وطن

 

 نظر اجمال به گذشته و پیوند ان با امروز!!!

 

نور پویان 

بخش پایانی

 

احزاب و سازما نهای سیاسی ، ملی ، مترقی ، دیموکرات و سیکولار قبل از تحول ثور که مردم به هویت های شان اشنا بودند و در تحول انقلاب ملی دیموکراتبک ثور که در برنامه حد اقل حزب تسجیل شده بود ذینفع و ذیدخل بودند و از جمله متحدین موقتی و یا در پروسه تحول به متحدین دایمی تبدیل میشدند ، با هویت مستقل رهبری سیاسی و سازمانی خود محروم و یا غایب بودند و هم تشکلات جامعه مدنی قبلا به وجود نیامده بود که حضور تاریخی می داشتند و بعدا هم مستقلانه بوجود نیامد که نهادینه میشد و پایگاه اجتماعی انقلاب ملی –دیموکراتیک در درون توده ها گسترده تر میشد . واقعیت های تاریخی نشان میدهد که حزب دیموکراتیک خلق افغانستان قبل از تحول ثور هم در حرف یعنی ارمانی و تیوری هم در عمل صرف نظر از اینکه مرکزیت درون حزبی بر دیموکراسی می چربید و اشتباهاتی را هم در زمینه با خود داشت ، صادقانه و بی ریا بود . لیکن بعد از تحول ثور ماهم به تیوری و به عمل هم پشت پا زدیم ، نقص اساسی ما در تمام مراحل از اغاز تحول ثور دوره فاجه بار باند امین و مرحله نجات انقلاب ثور یعنی 6 جدی 57 در عدم تطبیق و تلفیق تیوری و عمل بوده که قبل از تحول ثور بر پایه ان مبارزه صورت میگرفت دوره گذار و تحول ح – د – خ –ا به حزب وطن در نتیجه پلینوم 18 که اساسا بازگشت به رفع انحرافات و اشتباهات و نتیجه تغیر جوی جدید سیاسی جهانی و تغیر در سیاست و استراتیژی شوروی سابق بوده که باز گشت به مولفه ها و ارزشهای اجتماعی تحول ملی دیموکراتیک که از ان در اوایل تحول ثور تخطی صورت گرفته بود به برنامه عملی جدید بعد از پلینوم 18 تبدیل شد . مش مصالحه ملی که محصول و نتیجه اشتباهات و انحرافات بود که جامعه را به جنگ و بحران کشانیده بود ، ارمغان ان ارزشها ی فوت شده ( پلورالیزم سیاسی و اندیشه ، تعدد احزاب ، اتصراف از قدرت و به رسمیت شتاختن تمام گرایشات اجتماعی و سیاسی در یک کلام دیموکراتیره ساختن تمام حیات اجتماعی سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه که اصول بنیادی ح – د – خ – ا بود )و تمام این ارزشهای اجتماعی و سیاسی با لویه جرگه و تصویب قانون اساسی تثبیت و تسجیل گردید و به پایه حقوقی و قانونی جامعه تبدیل شد غافل از انکه شرایط ، زمان و مکان گذشته بود نه زمان ان وجود داشت و نه نیروهای اجتماعی سیاسی که در ان مکان  قرار داشته باشند . نیروهای مسلح افراطی در وجود بنیاد گراهای نو بپا خاسته ارتجاع منطقه و جهانی از لحاظ کمی و کیفی بر تر و متفق تر از دولت در مقابل ان قرار گرفته بود که به هیچ نوع مصالحه ، عقب نشینی ، سازش و امتیاز قدرت و تقسیم قدرت عملا و ذهنا اماده نبودند و خود را کلاختیار جامعه میدانتند ، این بود واقعیت ان زمان و از سوی دیگر حزب و دولت که بعد از قدرت ، ذهن و فکر و هوش ان به انحصار  قدرت و یکه تازی عادت کرده بود بنابر خصلت جامعه قبیلوی و فرهنگ پلورالیزم سیاسی و فکری را هم تجربه نکرده  بود حاضر نبود به ارزشهای قبل از تحول ثور بخاطر ان مبارزه کرده بود تن در دهد  .یعنی اماده گی ذهنی نداشت و این عقب نشینی را در حکم تسلیمی به دشمن اشتی ناپذیر میدانست در مقابل چنین اصلاحات واکنشی سختی از خود نشان داد و این حرکت را یک انحراف سیاسی و فلسفی تلقی میکرد که این خود باعث احیای تشکیلات جدید بصورت مخفی و محرمانه در داخل حزب و دولت گردید که عواقب نا گوار ان درج تاریخ است . وقتا که در عمل و پراتیک اجتماعی و سیاسی دوست بزرگ شناخته شد که مسخ شده و تحت پوشش سوسیالیزم اهداف ناسیونایرم تزاری روس پیش میرود اینکه به شیطان بزرگ تبدیل شده است و در شناخت ما نسبت به ان تجدید نظر نشد و تا اخر بر سزنوشت ما حاکم باقی ماند تا اینکه خود را با ما یکجا به گودال نیستی سوق داد این بود حقیقت تلخ و نقد موجز و شفاف از تاریخ ، زیرا قضاوت عادلانه تاریخی از چه بودیم نمیشود بلکه از عمل کرد و چه کردیم میشود که ملاک قضاوت و حقیقت است :

 

و اما امروز چه باید کرد :

 

امروز ما به بهای گزاف صاحب تجارب و ازمون های عملی و راه حلهای اصولی هستیم که اگر انرا بدرستی بکار نبندیم ، ماموریت و رسالت ما بمثابه عامل اگاه جامعه جبران چنین خسارات مالی ، جانی و فرهنگی را تضمین نخواهد کرد . امروز تاریخ مسایلی را در برابر ما قرار میدهد که باید دیروز حل میکردیم ، لیک بنابر علل مسلط داخلی و خارجی به ان عمل نشد ، جامعه ما در طول 30 سال از لحاظ ساختاری دگرگون نشده است ، عقب مانده گی قرون وسطایی در عرصه مادی و فرهنگی همچنین بیداد میکند ، درست است که نضج اجتماعی کشور ما در طول 30 سال جنگ بی نظم و بی اندام شده است و تغیر ارایش قوا در نیروهای مسلط کشور بوجود امده است ، لیک در ماهیت و سرشت نظام اجتماعی تغیر اساسی بوجود نیامده است ، واقعیت های تلخ و درد ناک گذشته و قانون بالضرور اجتماعی که ما به تنهایی هیچ کار یرا از پیش بیرون برده نمیتوانیم جامعه که در کل به طبقات و اقشار مختلف و اشکال تجمع تاریخی گو.ناگون و عقاید و باور های متنوع تقسیم شده باشد ، نه در گذشته و نه در حال هیچکس به تنهایی قادر بحل معضلات و پرابلم های ان شده نمیتواند و اسناد حزبی ما هم تحلیل مشخصی از اوضاع مشخص کشور را بصورت منطقی و مقطعی انجام داده بود جذف هیچ نیروی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی نه از لحاظ تیوریک درست است و نه از لجاظ عملی ممکن است باید تمام نیروهایکه در جامعه وجود دارند با تمام گرایشات ، عقاید و نظریات شان برسمیت شناخته شوند زیرا ساختار های اجتماعی و نهاد های مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه مجل و بستر تمام حوادث و دگرگونی ها در جامعه است ، بدون در نظر داشت واقعیت های موجود هیچ دگرگونی در حیات سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی در جامعه رونما شده نمیتواند . باید مرز بندی و تشخیص شود ، زیرا اشتراکات ووجوهات نیروهای مختلف اجتماعی اساس هم پیوندی ، وحدت و اتحاد عمل را بوجود میاورد ، پس طرح وحدت و اتحاد عمل در گتم نخست با نیروها ی همسو و همفکر وبعدا رفتن بطرف طیفهای وسیع و گسترده و از جمله اهداف مرامی و برناموی مقطعی احزاب چپ دیموکراتیک خواهد بود .بدون اشتراک عمل و نظر این نیرو ها مبارزه با عقب مانده گی قرون وسطایی فرهنگ و سنت های قبیلوی و خرافات مذهبی و نماینده سیاسی انها در وجود انارشی جهادی و نیروهای پسگرایی طالبی نا ممکن است .

 

وحدت و اتحاد عمل باید اندیشوی و سیاسی باشد و مبنای فکری و اندیشوی انرا فلسفه سیاسی تشکیل دهد هر وحدت و اتحاد عمل که بدون در نظر داشت فکر و عمل اندیشه سیاسی و فلسفی که مضمون و هدف اساسی چنین افکارو .اندیشه را مردم محروم و ستمدیده که در طول فرون متمادی تحت مظالم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی رنج کشیده اند ، صورت گیرد ، وحدت واتحاد یک عمل میکانیکی از روی ضعف و ناچاری که اساس انرا سنت و امراض فرهنگی ، قومی و نژادی و قبیلوی نشکیل دهد بی پایه خواهد بود ، ما شاهد زنده و گویای تمام تجارب تلخ در کشور خود هستیم که در پیشرو ترین و مترقی ترین احزاب سیاسی که ما هم جزء ان بودیم و در جوامع نو رشد و نو بنیاد قبیلوی و عشیره وی حضور سیاسی پیدا کرده اند خصلت ها قبیلوی ، تک سالاری ، فرهنگ سنتی ، احزاب را به گمراهی و کجروی مواجه ساخته است ، زیرا ساخت سیاسی و اجتماعی چنین جوامع داغ و لکه های مادر زاد سنت و فرهنگ جامعه را با خود دارد بنابرین امراض اجتماعی پلورالیزم سیاسی زا تجربه نکرده است . کنون که پیامد و نتایج ناگوار ان تجربه شده است نباید احساسات و عواطف ما بر عقل و منطق غلبه کند .

 امروز صفوف و کادر های دیروز هر کدام رهبران امروز هستند در جو جدید سیاسی کشور و جهان میتوانند مستقلانه فکر کنند از لحاظ سنی و عقلی به بلوغ و پختگی لازم خود رسیده اند ، وقت ان رسیده تا این کادر ها و صفوف پاکدامن دیروز تمام داشته ها و تجارب علمی و منطقی زمان حاضر را به نسل های جوان انتقال دهند تا نکند که عمر کوتاه شان ذخایر علمی و تجارب ازموده شده شانرا به هدر دهد

  وضعیت سیاسی و ارایش قوا در کشور :

 درین مقطع تاریخی و شرایط مشخص سیاسی که حاکمیت دولتی توام با اپوزسیون فعا ل داخل دولت و اپوزیسیون مسلح خارج دولت هردو در اختیار نیروها واپسگرا قرون وسطایی و حامیان خارجی انها قرار  دارد و مافیای قدرت از سطح ده و قریه گرفته تا شهر وولایات و قدرت مرکزی مردم را در گرو خود کرفته اند مسله وحدت و اتحاد عمل سیاسی در یک نهاد بزرگ سیاسی سراسری کشور یک  حکم ضروری و تاریخی پنداشته میشود

وحدت ، اتحاد ، یکپارچگی ، همسویی ، هم فکری و همگرایی نیروهای دیموکراتیک بخصوص احزاب متشکل و همسو از لحاظ فکری و اندیشوی چون حزب منحد ملی و نهضت فراگیر دیموکراسی و ترقی در یک سازمان واحد و بزرگ سیاسی که توسط این همبستگی و از طریق ان بتوانیم از پی بحران عمیق اجنماعی و جنگ فرسایشی بین دو بخش حاکمیت جهادی و طالبی یک الترناتیف مردمی را ارایه بداریم

 بادر نظرداشت اوضاع پیچیده داخل کشور و دست اندازی ارتجاع منطقه و ریاکاری حامیان خارجی دولت شعار وحدت و یکپارچگی نباید یک شعار ظاهری و دلسوزانه بوده بلکه یک مش سازنده و مقدمه بهم پیوندی سایر نیرو ها ی ملی دیموکرات و ترقی در کشور باشد ، نکته اساسی اینست مسله وحدت و همبستگی سیاسی و سازمانی دو حزب با هم برادر ، گام متین و بزرگی را در جهت تکوین اتحاد ها ، ایتلاف ها و جبهه سیاسی با طیفهای گوناکون و رسیدن بطرف یک جنبش عمومی و مردمی باشد ، در وضعیت فعلی نیروهای ملی و ترقی خواه در حالت انفرتد و پراگنده گی قرار دارند  ، وحدت دو حزب سراسری در کشور جاذبه بزرگی خواهد بود برای نیروهای متشتت و پراگنده ، وحدت به مفهوم عام ان در امیختگی و یگانگی فکری و اندیشوی و در نهایت تشکیلاتی دو بدنه ای یک حزب بزرگ تاریخی است که میتواند وحدت کمی و کیفی در چوکات یک  حزب واحد بزرگ سر تاسری را تامین نماید .این وحدت با پیوند مستحکم تر و برنامه ای علمی تر مطابق شرایط مشخص کشور وارد میدان شود و یکی از فکتور ها و پیش زمینه های وحدت اصولی ، اتحاد عمل انست که با صداقت و قاطعیت با در نظر داشت تمام تجارب گذشته راه خود را دنبال نماید و

 

یگانه چشم انداز واقعی برای تغیرات مثبت در وضعیت بغرنج . پیچیده کشور در گام نخست وحدت و اتحاد عمل نیروهای همفکر و همسو است تا این ابتکار بزرگ زمینه ای برای تشکل و همبستگی سایر طیفهای گوناگون جامعه در مقابل نیروهای بنیاد گرای افراطی باشد ( تکرار احسن ) اکنون در کشور تحت حاکمیت نیروهای سیاه و دهشت افگن شرایط عینی قیام و خیزش مصالمت امیز مردم محروم و داغدیده کشور بوجود امده است هرگاه درین وضعیت بحران الود که سراپای جامعه را بصورت عینی گرفته است ، شرایط ذهنی یک نهاد بزرگ سراسری نماینده سیاسی و فکری جامعه وجود میداشت ، این کمبودی را مردم امروز احساس نمی کردند .

 واکنش ، قیام ها . طغیانهای مردم در داخل یک اقدام وسیع به رهبری نماینده های سیاسی انهاست که جامعه از بحران و جنگ فرسایشی نجات پیدا میکند . نیروهای قرون وسطایی تاریک اندیش و حامیان خارجی انها در سیر حوادث 30 سال امتحان خود را به مقتضی طبیعیت خود در عمل و نظر داده اند . در حالیکه نماینده های واقعی مردم وارد میدان شوند دیگر مردم تحمیق و اغوا نمی شوند ، ما باید با قرار گرفتن عملی در میان مردم و در دفاع از انها و دادن شعور و اگاهی برای شان حقانیت خود را به اثبات برسانیم دفاع از منافع حقه شان ناگذیر از حمایت و پشتیبانی بیدریغ شان بر خوردار خواهیم بود ، زیرا این رسالت را تاریخ همیشه بدوش عناصر اگاه و پیشرو جامعه قرار داده است . طی 30 سال جنگ هویت و مشخصا ت حاکمیت های بنیاد گرای افراطی و اسلام سیاسی در کشور ما و همچنین در کشور های همسایه پاکستان و دولت اخوندی ایران بدست خود شان این گره کور را باز نموده و ماهیت و سرشت خود را در قدرت برای پیروزی و کسانیکه در توهم بودند و بصورت کورکورانه و تعمدی بدنبال شان می رفتند امروز به فرسخ ها از انها دور شده اند . هرگاه مداخله از خارج نباشد و اراده حامیان خارجی بر مردم تحمیل نشود ، مردم خود سرنوشت خود را تعین میکنند ، یگانه کمبودیهای که در جامعه وجود دارد بدیل سیاسی و نماینده های سیاسی شان است ، هرگاه وجود چنین بدیلی را در عمل احساس کنند اگاهانه از انها حمایت  و پشتیبانی خواهند کرد .

 

 

 

نظر اجمال به گذشته و پیوند ان با امروز !!!

 بخش دوم

                 اینهمه جنگ و جدل حاصل کوتاه نظریست

                گر نظر راست کنی کعبه و بتخانه یکی ست

                اب اگر صد پاره گردد، باز باهم اشناســــت

 وحدت عمل دو بخش عمده از یک فرکسیون ح-د-خ-ا ( حزب وطن)

 

مقدمات چنین امر بزرگ تاریخی بنابر اراده و تحت فشار خواست عمومی ، کــــــــادر ها و صفوف

بازماند های  حاکمیت دیروز اعتبار از اولین سالهای بعد از فروپاشی حاکمیت سابقه ما بخاطـــــــــــــر

بسیچ ومتشکل کــــردن مجدد صفوف و کدر ها ی نهاد های سیاسی بزرگ سراسری کشور که برپایه اندیشــــــه علمی و اگاهانه و فلسفه سیاسی پیشرو عصر خود بوجود امده بود بصورت خود جوش نضج و قـــــوام تدریجی خود را می پیمود،  گرد همایی ها ، نظر خواهی ها و نشست ها ی پیاپی بدین مناسبت در سالهای بعد از فروپاشی در خارج کشور شکل گرفت ، خطوط فکری و پایه فکری و اندیشه سیاسی و فلسفی ان مضمون اساسی انرا اکثریت قاطع مردم مظلوم و داغدیده کشور تشکیل میکرد با اراء جمع تدوین و تصویب گردید.

 

کمسیونهای  تماس و تفاهم موظف گردید درنتیجه چنین فعالیت های پیگیر و مسولانه نتایج مثبت وملموس

در بر داشت با تاسف که این روند توسط عوامل و عناصر معلوم الحال که هویت شان دیگر بر کسی مکتوم

و پوشیده نیست بنابر عادت و امراض همیشگی خود بخاطر فریب و اغوای صفوف و کدر های خوشباور

و پاکدامن که اعتماد اخلاقی جزء خصایل شان شده است در ظاهر شعار های وحدت  طلبی را سر میدهند

در خفا و پشت پرده ودور از انضار مردم در نقش وحدت و اتحاد عمل نیروهای سیاسی هم فکر و هم سـو

نقش اساسی دارند.

خوشبختانه درین اواخر با تفیر ساختار های حزبی که محصول و نتیچه فشار از پایین بوده ، عمل کــــــرد

پروسه وحدت به ضرورت مبرم و حیاتی در کشور مبدل شد گامهای عملی دو بخش عمده و اساسی در

وجود حزب متحد ملی و نهصت فراگیر دیموکراسی و ترقی بر داشته شد و این اقدامات عملی مورد تایید

مقامات رهبری هر دو حزب در مرکز کشور قرار گرفت و استقبال پر شور کدر ها و صفوف را با خـــود

که ما نتایج عملی انرا در سایتهای وطن و مشعل و بخصوص در نشست وسیع اخیر تاریخی 28 دسامبــــر

2008 را شاهد بودیم با این مقدمه موجز و فشرده میپردازم به اصل مطلب اساسی وحدت حکم امرانـــــــه

زمان و اتحاد عمل با سایر نیروهای ملی ، مترقی ، دیموکرات و پیشرونده تاریخ کشورضرورت مقطعــی

و مشخص اجتماعی !!!

 

نظر اجمال به گذشته :

 

همه ما و شما تاریخ زنده کشور هستیم ، بدون نقد و باز نگری گذشته که به تاریخ سپرده شـــــــــده

را ه اینده روشن نمیشود  ح – د – خ – ا  از درون جنبش روشنفکری سده اخیر بیرون امد و بــــــا

اهنگ و شتاب رشدو تکامل میکرد، در مدت کوتاه از لحاظ زمانی از اوان تاسیس خود تا تحول ثور

بیک نیرو و جاذبه سر تاسری و بی رقیب سیاسی در جامعه تبدیل میشد . خصلت قشری و روشنفکری

ان روز تا روز به خصلت مردمی و توده یی تبدیل میشد . بر اساس تحلیل مشخص از اوضاع مشخص

کشور ، چهار فاکتور اساسی ذیل حزب را بیک نیروی فراگیر و سرتاسری تبدیل کرد.

1 – رهبری سالم

2 – اگاهی سیاسی متناسب  به شرایط مبتنی بر جامعه شناختی علمی

3 – سازماندهی اصولی

4 – تربیت انسانی با خصایل و مختصات انقلابی اعضای حزب

با این چار فکتور که که با هم تلفیق و رابطه دیالیکتیکی .و منطقی داشت با وصف جامعه سنتی عقــــب

مانده و فرهنگ مسلط قرون وسطایی در عرصه سیاسی ، احتماعی و فرهنگی با شیوه ها و اشکال

مختلف مبارزه مینمود تا اعتماد مردم را در عمل جلب نماید . متاسفانه حادثه زود رس تحول ثور

بنابر عوامل داخلی و خارجی که اتفاقا نا فرحام نشد ضربت کاری را بر پیکر حزب و مردم وارد

نمود .

در اوایل ثور غرور پیروزی چشم ، گوش وهوش مارا کور ساخت ما یعنی ح- د خ – ا که همه مشمول

ان بودیم ، در اولین سپیده دم ثور که بنام انقلاب خوانده شد ارمانها و اهداف علما تنظیم شده به تاق

نسیان گذاشته شد و عملا از ان عدول صورت گرفت هم در تیوری و هم در عمل بعوض اینکه اصول

مرامی و اهداف برناموی حزب که در پای ان مبارزه صورت میگرفت ، سند عملی حزب میشد ، عملا

از تمام ارمانها و اهداف مقطعی حزب تخطی صورت گرفت و بالای تمام اسناد تحلیلی و مشخص

حزب خط بطلان کشیده شد . وحدت حزب نقض شد ، تمام نیرو های ذینفع و ذیدخل در روند تحولات

ثور عملا حذف گردید حزب استقلالیت فکری و اندیشوی خود را از دست داد . طبقات ، تضاد طبقاتی

و مبارزه طبقاتی ختم گردید و جامعه در یک شب هم رنگ و همگون گردید ، یکبخش حزب بــــــــــه

قیم همه جامعه تبدیل گردید این اشتباهات ، انحرافات و لغزشها ی عمده و اساسی و تندرویها و یکهــــــه

تازیها جامعه را به بحران و بن بست و بلاخره به جنگ کشانید . طبقات حاکمه و محافل حاکمه کـــــــــه

مو.قتا مغلوب شده بودند این اشتباهات و انحرافات و انحصار طلبی قدرت ایشانرا از حالت گنسی و بیهوشی

بیدار ساخت ارتجاع داخلی وباداران خارجی شان در منطقه و جهان که انتظار چنین کجرویها و نــــــا

عاقبت اندیشی را می کشیدند در کمین بودند ، سکون ارامش و باده ظفر سکون قبل از طوفان بــــــــــود

صاعقه تحو.ل ثور که در فضای جامعه وارد شده بود در مدت کوتاه به نیروی تخریش کننده تبدیل شد

و این خود زمینه ساز مداخله قوتهای خارجی ، منطقه و جهان در وجود دوست و دشمن نا شناخته شده

کردید جنگ ویرانگر و تباه کن طی 30 سال تمام هستی مادی ، معنوی و فرهنگی کشور را به تاراج

برد و هرینه عظیم این حوادث نا گوار را مردم محروم و ستمدیده کشور پرداختند .

جادثه جدی 58 که مقدمات ان قبلا شروع شده بود با امدن قشون سرخ بوجود امد و بنام مرحله نجات

انقلاب ثور و مرحله نوین تکاملی ان خوانده شد که بایست درین مرحله تمام انحرافات و اشتباهات ترور

و اختناق باند امین که در عرصه تیوری و عملی و عدول از تمام اهداف برناموی قبل از تحول ثور

صورت گرفته بود بصورت بنیادی که مردم انتظار انرا داشتند ، اصلاح میشد و پایگاه اجتماعی در

وجود جبهه متحد ملی که در ان تمام احزاب ، سازمانهای سیاسی ، حلقات ، محاقل و شخصیت های

سیاسی و فرهنگی بشمول ح – د خ – ا تحت پلاتفرم مشترک با هم مشارکت وسیع میداشتند و عملا

مطابق مشخصات جامعه افغانی همان زمان حضور گسترده سیاسی پیدا میکردند و دولت مظهر اراده

قاطع  اکثزیت  نماینده های سیاسی مردم میبود.یک اقلیت محض سر نگون شده در حالیکه مقـــــــاومت

میکرد در مقابل این طیف وسیع و گسترده خو.ار و زبون میگردید و یا اینکه به اصلاحات اجتماعی

به نفع اکثریت قاطع مردم تن میداد . سمت دهی و رهبری چنین دولت که اتفاقا سر کرده گی وهژمونی

ان ئر حادثه ثور توسط ح- د – خ – ابوجود امده بود میتوانست تبلور اراده اکثریت قاطع جامعـــــــــه

باشد . میبایست رهبری حزب و دولت با دوستان خارجی خود را مطابق مشخصات و خصوصیات

جامعه افغانی و تحلیل مشخص از اوضاع مشحص بر اساس خصوصیات ملی جامعه افغانی که اگاهی

بیشتر داشتند.ف قانع میساختند تا تمام پلان و پروگرام های مدون قبل از ثور به منصه عمل گذاشته

میشد اولا پایه حقوقی و قانونی جامعه توسط یک قانون اساسی مدون که تمام بخشهای سیاسی جامعه

حضور و منافع حباتی ، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود را در ان میدیدند، تصویب و تسجیل میشد

جبهه ملی پدر وطن که یک نهاد و ساخت عاریتی اروپای شرقی بود که با شرایط افقانستان همخوانی

نداشت و این مفهوم در ذهن مردم اشنایی نداشت و از جانب رهبری ان بدست حزب و دولت بود

حزب و دولت هردو در یک میکانبزم واحد تمام ارگانهای انرا توسط کادر های دست بالای خود

رهبری میکرد و تمام قوانین و طرز العمل ان توسط حزب و دولت بوجود امده بود و نهاد هـــــــای

بخصوص حزب و دولت ( سازمان دیموکراتیک جوانان ، سازمان زنان ، اتحادیه کارگری ، کوپراتیف

های دهقانی ، سازمان صلح و همبستگی  وغیره )متعلق به حزب و ساخت سیاسی ان در جبهه مشارکت

داشتند .

 

ادامه دارد

   

نظر اجمال به گذشته و پیوند ان با امروز !!!

انور پویان

بخش اول :

تحلیل و ارزیابی اجمالی از همایش ، گردهمایی و نشست تاریخی 19/04/2008 نیروهای ملــــــــــــــی

دیمکرات . مترقی هوا داران سابقه ح/د/خ/ا  ( حزب وطن) احزاب ؛ سازمانها ؛ طبقات ، محافـــــــــــل

 شخصیتهای مستقل شامل حزب متحد ملی ، نهضت فراگیر دیموکراسی و ترقی ، کنگره ملـــــــــــــــی

ارمان مردم افغانستان ، حزب صلح و همبستگی ، کمسیون تفاهم ووحدت هامبورگ ، انجمنهای فرهنگی

و شخصیت های مستقل سیاسی .

 

تصنیف ، مرز بندی و تشخیص این نیروها :

 

ترکیب سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی و اندیشوی این نیروها شامل جلسه مشترک !

 

اولا طیف وسیع این قوت های سیاسی که در نشست حضور داشتند تفاهم ونیروهای سیاسی که در خارج 

 جلسه با انها گفتمان جریان داشت ،عمدتا :

اعضای سابقه ح-د-خ-ا و یا حزب وطن بودند و قسما از متحدین سیاسی چپ دموکراتیک سابقـــــــــــه

و هوا داران حاکمیت از لحاظ اندیشوی و سیاسی خود را چپ دیموکراتیک ، سهم گرفته بودند . ایـــــن

نیرو ها که بازمانده های ح- د – خ – ا و حزب وطن هستند ، خواستار انند تا در مقطع کنونی جامعـــــه

افغانی خود را از تشتت و پراگنده گی نجات دهند و در یک وحدت با نیروهای همسو و همفکر ودر اتحاد

عمل وسیع بطرف تشکیلات سیاسی و اندیشوی از وحدت ، اتحاد عمل ، جبهه ، ایتلافها و چنبش هــــــای

گسترده با سایر طیفهای جامعه که اهداف ملی ، دیموکراتیک ، مترقی و عدالت خواهانه داشته باشنـــــد

تبارز سیاسی نمایند و با حضور سیاسی خود در وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور بخاطر تحقق اهـداف

 مطروحه خود موثر  واقع شوند .ترکیب سیاسی و اجتماعی این نیرو ها ، از لحاظ اندیشه سیاسی

قومی و مذهبی دارایی بینش های فکری گوناگون و نا همگون اند و موضع فکری و اندیشوی متفاوت دارند

و از منافع اجتماعی ، طبقاتی ، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی طیف های وسیع وبخش های مشخص جامعه

نماینده گی میکنند . در جریان حاکمیت وقت نظر به شرایط داخلی و خارجی تغیرات و تحولات اساســـــی

متناسب به شرایط مشخص انزمان در افکار و اندیشه و اهداف سیاسی ، اجتماعی ؛اقتصادی و فرهنگـــــی

انها بوجود امد . با تحول ح-د-خ-ا به حزب وطن به تمام ارمانها و اهداف و ارزشهای بنیادی ح –د- خ – ا

وقت رسما وداع گفته شد . این تغیرات که در شکل رسمی دولتی به ظهور رسیده بود شامل حال نیروهای

از حاکمیت بوده که خود را با روش جدید فکری جدید با تغیرات بنیادی که در صف بندی ابر قدرت هــای

جهان  رخ داده میرفت خود را وفق دهند ، طراحان نیرو های سیاسی دیگر هم که این تغیرات و تحولات

   

به ذهن و روح و روانشان تطابق و هم اهنگی نداشت بنابر عادت ، عواطف و احساسات اخلاقـــــــــــــی

که در جریان مبارزه به ان خوی گرفته بودند بصورت مخفی و محرمانه به تشکیلات سابقــــــــــــــــــــه

وفادار به ح – د خ – ا و اهداف بنیادی ان ماندند و در پای ان ارمانها و اهداف مبارزه میکردنــــــــــــــد

و عمین در موضیعگیری و مش متضاد در بین نیرو های سابقه سر نوشت حاکمیت و تمام نیزوهای وطن

پرست ، کدر ها و صفوف پاکدامن را به عواقب شوم مواجه ساخت که بعدا کفاره انرامردم محروم و

مظلوم کشور واعضای بیسرنوشت دیروز پرداخت .

اما بعد ار فروپاشی . سقوط دولت و حاکمیت و تغیر جو سیاست جهانی یک سر خورده گی یاس و نــــــا

امیدی و بی سر نوشتی تمام روح و روان اعضای سابفه ح – د – خ – ا . حزب وطن را فرا گرفــــــــت

و در یک حالت سر گیچگی ، سراسیمه و سر در گمی قرار گرفتند در نتبجه واهمه نیرو های واپسگرای

افراطی قرون وسطایی ، جنگهای وحشیانه میان تنظیمی و میان قومی ، ترک وطن بصورت مهاجــــرت

اجباری در کشور های همسایه و اروپا بصورت کتلوی . دسته جمعی صورت گرفت و اشفته فکری و

پیچیده گی اوضاع و شرایط تحمیلی همه را فراگرفت ، انارشی ووحشت طالبی عرصه را بر تمــــــــام

افغانستان تنگ ساخته بود نسبت عدم رهبری و سازماندهی بعد از سقوط حاکمیت بخصوص در داخـــل

قسمت اعظم نیروهای سابقه در حالت بلا تصمیمی قرار  گرفتند . معامله گریهای سیاسی که سالها حزب

و جامعه بازار رونق معاملات شان بوده از عواطف و احساسات پاک حزبیها استفاده کرده در اغــــــوا

و فریب شان محافل همیشگی خود را گرم نگه میداشتند و اما بودند حزبیها که سالها در پای ارمانهـــــا

و اهداف شریفانه مردم خود مبارزه میکردند درد و رنج و اندوه، اشک و ماتم مردم خود را فرامــــــوش

نمیکردند، بخاطر بسیج و همبستگی مجدد نیروهای سیاسی که فوای جسمی و فکری شان تحت چنیــــــن

تضیقات اجتماعی زایل شده بود ، جان تازه ای ببخشند یک لحظه از فعالیت دست نمی کشیدند ، امـــــروز

همان ها هستد که در شرایط جدید سیاسی جهان ووضع فعلی درد ناک  کشور بفکر مردم ووطن خــــــــود

در سراغ اتحاد و همبستگی تمام بازمانده های دیروز و رفتن بطرف طیفهای وسیع تر و گسترده تر کـــه

به ترقی ، تجدد، دیموکراسی ، عدالت اجتماعی ونجات وطن از چنگ وحشت و ترور واختناق ایمــــــان

داشته باشند ، پیرامون خود بسیج نمایند .

 

موضع گیری سیاسی و اندیشوی اینها !!

در وضع فعلی کشور تحلیل و استنباط منطقی از اوضاع مشخص جهان و منطقه با در نظرداشت تجارب

تلخ و ازمونهای گذشته که ببهای سنگین بدست امده است یعنی عدم تطبیق و عملی ساختن عینی و بـــــــه

موقع و برنامه های مدون علمی قبلی که جهات زنده گی اجتماعی کشور را در عرصه سیاسی ، اقتصادی

و فرهنگی بصورت مشخص پیش بینی و معین کرده بود اگاهانه و یا نا اگاهانه توسط عوامل نفوذی  در

درون ح – د – خ – ا هم در عرصه تیوری . هم در عرصه عملی اشتباهات ، لغزشها و انحرافات جبران

نا پذیر تاریخی بوجود امد که در نتیجه جامعه در مجموع به بحران ، بن بست و جنگ خانمانسوز کشــــا

 

   نیده شد . عوامل درونی و بیرونی ازین فرصت طلایی به نفع خود بهره برداری نمودند . و امـــــــــــروز

ما طی سی سال جامعه داریم سر کوفته و غرق در خون که حتی عاملین اصلی جامعه جهانی خود درین

بحران که خلق نموده اند غرق شده اند . اکنون نیروهای ملی ، دیموکرات ، سیکیولار و در مجموع طیف

وسیع چپ دیموکراتیک بخود امده و به این نتیجه رسیده اند که بدون نقد و ارزیابی دقیق گذشته راه اینده

روشن نمیشود . باید از گذشته اموخت ، اشتباهات و جهان منفی گذشته را در عمل و پراتیک اجتماعــــی

و سیاسی به نفع مردم جبران نمود . این تلاشهای وسیع و همه گیر نشان دهنده اموختن و درس گرفتــــن

از حوادث تاریخی است که بایست تمامی گرایشات مثبت . پیشرونده در تاریخ احتماعی کشور را بــــــــه

رسمیت شناخت ، مفاهیم خودی و غیر خودی و کشیدن مرز های غیر قابل تصور توسط نیروهای پیشرو

و هدفمند که ادعای خدمت و رهایی مردم محروم و داغدیده را به مفهوم و معنی دقیق دارند ، راه جـــــــز

بهم پیوندی و همدیگر پذیری وجود ندارد در غیر ان به انفراد کشیدن نیروهای ملی ، دیموکرات و ترقی

خواه و تکرار  اشتباهات و لغزشهای گذشته خواهد بود .درین مقطع مشخص تاریخی نباید هوشیاری را

از دست داد ، هرگاه چنین نکنیم ، حضور جامعه چهانی ، قوای ناتو و ایساف که نماینده منافع استراژیک

خود در منطقه هستند ، این تغیرات و تحولات در نمود فکری شانرا در سمت خود و در جهت منافـــع

خود سوق خواهند داد به تاسی از ان در اهداف  برناموی احزاب ملی ، دیموکرات و مترقی و تمـــــام

حلقات ، محافل و سازمانهای سیاسی کشور که به منافع ملی خود می اندیشند در طویلالمدت منافــــــــع

استراتیژیک نیروهای مسلط جهانی مضمر خواهد بود .

بدین منظور از همین حالا د ررادیکال ترین احراب ، سازمانها ، حلقات و محافل سیاسی در داخـــــــل

کشور که به نفع اکثریت قاطع مردم می اندیشند عناصر کلیدی و گماشنه یی حضور خواهند داشــــــــت

که سمت گیری فکر و اندیشه و اهداف استراتیزیک کشور های مسلط جهان در وچود انها مشهود است

و اما صفوف و کادر هایشان تحت تاثیر عواطف و احساسات سابقه و نیروی عادت روانی در جــــــوی

گذشته رنده گی میکنند در گفتار خود را به ارمانهای اغازین پایبند میدانند ، واما در عمل که به کجــــــا

کنشانیده میشوند ، نقش ندارند زیرا مانند گذشته بنابر خصلت قبیلوی سران سیاسی ، نقش اساسی دارند               

همچنین نیرو ها و قوت هایکه عده ای هم در خارج کشور هستند و خود را به ارمانها و ارزشهــــــــای

بنیادین ح – د خ – ا وفادار میدانند و به ان اهداف و ارمانها وداع نگفته اند . انها با مش جدید سیاســــی

و فلسفی و درک عمیق از جهان مصروف فعالیت هستند ، سایتها ، نشرات ، جرایدمطبوعه شـــــــــان

شاهد معنویات و مشخصات سیاسی و اندیشوی شان است و کسانی هم تحت نام ح – د خ – ا و رهبران

سابقه فعالیتهای را در خارج کشور سازمان میدهند که تا حال در کشور حضور مشهودی ندارند، جـــای

 تعجب درینجاست که چنین اشخاص تحت نام رهبران مبارزه فعالیت و مبارزه میکنند و افکـــــــــــــــار

دیروزی انها را به نشر میسپارند ، اگر اتفاقا زنده میبودند ایا در موضع فکری و اندیشوی خود باقــــــی

میماندندیا خیر ؟. در حالیکه همین حالا ردیفهای انها ، رفقا و رهبران دست اول و همکاران هم راز انها

در قید حیات هستند ، ایا انها به  ارمانها و اهداف اغازین که در پای ان تعهد سپرده بودندو مبارزه مـــی

کردند وفادار هستند ، رسیدن به ان اهداف و شیوه جدید و یا نقاد و یا قدیم و کدام یک انها وفادارند ؟

حقیقت تلخ گواه این امر است که این رهبران دست اول و بنیاد گذاران گذشته ای تاریخی ما نتنهـــــــــا

به ان ارمانها و اهداف که ارزشهای انها تا حال منتفی نشده است ، پشت پا زده اند ، بلکه در راه ان سنگ

اندازی

 

 هم میکنند و مانع تشکل ، اتحاد و همبستگی بازمانده های وفادار خود هم میشوند و نمی گذارند تــــــــــا

صفوف و کادر های گذشته مستقلانه راه خود را دنبال نمایند . واقعیت های سپری شده 16 سال بعــــــد

از فروپاشی حاکمیت شاهد این مدعا است ، در غیر ان ما امروز در وضعیت سیاسی کشور حضــــــور

فعال میداشتیم و قابل محاسبه هم !!

خلاصه اینکه در ترکیب نشست وسیع 19 اپریل 2008 نیروهای ملی ، دموکرات و مترقی مطابــــــــــق

اهداف برناموی و روش ساسی شان اینطور تصنیف و ارزیابی میشوند .

احزاب لیبرال دیموکرات ، نیو لیبرال ها ، ناسیونال دیموکرات ، سوسیال دیموکرات ، ملی ، مذهبی هـــا

و دیموکراتهای های چپ انقلابی .

پایان بخش اول