحث کنم) . ازآنجایی که یک سایت جانب دار، تمام مطالب ارایه شده به وسیله افراد وشخصیت های خاص وطرف حرمت خودرا نشر نموده است؛ لازم نمیدانم که درمورد مسایل توضیح شده ونشریافته ، چیزی بنویسم زیرا، نوشتن یک راپورتاژ وگزارش (سیاسی – حزبی ) نسبت به نوشتن وبرجسته ساختن کار های خیلی عادی مثل ( آوردن عکس وتسلیم کردن آن به فلان رفیق ) ورویدادهای خورد وبزرگ به شمول تعداد سرفه وعطسه وسایر کارهای تدارکاتی وعادی جلسه ، باید فرق داشته باشد. من به این عقیده هستم که هر حزبی با احساس ووحدتخواه ، برمواردی درنوشته وگزارش خود باید تکیه کند که خواندن آن بدون شک درارتقای سطح امید وباورخواننده ،خاصتا ًرفقای منتظرشنیدن موفقیت گفتگوهای وحدت مجدد مان،نقش اثرمند خودرا ایفا نماید.
آنچه را ازجریان جلسهً آرنهم هالند که به تاریخ ( 28 دسامبر ) دایر گردید ، برای نوشتن وبه اطلاع رفقا وخواننده گان محترم رسانیدن ، مفید میدانم اینست که :
اول : جلسهً هالند زیر عنوان بزرگداشت از( 80 مین سالگرد تولد زنده یاد ببرک کارمل، رهبر فقید حزبی ودولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان ) ازقبل سازماندهی وپلانگذاری نشده بود. این جلسه درابتدا برای حمایت،تحکیم وتقویهً تلاشهای وحدت طلبانه ًحزبی( بین کمیته های مرکزی دوحزب شامل پروسهً فعلی وحدت وشورا های اروپایی) آنها درنظر گرفته شده بود تا رفقا وشخصیت های مهم ، کلیدی واثر گذاررفیق بتوانند درفضای آزاد وتساوی حقوق ، نظریات ونقاط نظرسالم وسودمند شان را برای غنامند شدن وبه موًفقیت انجامیدن این امر بزرگ وطرف ضرورت جدی فعالیتهای وطن پرستانه،ابراز نمایند وخود این شخصیت ها ونماینده گان صاحب صلاحیت همه احزاب وحلقات حزبی علاقه مند تحقق وحدت مجدد رفقا،عملا ً شامل پروسهً مذاکرات وفعالیت شوند . دوم : وقتی خبرهای درمورد فعالیت چند نفرضد وحدت دربعضی از کشورها ودربین تعدادی ازحلقات شنیده وتبادله میگردید ،تعدادی ازرفقا درمورد به کار بردن تعلل وفعالیتهای بهانه گیرانهً این افراد صحبت کرده وتقاضا داشتند تا بهر وسیله ایکه امکان دارد باید جلو سبوتاژ های ضد شکل گیری وحدت مجدد رفقا گرفته شود. ازینرو ، مسالهً دعوت جلسهً وسیع حمایت از وحدت ، گزارش چگونه گی پیشرفت پروسهً مذاکرات بین ( ن ف ت و د ا و ح م م ا ) از طرف مسوولین این دوحزب به جلسه و گوش دادن به نظریات و پیشنهادات سازنده ً سایر رفقا ، شاید دردستور کار شوراهای اروپایی دوحزب قرار گرفته باشد تا آنکه روز موعود فرارسید وجلسه دایر شد . سوم : از آنجاییکه مدتی قبل دعوتی ازطرف تعدادی از رفقا وعلاقه مندان زنده یاد رفیق ببرک کارمل ، برای تجلیل از 80مین سالگرد تولد ایشان درسایت( اصالت )نشر شده وپیامهای زیادی نیز به همین مناسبت از طرف رفقا درسایت مذکور به نشر رسیده بود ؛ رفقا ی شوراهای اروپایی دوحزب شامل مذاکره ، ابتکار را به دست گرفته وخود درتجلیل این روز اقدام کردند .درحالیکه در طول ( 12 ) سال گذشته ، ازطرف هیچ گر وه وحلقه وحتی آنانیکه درهرپراگراف بیانیهً(!) شان برای طرف استقبال قرارگرفتن سخنان خود شان، نام آن رهبر فقید را ذکر میکنند ؛ هیچ اقدامی درتجلیل از شخصیت ، کارنامه ها ، بزرگداشت روز تولد وسوگواری به مناسبت روز مرگ آن زنده یاد وسایر رهبران حزبی مان صورت نگرفته بود؛ به یکباره گی درفکر تجلیل از( 80 مین )سال تولد ایشان شدند وبا تمام سرعت این وظیفه را انجام دادند.
بهر صورت وروی هرهدفی که سازمان دهنده گان این جلسه درنظر داشتند، تدویر این محفل که شرکت تعداد وسیعی از رفقا به آن گرمی بخشیده ودرشکوهمندی آن نقش اساسی داشت ، خود یک اقدام نیک وعامل جوشش وتقارب رفیقانه بین گروه ها ورفقای متفرق شده گردید وصاحبان برداشت های تقریبا ً متفاوت سیاسی وسازمانی را درزیر یک سقف متحد ساخت . درآن جلسه اگر با دلسوزی،گذشت وعدم بهانه جویی برخورد می شد؛ دستآورد بزرگی نصیب وحدت طلبان راستین حزب میگردید . چهارم : درجریان گفت وشنودهای شخصی با تعدادی از رفقا درآن روز وآن محل ،تعدادی مرا متوجه ساختند که بامطرح شدن سالگرد تولد رهبر ِزنده یاد،تعدادی ازفعالان سیاسی عقب پرده خواستند تا ازشکوهمندی پرجاذبه بودن شور وهلهلهً وحدت طلبی کم کنند وبا پیش کشیدن این مراسم که کمتر کسی میتوانست با آن به مخالفت برخیزد با یک تیر چند هدف عمده را مورد اصابت کار قرار دادند وخودشان نیز که سالها درمخالفت با آن رهبر زنده یاد درعمل به تیم های داخلی وخارجی مخالف ، مصدرخدمات شایسته شده بودند؛ برای شان درمحفل جای پای پیدا کنند وبه اصطلاح وطنی : (تـَرسَکِ) شان بپرد . آنهاییکه درمورد همراهی (50) سالهً آنها بازنده یاد ببرک کارمل درارگانهای نشراتی شخصی شان قلم فرسایی میگردد ، اخلاقا ًوظیفه داشتند تا خاطرات ،برداشتها ، آموزه ها وطرف لطف ،مرحمت واعتماد قرار گرفتن های سیاسی – تشکیلاتی( حزبی ودولتی )را ازصاحبِ مناسبت و خاصتا ً درحق خودشان اظهار واعتراف میکردند وبا یک اقدام ( جسورانهً سیاسی ) خودرا به خاطر بیوفاییهای متعدد ،اند کی انتقاد مینمودند، وازاینکه نتوانسته بودند که به رهبر وولینعمت شان باثرعدم همراهی درروزهای تلخ ودشوار( تشدید مداخلات ارتجاع سیاه ونظامی پاکستان، ،بنیادگرایان ایران و عرب ، غرب(دموکرات!) ورهبران فاسد شوروی وقت) دست یاری دراز کنند وبه ده هاهزارازبهترین فرزندان فداکار حزب و دولت آن وقت به خاطر حمایت ازرهبرمظلوم واقع شده،جزاهای حزبی واداری داده وصدها تن را ازکار اخراج ویا به دوردست ترین نقاط سرحدی وجنگی بی برگشت اعزام نموده بودند ،ازرفقای شان ، از فرزندان کم توقع آن حزبی که درحق آن وملیونها زحمتکش مدافع آن ، جفا وناوا بکار گرفته شد ؛ صادقانه معذرت میخواستند و طرف عفو قرار میگرفتند ودرگردهمآییهای بعدی ، نه باسرهای افتیده بر روی شانه ها ونه با رنگهای پریدهً ناشی ازترس که مبادا (فلان وفلان ،مطالب خطرناکی را مطرح کنند )(!) ، بلکه بالبان دارای حد اقل تبسم واطمینان درجلسات وجروبحثها اشتراک فعال میکردند .حیف که هرفرصت مناسب را درهر مورد وزمینه، ازدست میدهند.ایکاش این پیش کسوتان نادم (!) ازکارمل ستیزی یا این عاملین داخلی تغییرات که بعدا ً باعث سقوط دراماتیک حاکمیت گردید خود عامل دگرگونی شرایط واداره ایکه خود بعد سال 1365 دربه وجود آوردن آن نقش داشتند ،فعالیت نمیکردند ووسیلهً تضعیف اداره وبراندازی سیستم نمیشدند . پنجم : درجلسهً(28 دسامبر) هالند انتظار میرفت که یکی از رفقای محترم رهبری سابق که بیشتر مورد رکلام نیزقرارمیگییرد ، به نماینده گی ازسایرشخصیتهای همطرازشان به فریادها وتقاضا های مکرراکثریت قاطع رفقا مبنی برهمنواشدن علنی وعملی ایشان با پروسهً وحدت وتلاش برای به موًفقیت انجامیدن این اقدام مسوولانهً حلقات رهبری کنندهً نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی و حزب متحد ملی افغانستان صحبت نموده واعلامیه ایرا دراین مورد به خوانش بگیرد. اما ،باکمال تا ًسف که درمورد حمایت از وحدت ونه درمورد مناسبت جاگزین شدهً تجلیل وحمایت از وحدت طرف انتظار رفقا ،نه صحبت شفاهی ای صورت گرفت ونه اعلامیه ای صادرکردند . شـشم : آیا ، نباید سوال کرد وپرسید که اگر هدف رفقای محترم سازمان دهندهً جلسه ، گرامیداشت از(80مین) سالگرد تولد کارمل زنده یاد بود ، چرا این جلسه را محدود به اعضای دوحزب درحال مذاکرهً وحدت ساختند وزمینه را برای اشتراک چندین حزب ،گروه ،حلقه وشخصیتهای آزاد اندیش حزبی مدافع حزب ورهبران آن ازجمله شادروان رفیق ببرک کارمل ، جدا ً محدود نموده وازشخصیت هاییکه باید دعوت می شدند ، تقاضا صورت نگرفت که درآن جلسه ً باشکوه که بدون شک میتوانست زمینهً خوبی برای یک دیدار مجدد رفیقانه وسرآغاز دیالوگهای بعدی کاری وسیاسی بین آنها وسایر رفقا باشد ،اشتراک کنند ودراین موارد ابراز نظر نمایند . هفـتم : وقتی ازطریق تیلفون وبعدا ًدرحاشیه ً آن جلسه ازیکی دونفر ازرفقا درمورد تدویرعاجل محفل تجلیل از (80 مین ) سالگرد تولد زنده یاد رفیق ببرک کارمل ازطرف رفقا سوال کردم ؛ بمن گفته شد که یکی دونفر خاص ، خواستند درضمن بهره برداری تبلیغاتی به نفع خودشان ، جلب توجه رفقا واعضای خانوادهً فقید ببرک کارمل، یکی ازطرف های وحدت را غافلگیر ساخته وآنهارا ازاین طریق درناگزیری قرار دهند تابا صرفنظر کردن ازشرکت دراین مناسبت نسبت ناگزیری هاییکه پلان سازان در آن مورد فکرمیکردند وامید بسته بودند ؛اعتبار شان را نزد رفقا ازدست بدهندوبه این وسیله فرصت مناسبی(!؟) برای خنثی شدن تلاش های وحدت طلبانه، مهیا گردد. آنها ، نمیدانستند که دراین چال خودشان گیر مانده وبا اصطلاح بازیکنان ( شطرنج ) دراین بازی ومحاسبهً غلط مات میشوند . میخواهم درارتباط با وسایل نیل به وحدت به این مسا ًلهً جنجال برانگیزدیگرنیز اشاره کنم که ( دلیل تراشی ومربوط ساختن امـر وحدت وادغام تشکیلاتی دوحزب باخارج شدن حزب متحد ملی ازجبهه ً ملی) بنا به درک متفاوت مبارزین واحزاب شامل گفتگوهای وحدت وسایر ترقیخواهان ، نه طرحیست عملی ونه مقدور . رسیده گی به این موضوع مهم خارج شدن وداخل شدن احزاب درایتلافها واتحاد ها ازصلاحیت خودشان است . طرح این پیش شرطها فقط باعث کُندی پروسه شده ومشکلات فراوان خلق میکند کهما وظیفتا ً باید از آن دوری کنیم. این استد لال به هیچ وجه دفاع از جبههً ملی نبوده ومن بارها طرح جبههً نیروهای ملی وترقی خواه را بعد ( تا ًمین وحدت همه احزاب ،گروه ها وحلقات پراگندهً رفیق )پیشنهاد کرده ام .تنها حزب واحد و یکپارچه ازلحاظ فکری وتـشکیلاتی دارای خطوط روشن سیاسی ومرزبند ی های دقیق وواضح غیر معامله گرانه و غیر مخفی کارانه ، میتواند با مراجعه به نظریات تمام اعضا وفعالین آن حزب وکسب آرا ودرک سایر تحول پسندان ویا احزاب ونیروهای مماثل ، دست به عملی شدن چنین تصامیم بزند. پیشنهاد میگردد که اجازه داده نشود تا کسانی ازعضویت حزب متحد ملی در( جبهه ً ملی ) برای ضربه زدن ویا به کندی والتوا کشانیدن وحدت رفقا، ( پیراهن عثمان ) ساخته شود وباردیگر میدان رقابت ها وعداوتها وسیع گردد. بنا ً ، اول وحدت وبعدا ًدریک جلسهً بزرگ ودموکراتیک ،موضوع اشتراک حزب واحد را دراین جبهه ویا آن اتحاد که وجود دارد ویا درآینده به ابتکارو اشتراک خود ویا به اثر تلاش سایرین شکل خواهد گرفت ، موردارزیابی موشگافانه قراردهیم وتصامیم لازم اتخاذ نماییم .حزب متحد ملی مانند هر سازمان دیگر سیاسی حق دارد که از طرح این خواست به وسیلهً تعدادی از رفقا ونخبه گان حزب طرف گفتگو برای آن تشویش کند که مبادا هم وحدت با رفقا تا ً مین نشود وهم اتحاد بایک جبهه راازدست بدهد. لذا ، برای دادن اطمینان به رفقای حزب متحد ملی دراین زمینه وبه خصوص برای برطرف ساختن موانع ازسرراه وحدت اکیدا ًحیاتی کلیه نیروهای همراه وهمرزم سیاسی وفکری مان، اگر مسا لـهً انصراف عضویت حزب مذکور از(جبهه ً ملی )به مثابه ً پیش شرط ،مطرح نگردد، مفید تمام خواهد شد ؛ زیرا برای رسیده گی به این موضوع هنوز وقت باقیست . هشـتم : چقدر بجا بود که محفل گرامی داشت سالگرد تولد (شـشم جنوری) رهبر فقید که هیچگاه نه خودشان علاقه مند تجلیل آن بودند ودرذهن وروان رفقا درطول سالهای متمادی این مناسبت، بازهم بنابر عدم علاقه مندی خود زنده یاد رفیق کارمل خطورنکرده بود ؛ به محفل نه تنها تا ًمین وحدت دوبارهً حزب بلکه به محفل تجلیل حزب واحد ( حزب دموکراتیک خلق افغانستان) که به تاریخ اول جنوری2009 م (44 ) سال تمام ازاولین کنگرهً بنیان گذاری آن گذشت ،مبدل وارتقا می یافت وجوش وخروش وحدت طلبی به واقعیت انکار ناپذیر مبدل می شد وتحفهً گرانقدری به تمام رهبران ،کادرها وده ها هزارفرزند شهید وبه ابدیت پیوستهً حزب وحاکمیت زحمتکشان وکلیه قربانیان وهمچنان برای همه رزمنده گان موجود وفعال ضدظلم وظلمت که خواهان دگرگونیهای عمیق فرهنگی، اجتماعی وسیاسی به نفع اکثریت زحمتکش جامعه بوده اند ومیباشند ؛ تقدیم میگردید وروح رفته گان وقلوب زنده ها را آرامش می بخشید .
نهـم : درحالیکه ارسال پیام ازطرف رفیق محترم سلطانعلی (کشتمند) را به مناسبت ( 80 مین ) سالگرد تولد کارمل به ابدیت پیوسته مفید میدانیم ولی به این عقیده نیز هستیم که حضور فزیکی خودشان و ابراز نظر چند جملهً کوتاه شفاهی ایشان دراین موارد بمراتب مفید تر تمام میگردد . لذا، ازتمام رفقای محترم حلقهً رهبری دیروز حزبی تقاضا میکنیم که درانتظار رسیدن دعوتنامه ها وفرصت دادنها نباشند وبا کل جرا ًت درمحافل ومناسبت های غیر محدود تشکیلاتی اشتراک نمایند وتعداد سوالها را درمورد خودشان ، نسبت عدم حضور یابیهای دایمی وفعالیتهای مشهود سیاسی درنزد کادرها ومردم به حد اقل برسانند. دهـم : حضور کم رنگ زنان مبارز، خاصتا ً مبارز زنان نامدار حزب ونهضت زنان افغانستان ونسل اول زنان آزاده وترس ناشنا س که پیشکسوتان اصلی رزم و پیکار زنان در راه آزادی ، عدالت وتا ًمین حقوق مساوی زنان بامردان وعدالت ومساوات درجامعه برای همه ً مردم میباشند ؛ دراین محفل شکوهمند نیز به سان محافل قبلی کم رنگ بود واز نخبه گان نهضت زنان که به سان جوانان کم پیدا دراین نوع محافل ، یکی ازبدنه های اصلی حزب ما ودرمجموع جامعه ً مان را تشکیل میدهند ، خبری نبود. این نقیصه را باید درگردهمآ یی های بعدی ازطریق اخذ تدابیر فعال وپلان شده با احساس مسوولیت ودوری از تعصبات شخصی وفرکسیونی ، حل کنیم ودرصدد آن برآییم که زنان حق مدیریت وگرداننده گی محافل مارا به اساس صلاحیت وحقوق طبیعی شان پیدا کنند . درطول سالهای بعد سقوط وسرگردانی ودرکلیه جلسات اروپایی فقط این ( مردها) اند که رئیس جلسات ،پیش کسوت درمبارزه وتصمیم گیرنده گان درکلیه اموراند . ما، درفکر این ابدا ً نیستیم که گرداننده گی دریک محفل نه تنها استعداد درسخنوری وبُعد معلوماتی میخواهد بلکه به حنجرهً خوب وصدای صاف وواضح نیز ضرورت دارد .ما ، فکر میکنیم که ریاست جلسه یک امتیاز است وباید حتما ًآنرا ازدست ندهیم ؛ اگرچه اکثریت شرکت کننده ها تمام مطالب طولانی وتکراری ایراکه ما به بیرون پرتاب میکنیم، نفهمند. یازدهـم : میخواهم ابراز، نظر نمایم که اشتراک دسته جمعی ویا اکثریت رفقای رهبری دیروز، درمحافل میتواند این درک وباورمارا تقویه کند که پیشکسوتان به پیش میروندو به عقب ، به دیروز پرازاختلافات وکشیده گیهای فرکسیونی وآزرده گیهای رقابتی شخصی ، قومی ،حزبی واداری برنمی گردند .اشتراک این رفقا وملموس بودن فعالیتهای متحدانهً شان ، القا ً کنندهً این امر نیز میتواند باشد که این رفقای محترم که زحمات فراوانی را دراه آزادی ،دموکراسی وعدالت برای همهً انسانهای وطن ما وجامعهً بشری متحمل گردیده اند ،اولا ًدیوارهای تعصب وافتراقی راکه دربین خود آنها وجود دارد چپه کرده اند ودرمرمت وبا زسازی خانهً مشترک که به دست بزرگترهای خانواده خراب وویران گردیده است ، با سایر لشکریان راه فداکاری وایثار به خاطرمردم ووطن ، فعالانه بذل مساعی به خرچ میدهند. امید است ،روزی فرابرسد که آنها نیز دست به دست هم داده به سان اعضای دوحزب درحال وحدت و ادغام تشکیلاتی ، داخل تالار شوند وطرف استقبال رفقای شان قرار گیرند.!
دریک مثل پشتوگفته میشود : ( د ځان اصلاح کول د نورو اصلاح کول دی )
|