وطن

هشتادونهمین سالگرد استراد استقلال کشور

نوشته : ابراهیم سکندری

 

دولت انگلیس بعد از جنگ دوم افغان وانگلیس به این باور رسیده بود ، که تسخیر ومستعمره ساختن افغانستان از طرق نظامی ناممکن است.بنأ در پهلوی توسل به قوۀ نظامی،مجاری سیاسی،توأم بادغدغه ونیرنگ را در قبال افغانستان قویأ فعال ساخت.

انگلیس توانست در نتیجه فعالیت های استخباراتی ، امیر عبدالرحمن خان را متقاعد بسازد که بعضی شرایط دولت انگلیس را بخاطر حصول تاج وتخت بپذیرد و حاصل مبارزات وفداکاری های آزادیخواهانه ملت افغان را بربادنموده به تمسخر بگیرد  .

امیر عبدالرحمن با قبول شرایط ارائه شدۀ انگلیس درمجلس نظامی انگلیس بتاریخ  22  جولای 0 8 18   حضوربهم  رسانید ومتعاقبأ سلطنت وی از طرف دولت انگلیس به رسمیت شناخته شد.

امیرعبدالرحمن خان زمانی به سلطنت رسید که افغانستان در نتیجهً دو هجوم دولت انگلیس در عرصه های زراعت ، صنعت ، تجارت و مالداری سخت صدمه دیده بود  و رشد اوضاع اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی جامعه  سال ها به عقب افتاده بود .

دولت انگلیس بعد از جنگ دوم افغان وانگلیس لشکر کشی های  نظامی خویش را  در افغانستان محدودساخته ،مگرکار زار سیاسی  علیه افغانستان را روز تاروز شدت میبخشید که این شیوه به مراتب خطرناکتر از فشار های نظامی بود . انگلیس ها درافغانستان آنچنان متسلط گردیدند که بر علاوۀ رسیدن به اهداف استراتیژیک خویش  ،  حتی توانستند در2 1 نوامبر3 9 8 1 معاهدۀ د یورند را بر کشور ما تحمیل نموده و سرحدات شرقی وجنوبی افغانستان را با هند بریتانوی مرز بندی نمایند .

بعد از مرگ امیرعبدالرحمن خان ، امیر حبیب الله خان پسرش وارث اصلی  سلطنت افغانستان بر تخت نشسته و هجده سال تمام پادشاهی کرد .

امیرحبیب الله خان در شروع سلطنت باصدور یکسلسله فرامین تظاهری خواست از انفجار خشم مردم که در دوره حکومت دیکتاتوری استبدادی پدرش به طغیان رسیده بود جلوگیری نماید،ضمنأ خواست سیاست توتالیتر را درافغانستان امتحان نماید ، مگر نسبت عدم رضایت بعضی از اراکین دولت اش بااین سیاست  بیک سلسله اصلاحات داخلی ازقبیل بنا نمودن مکاتب ، رهائی محبوسین وغلامان دورۀ پدر،اجازۀ بازگشت تمامی تبعید شده گان  با مصادرۀ دارای های شان و اجازۀ ماموریت در دولت د ست زد .

مهمترین کاریکه دراین دوره عملی گردید گذاشتن تهداب معارف وفرهنگ جدید افغانستان بود ، اولین لیسه کشور بنام مکتب حبیبیه در سال3 0 9 1 درکابل تأسیس شد و به همین شکل در سأیرشهرهای افغانستان مکا تب محلی به اسلوب قدیم که در مساجد معمول بود تأسیس گردید.

در سال9 0 9 1  دولت حبیب الله خان با خریداری بس های شهری از کشور هند توانست تا مشکل مردم شهر کابل را تا اندازۀ مرفوع نماید و در سال3 1 9 1 اعمار فابریکه پشمینه بافی کابل ، در سال ( 9 0 9 1 و 0 1 9 1  )  تمدید لین های تیلفون کابل جلال آباد و کابل جبل السراج ، در سال7 0 9 1  اعمار فابریکه برق جبل السراج ، در سال     1911اعمارشفاخانه کابل را میتوان نامبرد .

در پهلوی خدمات امیرحبیب الله خان ، فساد اداری ، رشوت ، ظلم وجبر از طرف  اراکین دولت بالای مردم روز به روز افزون میگردید . حصول مالیات ازمردم و فشار بیحد خزانه داران  و گدامداران  که مالیات را بیش از حد تعین شده ازمردم می گرفتنددر حالیکه مقدار تعین شده مالیات هم برای مردم کمر شکن بود ومردم بیچاره توان پرداخت آنرا نداشتند، وباداخل کردن پای ملک وارباب بین مالیه دهنده و دولت  ، کمر مردم را خم تر کردند.

امیرحبیب الله خان به مرور زمان به اثر قدرت بی سرحد ومطلق خویش و عدم مسوولیت ، بیک زمامدار خشن و بی باک تبد یل گردید. روی همین اصل تعدادی از در باریان ومردم ازرویه آن دلگیر گردیده وخواهان ریفورم در سطح دولت شدند .

درنتیجه بی کفایتی امیر آهسته آهسته تعداد ناراضیان دولت وامیر افزوده میشد و دولت انگلیس درصدد یک اشتعال داخلی گردیده و دربعضی ولایات کشوربوسیله عمال خود اغتشاش ها را راه اندازی نمود . واین وضع الزامأ تأثیر منفی بالای امیر گذاشت وبرای برون رفت از آن ویا تأمین ثبات دولت خویش از انگلیس پناه میجست.    

دولت انگلیس که خود رژیسورو سناریست این درامه بود  امیر حبیب الله خان را وادار گردانید که معاهده را که دولت انگلیس با پدرش امضا نموده بود او هم با آن تجدید پیمان نموده وبه آن صحه بگذارد، به این ترتیب امیرحبیب الله خان با امضای معاهدۀ سال 5 0 9 1   تمام  تعهدات امیرعبدالرحمن خان را بدوش میگیرد وکشور همچنان پارچه شده و استقلال سیاسی افغانستان سلب شده باقی میماند .

 امیر حبیب الله خان درفبروری سال 9 1 9 1   درحوالی ساعت سه شب بشکل مرموزی به قتل رسید ( که درزمینه قتل مرموزآن حرف ها و سخن های زیادی  وجود دارد ) و درمیدان گلف جلال آباد دفن گردید .

بعد از کشته شدن امیردر جلال آباد امیر نصرالله اعلان سلطنت نمود مگر بیعت نامهً منسوبین نظامی وملکی شهرکابل عنوانی امیر امان الله خان حالت را تغیر وامیر نصرالله خان پادشاهی امیر امان الله خان را پذیرفته وبه کابل بعیت نامه فرستاد . به همین ترتیب بیعت نامه ها ازسایر ولایات عنوانی امیر امان الله خان مواصلت ورزید وبتاریخ 3 2 فبروری 9 1 9 1  رسمأ سلطنت خویشرا اعلان نمود.

بتاریخ 8 2  فبروری  9 1 9 1 امیر امان الله خان  توسط اعلامیه ، مردم افغانستان را مخاطب قرارداد وگفت. 

   ای ملت معظم افغانستان !

من هنگام شهادت پدرو کالت سلطنت را درکابل داشتم واکنون به اصالت آن بارسنگین امانت را متوکلأ ومتعصمأ بالله به عهده گرفتم ، وقتی که ملت بزرگ من تاج شاهی را برسرمن نهاد ، من عهد بستم که بایستی دولت افغانستان مانند سایر قدرت های مستقل جهان ، درداخل کشور آزاد ومستقل باشد ، ملت افغانستان درداخل کشور آزادی کامل داشته وازهر گونه تجاوز وظلمی محفوظ ومردم فقط باید مطیع قانون باشند وبس . کار اجباری وبیگاری درتمام رشته ها ممنوع وملغی است. حکومت ما درافغانستان اصلاحاتی خواهند نمود که ملت ومملکت ما بتواند دربین ملل متمدن جهان جای مناسب مقام خودرا حاصل نماید . من دراجرآت امور کشور مشورت را به حُکم (( وشاورهم فی الامر)) رهبرقرارخواهم داد . ای ملت عزیز وای قوم با تمیز درحفظ دین ودولت وملت خود بیدار ودر نگهبانی وطن خویش هوشیار باشید . من ازخداوند برای شما و اهل اسلام وکلیه بنی نوع انسان خیر وسعادت می خواهم "

دولت افغانستان بعد از جلوس امیر امان الله خان نامهً بتاریخ 3  مارچ9 1 9 1   به لارد چلسفورد نایب السلطنه هند فرستاد وگفت که بایست درمعاهدۀ 5 0 9 1  دولتین افغان وانگلیس تجدید نظر به عمل آید وافغانستان برای عقد یک معاهدۀ جدید با دولت انگلیس به اساس حقوق مساوی طرفین آماده است .

دولت افغانستان بعد از فرستادن این نامه منتظر جواب دولت انگلیس نماند وعملأ سیاست آزاد ومستقل خویشرا درپیش گرفت  و استرداد استقلال  کشور را حصول نمود . که ازاین روز تا اکنون همه ساله تجلیل به عمل می آید ، اینجانب هشتادونهمین سالگرد این روز بزرگ وتاریخی را برای همهً ازهموطنان تبریک وتهنیت عرض می نمایم.