|
اسطوره که نام او ، شهامت او و افتخارات او در دل تاریخ جاویدان است
توای غم دل ، از دل تنگم ، کجا توانی رفت ؟ بیا که صاحب این خانه یی ، نـــه مهمانــــی
گلوها بسیار بغضین و نفسها در سینه ها به سنگینی راه برای بیرون شدن از قفسه اش می سراغید ، تن تک تک از اعضای ح – د – خ – ا و مردم که به تغیر به اینده ، برای تامین عدالت ، بویژه در رهایی از چنگال دژخمیان پادو و لشکر سیاه پوشان که خرد و عقل وجدانشان را یکسره در پای دشمنان افغانستان ، به لیلام گذاشته بودند، می اندیشیدند ،نحیف و بی رمق ، به نظر میرسید . شهر کابل نه افغانستان ماتمزده بود ، انگار که حادثه عظیمی هولناک ، چشمان ماتمزده و نگران مردم را به حوادث پیرامون ، به ژرف کشیده و با دلواپسی منتظر رخداد ها ووقایع دلخراش اند، زبانها الکن و حواس ها متشتت و بی تحسس شده بودند درست در سیزده سال قبل دشمنان سعادت و خوشبختی مردم افغانستان یکی از بهترین و نخبه ترین فرزند این وطن را با تمام ارزوها و ارمانهای انسانی برای انسان خسته و تکیده افغانستان بویژه برای اقشار تهی دست جامعه را بیرهمانه ، ظالمانه و ناجوانمردانه به چوبه دار بردند .وصدای رسا و با طنین اورا برای همیش خفه کردند .
مرده انست که نامش به نیکویی نبرند
دکتر نجیبالله ، به تنها نمرده بلکه به شهادت تاریخ تا که انسان است و افغان است در مخیله هر انسان با وجدان و هر وطنپرست که برای انسان های رنجمند و فرودست جامعه مبارزه میکنند ، زنده و جاوید است و باور بر اینست که اندیشه ها ارمانها ، اعتقاد و باور ایشان تا دیر ها جولانگاه مطمینی در ازهان ما خواهد داشت . نام او الگو ازادی ، عدالت و برابری و تامین .وتساوی حقوق شهروندی را به الهام میدهد دکتر نجیبالله ستاره پردرخشش و چهره کرازماتیک و با طراز سیاسی است که درحوزه سیاست های چند دهه پسین کشور بمثابه الگو و نمونه خلاق و با درایت سالهای متوالی در مخیله و ازهان جامه مستولی خواهد ماند ، چهره بود نستوه و خستگی ناپزیزکه بیگمان در عقلانیت مردم و جامه عجین .و تاریخ این میراث بر بها و غنامند اورا تا ابد یدک خواهد کشید او برای رهایی انسان جامعه خویش از داربست های مخوف فکری ، سیاسی ، فرهنگی و ملی می اندیشید او رنج فقیر را با رعشه ، تار ، پود وجدان خویش به استدراک داشت اودریافتهاوادراک علمی خویش رااز جامعه چنین به تعریف داده بود. برای جامعه بکوشسیم که در ان بلای ویرانگیری بنام فقر و گرسنگی جا نداشته باشد چون فقر افت یک شخص و یا یک طبقه نیست ، بلکه افت همه جامعه است . رنج فقیر رنج یک انسان نه بلکه ویرانی یک جامعه است ، فقر دشمن نظم و قانون است ، فقر و و جهل مانند شبی تاریکی است که الزاما با مبارزه مستادام میتوان به سپیده بامدادی ، پا گذاشت او برای تغیر می اندیشید ، او را ایقان خارایین براین بود که با جزم ها و دگم های قالب شده در خارج از مرزهای کشور و یا تفاسیر از قبل تعین شده ، چه باید کردها و چه نباید کردها ، بایست وداع کرد ، که چنان کرد و خود برای تعمیل قد بر افراشت ، اما دریغا که او و ارمانهای او در جامعه ناشناخته ماند او معتقد براین بود که جامعه از اثرشعار های نادرست حاکمیتهای قبل به انقطاب و بحران سکان داده شده و در ازا به استمالت ، دلجویی و کنار امدنها نیاز دارد ، مش مصالحه ملی درست برای انطباق اشتی ملی و نجات جامعه و ختم جنگ و برادر کشی به ابتکار ایشان برای جامعه از هم گسیخته افغانستان ، مطرح گردیدو ده های دیگر گه درین مختصرفرصت برای اضاییه جزواره های وجود ندارد پیش بینی های خردمندانه او مگر امروز در تمام بیغوله ها و فضای سیاسی کشورملمس نیست ازکندام حادثه ، از کدام سوژه . از کدامین تلخی و پلیدی بنوسم ، از انانیکه در دست حوادث چون برگدرختان خزانی ، بر کنده از تنه در زیر پای عابرین لگد مال و له شده اند یا از انهای بنوسم که سرنوشت شان به دست سپاهیان جهل و کدورت و رهبران پروژه های مرگ و یا انانیکه بر تافته از منافع مردم و یا تفنگداران که گو.یا در پیکر شان خونهای شان یخ بسته و ماشها در انگشتان یخ بسته و بی تحسس مرده مانند شان ، رقم زده میشود چه کریهست که در فضای کشور جهل ، دروغ وتزویر .معامله گری مستولی میشود ننگین تر از انکه یکعده مردان بروت تافته و ریش تراشیده زبونانه به دربار ارباب قدرت سر می اسایند و و ان تخت لرزان را به کتفان اهمال میکنند ، کجاست ان شجاعت ملی چه ننگین که ملت در فقر میسوزد و جاهلین به زر و سیم می اندیشند این همان تلخی و زشتی های طبقات حاکم کنونی است که شهید دکتر نجیب لله ، پیش بین شده بود درود بر روان پاک او
حبیبی-لندن
|