وطن

   در جبهه، هماهنگي و اشتراك نظر وجود دارد

 

 

خداي نظر سرمچار؛ عضو هیأت اجرائیه شوراي عالی حزب متحد ملی افغانستان وعضو شواری رهبری جبهه ملی افغانستان

 

همين که تا امروز جبهه موفق شده که بسياري از شخصيت ها را همراه با خودش داشته باشد از نشانه هاي موفقيت جبهه به شمار مي رود. امروز در جبهه ملي سر بسياري از مسائل و موضوعات مورد نظر به همآهنگي و اشتراک نظر کل اعضاي جبهه، تصميم واحدي گرفته مي شود و من فکر مي کنم که اين خود يک موفقيت است.

ما از وضعيت قوم بلوچ در ساختارسياسي افغانستان به شدت ناراضي هستيم. اقليت هايي که کمي در ساختار سياسي کشور تثبيت شده اند، از اين مساله ناراضي هستند، چه برسد به قوم بلوچ که هيچ جايگاه شايسته اي در اين ساختار نداشته اند. يگانه مردمي که به آنها توجه نشده، قوم بلوچ است. يعني در حقيقت با وجود اين که در بيشتر ولايات افغانستان بلوچ ها نفوس دارند، مگر قومي فراموش شده هستند.

 

اشاره: خداي نظر سرمچار وکيل منتخب مردم در ولسي جرگه افغانستان است. او در نيمروز متولد گرديده و تا صنف دوازدهم مکتب را در همان ولايت درس خوانده است. بعد از سپري نمودن امتحانات کانکورشامل دانشکده وترنري دانشگاه کابل شد و بعد از فراغت از دانشگاه در فعاليت هاي حزبي سهم گرفته و مسئوليت هاي گوناگوني را برعهده داشت.

 در سال1365 آقاي سرمچاربه عنوان والي نيمروز مقرر گرديد. در همان سال ها دوره ي مکلفيت عسکري را نيز پشت سر گذاشت و بعد از اختتام اين دوره، به کارهاي شخصي مشغول گشت، اما همواره ارتباط نزديکي با مردم داشت؛ هم زمان با شروع دوره انتخابات پارلماني، مردم نيمروز از وي تقاضا نمودند تا ايشان به حيث نماينده اين ولايت خود را نامزد نمايد.

 هم اکنون وي با بدست آوردن آراء مردم نيمروز در پارلمان کشور ايفاي وظيفه مي نمايد و در کنار آن، از اعضاي شوراي رهبري جبهه ملي نيز به شمار مي رود.

وضعيت اقتصادي و امنيتي در نيمروز چگونه است؟

 مسوولين مصروف سر مايه اندوزي اند. از سرحدات ما به ايران و بالعکس، تجارت صورت مي گيرد؛ اما سرمايه حاصل از گمرک به دولت تعلق نمي گيرد و در جيب اشخاص مي رود. حتي مسوولين اين ولايت به قدري غافل بودند از توجه به وضعيت امنيتي که حالا تامين امنيت جاني خودشان برايشان ميسر نيست. از طرف ديگر مردم ما از بي آبي مي ميرند و اين در حالي است که آب هلمند مربوط همين ولايت است مگر همه آب به ايران مي رود و دولت قادر نيست که اين مشکل را به شکل مسالمت آميزش حل کند.

مردم نيمروز به خاطر بيکاري و فقر و بي آبي بين مرگ و زنده گي گير مانده اند و تا هنوز نمي فهمم که اين مردم با اين وضعيت چگونه زنده مانده اند.

 چه کارهايي صورت گرفته براي حل پرابلم هاي نيمروز؟

 تا جايي که در توانم بوده با مسوولين، رئيس جمهور، وزيران و حتي خارجي ها مشکلات مردم را در ميان گذاشته ام؛ اما متاسفانه مسأله ي نيمروز تبديل به يک مسأله سياسي شده است.

 حتي امروز تيم بازسازي پي آر تي در اين نقطه حضور ندارد و خلاصه اين که برخي کمک هايي هم که صورت گرفته به شکم مسئولين مي رود و مردم کوچک ترين بهره اي از اين کمک ها نبرده اند و کسي هم در صدد حل مشکل شان نيست.

دليل اين اين همه مشکلات در نيمروز چه است؟

از يك سو حکومت از حال مردم اين نواحي غافل است و از طرف ديگر سياسي شدن مسأله نيمروز اختيار عمل حکومت را در اين ولايت ضرب صفر کرده است.

 با توجه به اين که شما از قوم بلوچ هستيد، نقش اقليت هاي قومي را در ساختار سياسي کشور چگونه مي بينيد؟ و اين که آيا شما از سهم خود در ساختار فعلي راضي هستيد؟

 ما از وضعيت قوم بلوچ در ساختارسياسي افغانستان به شدت ناراضي هستيم. اقليت هايي که کمي در ساختار سياسي کشور تثبيت شده اند، از اين مساله ناراضي هستند، چه برسد به قوم بلوچ که هيچ جايگاه شايسته اي در اين ساختار نداشته اند. يگانه مردمي که به آنها توجه نشده، قوم بلوچ است. يعني در حقيقت با وجود اين که در بيشتر ولايات افغانستان بلوچ ها نفوس دارند، مگر قومي فراموش شده هستند.

 درديداري که بلوچ هاي سيزده ولايت افغانستان با رئيس جمهور داشتند، آن ها تعجب کردند که بلوچ ها در اين ولايات هستند و گفتند که از اين مسأله آگاه نبوده اند. وقتي رئيس جمهور از مساله به اين مهمي آگاه نباشد، پس چه انتظار ديگري از اين حکومت، بايد داشت؛اما با اين حال من فکر مي کنم، همه اين مشکلات مربوط به خود ما است به خاطر اين که حقيقتاً ما مردم نا توان هستيم و به يک قوت تبديل نشده ايم .تا امروز مردم بلوچ صداي خود را نکشيدند و همين باعث شده که نام و هويت مردم ما گم شود و حق بلوچ هاي ما ناديده گرفته شود.

شما به عنوان يکي از اعضاي شوراي رهبري جبهه، علت تشکيل جبهه را در چه مي دانيد؟

 فلسفه تشکيل جبهه در کل براي خيلي ها مهم است . ببينيد، کشورما، کشوري مواجه با بحران هاي زياد است و مردم ما آرزوهاي بزرگي دارند. دراين ميان جبهه صرفا به اين دليل تشکيل شد که بتواند مطابق با آرمان ها و خواسته هاي مردم خود قدمي بگذارد و هم چنين اين که مانعي، در برابر بعضي از اعمال باشد که در مغايرت با منافع ملي، خواست ها و روحيات مردم از سوي دولت انجام مي گيرد.

 آيا جبهه ملي توانسته که تا به امروز به عنوان يک مدل وحدت ملي در جامعه عرض اندام کند و چگونه؟

 همين که تا امروز جبهه موفق شده که بسياري از شخصيت ها را همراه با خودش داشته باشد از نشانه هاي موفقيت جبهه به شمار مي رود. امروز در جبهه ملي سر بسياري از مسائل و موضوعات مورد نظر به همآهنگي و اشتراک نظر کل اعضاي جبهه، تصميم واحدي گرفته مي شود و من فکر مي کنم که اين خود يک موفقيت است.

 دليل پيوستن شما به جبهه ملي آيا به خاطرسرخورده گي قوم بلوچ است؟

 نه خير درست است که من از مردم بلوچ نماينده گي مي کنم اما خودم را وکيل همه مردم افغانستان مي دانم و براي من منافع همه مردم مطرح است. وقتي ما از يک جايگاه بتوانيم به مردم در اعاده حقوقشان کمک کنيم قطعا بلوچ ها هم در اين مجموعه شامل مي شوند.

اخيرا جبهه ملي طرحي را ارائه کرده،به نظر شما اين طرح تا چه حد مي تواند جهت بيرون رفت از بحران هاي جاري در افغانستان مفيد واقع شود؟

 بله،. طرح بسيار خوبي است؛ اما من اميدوارم که جبهه در اين راه قاطعيت بيشتري از خود نشان بدهد و روي راه هايي فکر کند که زمينه هاي تطبيق اين طرح براي بهتر شدن اوضاع در جامعه، فراهم شود و البته اميدوار هستم که جبهه نگذارد، اين طرح روي کاغذ باقي بماند، چه در غير آن خيلي ها هستند که مشکلات را ابراز مي کنند و راه هاي حل آن را، مگر عدم توجه در بخشيدن جنبه اجرايي به آن باعث مي شود که هم چنان مشکلات در هم گره بخورد و بزگ تر شود. روي همين حساب ما بايد روي به اجرا در آمدن طرح هم کارکنيم.

وظيفه جبهه تنها به اين ختم نمي شود که طرح ارائه کند؛ بلکه يقينا جبهه، تمام کوشش خود را جهت اجرا شدن طرح به کار خواهد گرفت.

 نشانه ها حاکي از اين است که رئيس جمهور کرزي آخرين تلاش هاي خود را براي احراز مجدد پست رياست جمهوري انجام مي دهد و در اين بين از همه امکانات دولتي و تيم حکومتي به نفع خود سوء استفاده ميکند؛ شما اين عملکرد او را چه طور ارزيابي مي کنيد؟

 در استفاده اموال بيت المال از سوي رئيس جمهور، شکي ندارم. ببينيد وقتي حامد کرزي کابينه اي را که به نيک نامي مسمي نيست اما با اين وجود، حفظ و در کنار خود دارد، صرفا به همين مفهوم است که در چنين جاهايي و براي تسخير دوباره قدرت از آن ها استفاده مي کند. مگر دردناکي موضوع اين است که او حق مردم افغانستان را ناديده گرفته و اقدام به انجام اعمال نادرستي کرده است.

برخي اعضاي پارلمان افغاستان و همچنين جبهه ملي، نحوه کارکردهاي کميسيون انتخابات را جانبدارانه عنوان کردند و نسبت به استقلال اين کميسيون بدبين هستند، چرا؟

 در افغانستان قطعا اين کميسيون جانبدارانه عمل مي کند به خاطر اين که افراد اين کميسيون مي فهمند که شخصي که آنها را مقرر کرده و امتيازاتي براي آنها داده، مي تواند همه اين ها را دوباره ازآنها پس بگيرد به همين خاطر، مجبور مي شوند که جانبدارانه عمل کنند. ما کاملا همراه وکلاي پارلمان و همه گروه هايي که معتقد به دادن راي از جانب پارلمان به اعضاي کميسيون انتخابات هستند، موافقيم؛ ولي متاسفانه آن طور که پيداست و از آن جا که دوباره رئيس جمهور قصد احراز مجدد چوکي رياست جمهوري را دارد، مي داند که کميسيون رول بسيار مهمي در کارزار انتخاباتي دارد و به خاطر همين مي خواهد تا جايي که در توان حکومت باشد، کوشش کند که کميسيون را در دست خود داشته باشد و از آن سود لازم را ببرد؛ اما اين تا حدي هم به پارلمان بر مي گردد که چطور مي توانند کميسيون را به حيث مرجع اميدي براي تمام مردم افغانستان بدل کند.

 واکنش حکومت افغانستان در مورد پيشنهاد پارلمان مبني بر گرفتن راي اعضاي کميسيون از پارلمان چه خواهد بود و آيا حکومت به اين درخواست پارلمان و بعضا جناح هاي سياسي پاسخ مثبت خواهد گفت؟

 قطعا حکومت مخالفت هاي خود را با اين مساله خواهد داشت و تلاش هاي لازم را جهت انحصار کميسيون به جناب رئيس جمهور خواهد کرد اما نقش پارلمان را نمي توان بي تاثير دانست و آن ها اگر صادقانه تلاش کنند و جديت و قاطعيت لازم را به خرج دهند،بدون شک مي توانند، جلوي بسياري از کج روي هاي حکومت را بگيرند.

 آيا در کارزار انتخابات رياست جمهوري جبهه ملي موفق به ارائه يک کانديد واحد خواهد شد؟

مسلماً که جبهه ملي براي حفظ اعتبار و عزت خود اين کار را انجام مي دهد و کانديد واحدي را براي انتخابات رياست جمهوري معرفي خواهد کرد.

 کانديد احراز پست رياست جمهوري چه ويژه گي هايي بايد داشته باشد؟

هر کانديدي بايد شرايط خاصي چون تحصيلات عالي و فهم سياسي داشته باشد؛ اما در عين حال فکر مي کنم بايد وطن دوست باشد و هر آن کاري که مي کند براي صلاح ملت و کشورش و در عين حال فردي قابل اعتماد و ملي باشد.

دوره ي رياست جمهوري کرزي چه از نگاه مردم افغانستان و چه از ديدگاه بين المللي دوره اي منتج به شکست ارزيابي گرديده و کرزي، يک رئيس جمهور شکست خورده است؟ شما علت ناکامي وي را در چه مي دانيد؟

عمده دليلش اين است که نحوه کار و برخورد دستگاه حکومتي نسبت به اين وطن، بيگانه بوده و براي اين ملت تا هنوز، کاري نکرده است. امروز در وطن ما مردم امنيت، نان، آب و کار ندارند.

حکومت کرزي هم نتوانست، هيچ يک از شعارهايش را محقق کند و موفق نشد، بزرگ ترين مشکلات و چالش هاي موجود را از ميان بردارد. اين حکومت از ضعف در استراتيژي و هم چنين عدم صداقت با مردم برخوردار بوده است، پس طبيعي است که حکومتي مختوم به شکست باشد.

با در نظر داشت اختلافات شديد قومي، مذهبي در کشور، از ديدگاه شما چگونه مي توان اقوام افغانستان را تحت عنوان هويت ملي گرد هم جمع کرد و راه هاي مناسب براي اين کار چه است؟

 براي رسيدن به هويت ملي نياز به عدالت اولين چيز ضروري است. چرا که هر جامعه اي که با بي عدالتي مواجه باشد و خواسته هاي افراد جامعه آن، ناديده گرفته شود، هيچ گاه نمي توان در آن، نشانه هايي از اتحاد را يافت. متاسفانه عدالت مساله ايست که در افغانستان به فراموشي سپرده شده است و حالا وقتي بي عدالتي در کشور بي داد مي کند چه طور ما مي توانيم بگوييم که به سمت وحدت ملي در حرکت هستيم. هويت ملي زماني بدست مي آيد که خواست هاي هر قوم برآورده شود و ديگر بين اقليت ها و اکثريت ها مشکلي وجود نداشته باشد . زماني که مساله ارباب، رعيتي مطرح نباشد و به هر کس به چشم يک انسان ديده شود و از نقطه نظر کرامت انساني با هر شخص برخورد شود، آن وقت است که ما به سمت اتحاد ملي پيش مي رويم.

 از آن جا که جبهه خود ممثل وحدت ملي است، چقدر نقش جبهه ملي را براي ايجاد وحدت و هويت ملي موثر ارزيابي ميکنيد؟

 طبعاً اين نقش خيلي مهم است و هر قدر که وحدت درون جبهه از استحکام بيشتر برخوردار شود، تاثيرات مثبت خود را بالاي جامعه هم خواهد گذاشت و به مرور زمان وحدت ملي در بين اقشار مختلف جامعه نيز به وجود مي آيد و رشد مي کند. رشد بي رويه بحران در افغانستان بر مي گردد به نحوه عملکرد شخص رئيس جمهور و يا نوعيت خاص ساختار سياسي کشور يعني نظام پارلماني؟ اين بحران ريشه در حکومت موجود و کابينه فاسد دارد.

همه مشکلات در عدم صداقت کرزي و کابينه اش است، اين ها به غير از سرمايه اندوزي، اختلاس و سوء استفاده کار ديگري ندارند. آن ها اصلا دل شان به حال اين وطن و ملت نسوخته و همه سرمايه هاي بدست آمده را عوض اين که به آباداني وطن خرج کنند، در بانک هاي خارجي پس انداز کرده اند و اصلاً براي لحظه اي هم در فکر ملت نبوده اند و در نهايت همه اين بي توجهي ها سبب شده که کشور به طرف بحران برود.

آيا در اين مدت که چيزي بيش از يک سال از آغاز به کارجبهه مي گذرد، جبهه توانسته جايگاه شايسته اي را چه از منظر داخلي و چه از منظر بين المللي پيدا کند؟

 من فکر مي کنم، جايگاهي که شايسته جبهه بود، هنوز نيافته است، به خاطر اين که هم سطح فعاليت هاي جبهه در درون افغانستان آن قدر که بايد زياد نبوده و هم از نگاه بين المللي جبهه تا امروز فعاليت خاصي نداشته که تبارز کند و ايجاب مي کرد که جبهه قدم هاي وسيع تري بر مي داشت. چه پيامي براي خواننده گان هفته نامه جبهه ملي داريد؟ اين را مي خواهم که اجازه ندهند که بعضي پديده ها و عوامل وحدت موجود را از بين ببرد و بي اتفاقي را شديد تر بسازد که همين مسأله است که ما را به طرف انحطاط سوق مي دهد.

هفته نامه جبهه/ شماره هشتم/ ۱۳ سنبله ۱۳۸۷