مصاحبه اختصاصی سایت وطن

با محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان و نمایندۀ انتخابی مردم قندهار در ولسی جرگه

در رابطه با انکشافات اوضاع سیاسی و نظامی کشور و مصاحبه سلیمان لایق.  

 

درجریان هفته گذشته  انکشافات عمدۀ سیاسی و نظامی در کشور ومنطقه بوجوده آمده است ودر روشنائی این  انکشافات خواستیم تا مختصرأ با محترم نورالحق علومی رئیس حزب متحد ملی افغانستان و نمایندۀ مردم کندهار مصاحبه اختصاصی داشته باشیم ، که توجه شما را به جریان این مصاحبه معطوف میداریم .

 با اظهار سپاس از شما محترم علومی ، میخواهم نخستین سوال خویشرا چنین طرح نمایم .

سوال  :

لطف نموده نظر خویشرا در رابطه به اظهارات اخیر جورج بوش رئیس جمهور امریکا در قسمت ازدیاد نیروهای نظامی امریکا در افغانستان و تغییر استراتیژی نظامی امریکا در مبارزه علیه تروریزم ارائه فرمائید ؟

 جواب :

 بتاریخ 09.09.2008 میلادی جورج بوش رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در بیانیه تلویزیونی خویش که در رابطه به حادثه 11 سیپتامبر 2001 داشت ، اظهار عقیده نمود که ایالات متحده امریکا استراتیژی نظامی خویشرا در مبارزه علیه تروریزم تغییر میدهد و به ترکیب فعلی نظامی خویش در افغانستان می افزاید . ازدید ما در گام نخست ایالات متحد امریکا وجامعه جهانی باید تهدیدی راکه کشور ماو منطقه به آن مواجه است ،تعریف دقیق نمایند و وسایل متناسب مقابله با آنرا در نظر گیرند.

حزب متحد ملی افغانستان از آغاز فعالیت سیاسی خویش به این عقیده بوده است، که باید در مبارزه علیه تروریزم و دهشت افگنان ، نیروهای ائتلاف توجه خویشرا به مراکز اصلی تروریزم والقاعده معطوف بدارند که عمدتأ در آن طرف خط دیورند موقعیت دارند .  خوشبختانه امروز جامعه جهانی به واقعیت امر پی برده  ومی خواهند این مراکز را مورد ضربات قرار دهند .

به جواب بخش دوم سوال شما باید گفت که هیچگاهی طرفدار افزایش کمی قوت های بین المللی در افغانستان نبوده ایم بلکه همیش تأکید ما روی تقویت کمی و کیفی ، تجهیز وتسلیح قوای مسلح کشور ما بوده است . زیرا اردوی ملی ، پولیس و سایر بخش های امنیتی کشور ، ضمانت دایمی استقرار صلح و ثبات برای افغانستان هستند واین کشورهای همسایه ما اند که نمی خواهند افغانستان دارای یک اردوی قوی که قابلیت دفاعی کشور را داشته باشد گردد. قابل تذکرمیدانم که در تغییر استراتیژی  امریکا صرف به حل نظامی مسلهً اکتفأ نباید شود ، بل تغییرات را درعرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و تحقق دموکراسی نیز باید پیش بین بود .

علاوه برآن توجه ودقت لازم دولت افغانستان و جامعهً جهانی در جهت ساختار یک حکومت سالم ، که درآن حاکمیت قانون حکمفرما باشد صورت گیرد تاباشد جلو ارتشأ ، فساد اداری ، قاچاق ، بیعدالتی و فقر را بگیرد و زمینه اعتماد وجلب رضایت وهمکاری مردم با دولت حاصل گردد .

 سوال :

آقای کرزی اخیرأ درمصاحبه مطبوعاتی خویش اظهار عقیده نمودند که با انتخاب آقای آصف علی  زرداری رئیس جمهور پاکستان صفحه تازه ای در روابط پاکستان و افغانستان باز گردیده است وهمچنان وی حسن نیت خویشرادرین ر استأ اعلام نمودند . آیا شما مطمین هستید که این چنین وعده های دیپلوماتیک بالای وضعیت سیاسی و نظامی کشور تأثیر مثبت وارد خواهد نمود ؟

جواب : تا جاییکه به سیاست های پاکستان در قبال افغا نستان تعلق میگیرد زمامداران پاکستان چه ملکی و یا نظامی سیاست واحدی را دنبال نموده اند. تجربه نشان دادکه بین شریف ومشرف فرقی وجود ندارد. زیرا تا حال  این آی اس آی بوده که سیاست پاکستان را در قبال افغانستان رهبری  نموده است تغییراشخاص تفاوت کلی را نمیتواند دروضع منطقه وافغانستان وارد نماید ،مگر اینکه تغییرات در پالیسی ها ، سیاست ها واهداف استراتیژیک رونما نگردد . زمام داران پاکستانی تا زمانیکه تعهد صادقانهً همکاری با افغانستان وجامعه جهانی را ندهند ،انتظار امن وثبات را نباید از ایشان داشت .

 در سال 92 با رویکار امدن مجاهدین  اردوی ملی ما متلاشی گردید وموسسات اقتصادی و نهاد های دولتی ما در حالی منهدم شدند که نواز شریف صدر اعظم پا کستان بود. و طا لبان زمانی متشکل و روی صحنه کشیده شدند که بینظیر بوتو صدر اعظم پاکستان بود. بنابر ان تکیه بر وعده های زمامداران پاکستانی بیشتر خوشبینی های معصومانه است. ملاک قضاوت، عمل است و بس. باید منتظر انکشافات بعدی اوضاع منطقه شد.

 سوال:

 نظر شما راجع به اتحاد نیروهای ملی ، مترقی ودموکرات کشور چه است و  نقش این نیروها را دربهبود وضع اسفناک سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و نظامی کشور چگونه می یابید .؟

 جواب :

میخواهم به صراحت برایتان خاطرنشان سازم که امروز وطن ما درشرایط فوق العاده بحرانی قرار گرفته است در همچو شرایط نهایت دشوار وبحرانی سوال عمده واساسی در برابر تمام نیرو های وطندوست،ملی ومترقی فقط وفقط نجات وطن از نابودی وحفظ تمامیت ارضی کشورمیباشد.این کار بزرگی است وهیچکسی به تنهایئ قادربه اجرای این کار بزرگ نمیباشد سهم همه وطندوستان عناصر ملی ومترقی وهمه ملت افغان در این کار بزرگ از ضرورت های مبرم میباشد.  وامابه باور ما در گام های نخستین وحدت خانواده دیروز ما یعنی تشکل همه جزایر جداشده از حزب دموکراتیک خلق افغانستان( حزب وطن) که یقینأ صادق ترین وآگاه ترین ووطندوست ترین افراد  را در خود متشکل ساخته بود از ضرورت های اولیه وحتمی این مرحله حساس کشور ما محسوب میگردد.ما با تمام صداقت در داخل کشور وهم در خارج کشوربا انعطاف تمام مساعی خود را در همسوئی و همگرائی نیروهای ملی، مترقی و دموکرات کشور بخرچ دادیم ومیدهیم در گام نخست برای وحدت اعضای خانواده دیروز ما ودر گامهای بعدی برای اتحاد تمام عناصر ملی،مترقی،وطنپرست ودگر اندیش ما مذاکرات مفید وارزشمند را با رهبری سازمانها واحزاب که در گذشته به حزب وطن تعلق داشتند به پیش بردیم در نتیجه این مذاکرات تفاهمات مثبتی هم بمیان آمده است .

 سوال:

 اخیرأ سلیمان لایق یکی از رهبران پیشین حزب دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن ) مصاحبه تلویزیونی با شبکه آریانا کابل داشتند، ایشان حضور قطعات نظامی اتحاد شوری سابق را و عدم توافق خروج این قطعات را وهم پروسه ناکامی پلان  صلح ملل متحد را درسال های حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن )  بدوش جناح پرچم و شخص مرحوم ببرک کارمل انداختند ،  نظر شما به عنوان یکی ازچهرۀ های سرشناس  حزبی و دولتی آن رژیم ، درقبال اظهارات اخیرلایق چه است لطف نموده توضیح فرمائید .

 جواب :

 قبل از ارائه پاسخ باید به توجه شما و خواننده گان سایت محترم وطن و دیگر علاقه مندان  حزب متحد ملی افغانستان برسانم که حزب متحد ملی افغانستان از بدو تاسیس تا حال هیچگاهی خود را به شاخه ها و فراکسیونهای دیروز حزب وطن منسوب ندانسته و سعی نموده است برای روشن شدن قضایا دید مستقلانه خود را ارائه نماید. بنا بران توجه تان را به نکات اتی جلب مینمایم:

 1- تا جائیکه به حوادث سی سال گذشته کشور ما و حزب دیروز ما تعلق میگیرد افزون بر انکه یک نسل شاهد جریانات و رویداد های  آن سالها بودند تا حال صد هاکتاب و مقاله  نیزدراین مورد برشته تحریر در امده و تقریبا تمام مسایل به نحوی گفته شده و حرف نا گفته ای  کمتر باقیمانده و مشت بسته ای را کمتر سراغ  داریم. این بدان معنی است که اطلاعات و معلومات  مربوط به دیروز دیگر در انحصار هیچ کسی نمی باشد.

 2- ثانیا چنانچه در اسناد حزبی مان نیز بیان داشته ایم در این جای شک و تر دید نیست که نسبت به پلنوم 18 و تطبیق سیاست مصالحه ملی درمیان اعضای حزب دیروز دید و بر داشت واحد وجود نداشت اما وقتی پای ملل متحد وبر نامه ان در میان امد رویهمرفته همه به ان تن دادند و منتظر  نتیجه ان بودند. اما انچه به شکست این سیاست انجامید, از نظر ما, بر خلاف ادعای اقای لایق اول تغییرات فاحش در اتحاد شوروی بود که آنها در فکر نجات نظام و مردم خویش گردیدند تا اینکه در فکر نظام و مردم افغانستان ،  آنچه در مصاحبه تذکر رفته نه اشغال کشور ما ونه رسیدن به آبهای گرم مطرح بود ، همچنان حضور قوای نظامی شوروی سابق، اقدامی بود نظر به دعوت رسمی رژیم وقت، غرض جلوگیری از مداخلهً خارجی در کشور که بعد از توافقات ژینو دوباره به کشور ایشان عودت نمودند . زمامداران بعد از گور باچف بر روی حکومت و رهبران حزب وطن خط کشیدند و عملا حکومت موقت مجاهدین را برسمیت شناختند که بمعنی منتفی ساختن سیاست مصالحه ملی بود. دوم کودتای  شهنواز تنی وزیر دفاع سابق کشور . سوم ادامه مداخله و موضع گیری های غیر سازنده ایالات متحده امریکا و پاکستان.

 3- مصاحبه هم از لحاظ شکل  و هم از لحاظ محتوی جدأ به کرکتر قبول شدۀ شخص تعلق میگیرد.

 تا جاییکه دیده شد هم برای مصاحبه کننده و هم برای  اقای لایق نکته مرکزی در راستای تطبیق سیاست مصالحه ملی وادامه بحران و جنگ وغیره موضع گیری های مرحوم ببرک کارمل و بخصوص اینکه گویا  ایشان مانع خروج شهید داکترنجیب الله شدند, بحیث مساله کلیدی در مصاحبه مطرح گردید و رویداد های ذیربط دیگر از اهمیت افتید. منجمله :

– تلاش ها وپلان های شوم کشورهای همسایه و کشورهای ذیدخل جهانی درجهت  وارونه جلوه دادن فعالیت های وطنپرستانهً ، حزبی ها و هواداران ایشان .

_ ایجاد موانع ، تخریب و دست زدن به کشتار ، ترور انسان های بیگناه و اختناق و امثال آن ازیک جهت ، تشبثات آگاهانه ونا آگاهانهً که باعث تضعیف پایه های مردمی حاکمیت میشد ، تا سرحد کودتاه های معلوم الحال  .

_ حوادث بعد از انتقال قدرت ، ازهم پاشیدن حزب حاکم ، نظام دولتی ، نیروهای مسلح کشور ،دامن زدن به مسایل قومی ، لسانی ، سمتی ، پناه به دیار غربت ، حادشدن بحران در سطح کشور و گسترش آن در منطقه که تا الحال با وجود حضور 40 کشور جهان ادامه دارد موید حرف ها ، کردار واعمال بدون دقت و مسوُولیت است .

هر اظهارنظر بی مسوُولیت راجع به گذشته ، دامن زدن به بحران وبی اعتماد ساختن یک قشری از خانوادۀ با ایمان ، وطنپرست و روشنفکر مترقی منجر میشود که به حاکمیت قانون و دموکراسی معتقد اند وهمهً مصائب روزگار را دراین سه دهه درداخل و خارج کشور متقبل گردیده اند و تلاش میورزند که تا نیرو دارند ، خدمات ارزندۀ را درراۀ آبادانی کشور ، رشد وترقی سعادت مردم که جزو اهداف ایشان بوده و است انجام دهند .

 کودتای  شهنواز تنی و همراهانش و یا مساله شهادت داکتر صاحب نجیب اله که آنهم از قرار اسناد افشا شده توسط نمک خوران ای اس ای پاکستان صورت گرفت. در هر دو مورد حضور فزیکی و فعال آی اس ای پاکستان غیر قابل انکار است. اما این دو مساله را نه خبر نگار مطرح میکند ونه وی مورد بحث قرار میدهد ، به هر ملحوظ که است شاید همفکری با مصاحبه کننده و سطحی نگری و کم بها دادن به اهمیت این دوموضوع  باشد .

 4- انتخاب وقت مصاحبه.

 مصاحبه اقای لایق درست در زمانی انجام شد که در نتیجه تلاش های خستگی ناپذیر در سالهای اخیر زمینه وحدت و همراهی سازمانها ی باز مانده از  حزب دیروز تا حد زیاد مساعد شده و عملا در زمینه کار جریان دارد. این مصاحبه و به قول معروف مرور بر دوسیه های کهنه که نه طرف دلچسپی مردم است و نه طرف دلچسپی اعضای سابق حزب وطن , همه از ان خسته شده اند فقط  تلاش های ماهرانه است که اختلافات و چند گانگی های دیروز را گویا تازه نماید و تلاش برای  همراهی و همسوئی ها را بی اثر سازد. طرح این مسایل از جانب اقای لایق که هوشیارانه و با تردستی صورت گرفت بیانگر این گفته مردم ماست که آقا میداند و میخواهدکه کدام شاخه را تکان بدهد تا همه ای درخت را بلرزاند ، ولی آگاهان میدانند که اولاد این وطن کوره راه هارا با دقت پیموده اند و آگاهانتر،داناتر،بافهم تر، دقیق ومصمم تر نسبت به سی سال گذشته اند و میدانند چطور تصمیم اتخاذ نمایند ، امروز بینش ما نسبت به هر زمان دیگر ضرورت به مرهم وفاق دارد تا کوتاه نظری و نفاق .

 گماشتگان اقای لایق میدانند که یکی شدن نیرو ها وحلقات سیاسی  کشورکه میتواند  در تعین سر نوشت کشور نقش معینی بازی نماید جلوگیری به عمل آرند به این سبب با چاق کردن اختلافات فراموش شده زخم های گذشته را تازه نموده و در این راه عملا سنگ اندازی میکنند. سوال اینجاست که در لحظات فوق العاده دشوار کشور چه کسی از این اظهارات انتقامجویانه بهره خواهد گرفت؟

 5- گفتنی است که اقای لایق بحیث یکتن ازبنیاد گذاران حزب  دموکراتیک خلق در طول حیات سیاسی اش در حزب و رهبری ان پیوسته بحیث شخصیت جر و بحث بر انگیز و در لحظات معین دارای موضع گیری های  کاملا مشکوک و غیر قابل توجیه شناخته شده است.

- همه بیاد داریم که او بحیث عضو رهبری حزب پرچم پس از 7 ثور به حفیظ الله امین پیوست و وابسته به رژیمی شد که بیش از 20 هزار از بهترین های افغانستان را بشمول بیش از 2 هزار از شایسته ترین کادر های حزب را از دم تیغ کشید. حتی در مصاحبه خود ادعا دارد که ببرک کار مل پس از رسیدن به قدرت موقف گذشته اش را اعاده ننمود. او نمیداند و یا نمیخواهد بداند که اعضا ی حزب  تحمل بر گشت مجدد اورا نداشتند و خواهان ان بودند که بجرم قتل وگمراه نمودن هزاران نفربه سر نوشت امین میرسید.

- همه بیاد دارند و در کتاب های متعدد نیز نوشته شده است که در روز 7 ثور اقای لایق فتوای قتل داود خان و خانواده اش را صادر نمود. این او بود که گفت " دا خنزیر باید ووژل شی" در حالیکه مرحوم ببرک کارمل شدیدآ مخالفت میکرد.

 - شاهد عینی حکایت میکند که در روز 7 ثور در دهلیز رادیو افغانستان آقای لایق در حالیکه اشک شادی از چشمانش جاری بود خطاب به نور محمد تره کی گفت " د میر ویس نیکه شمله را اوچته کره" برای او انچه بنام انقلاب ثور و پیروزی حزب اعلان گردید بیشتر جاگزینی یک قبیله بجای قبیله دیگر در راس قدرت دولتی ما بود. از نظر اقای لایق در روز 7 ثور نور محمد تره کی بجای محمد داود بقدرت رسید که  اولی غلجائی و دومی  درانی بود.

 - کادر ها و فعالان سابقه دار حزب بیاد دارند  سالهای 1349 را که پس از افشای مناسبات مخفی لایق با حفیظ الله امین او توبه نامه نوشت که انرا در حوزه های حزبی قرائت کردند.

 - همه بیاد داریم دوران زمامداری  شهید داکتر نجیب الله را که اقای لایق با  تحریر مقاله معروفش در روز نامه حقیقت انقلاب ثور سنگ بنای اختلافات قومی و زبانی را در میان اعضای حزب وطن گذاشت و حزب را به شاخه ها و دسته ها منقسم نمود.

 - همچنان گفتنی است که در مرحله پس از استعفی شهید داکتر نجیب اله 28 حمل سال 1371 الی 8 ثور 1371 که قدرت به مجاهدین انتقال نمود گروپ 7 نفری اعضای  هیات اجرائیه حزب( مرحوم ببرک کارمل در این گروپ شامل نبودند) در تحت ریاست اقای لایق بحیث معاون رئیس حزب در رهبری  دولت و حزب قرار گرفت بهمین سبب ایشان طرف مذاکره آقای بینن سیوان فرستاده خاص ملل متحد بودند. هیچ سندی در دست نیست که ایشان برای خروج شهید داکتر صاحب نجیب اله دست به کدام اقدامی زده باشند.

 درمورد خروج قوای اتحاد شوروی از افغانستان چنانچه در گذشته نیز ابراز نظر نموده ایم 5 ماه بعد از بقدرت ر سیدن مرحوم ببرک کارمل طی اعلامیه ای در ماه می سال 1980 مطرح گردید که همین اعلامیه با اعلامیه دیگری در ماه اگست  سال 1981 تائیدشد . به اساس همین دو اعلامیه در ماه جون سال 1982 مذاکرات غیر مستقیم با وساطت فرستاده خاص ملل متحد در ژنو آغاز گردید.

 که اجندای مورد بحث ایشانرا موارد ذیل 1- محتوای این دو اعلامیه را 2-  خروج قوای خارجی از افغا نستان 3- قطع مداخله 4-بر گشت مهاجرین و ضمانت بین المللی  عدم تکرار مداخله ،تشکیل میداد.

اما با روی کار امدن گورباچف ووارد شدن تغیر فاحش در سیاست انکشورو بالخاصه تسریع پروسه خروج قوا و غیره مرحوم کارمل با مساله خروج قوای شوروی با ملاحظات اتی بر خورد مینمودکه حدالعقل چند آن قرار ذیل است:

 1- تضمین عدم مداخله ازخارج زیرا در صورت دوام مداخله از خارج نه تنها بقای حکومت در خطر می افتید بلکه  ثبات کشور نیز بر هم میخورد.

2- خطر کودتا های داخلی.

3- ایشان به این عقیده بودند که قوای شوروی به اساس توافقات دوجانبه میان دو کشور به افغا نستان امده بودند و چرا خروج شان به توافقات بین المللی مشروط ساخته شود.

4- فراهم شدن زمینه سهمگیری فعال مردم ( مشارکت ملی ) تشکیل حکومت ائتلافی با پایه های وسیع.

محترم علومی در بخش از مصاحبه خویش می افزایند . " زمانیکه من درسال 1371 هجری شمسی از اروپا دوباره به افغانستان آمدم از مرحوم کارمل پرسیدم که رفیق کارمل چرا چنین گردید ؟ ( زیرا پیچیده گی اوضاع را به مرحوم کارمل ارتباط میدادند ) ایشان در حال که آثار دقت ودرد از چشمان ایشان بخوبی هویدا بود ، چنین فرمودند باور کن که از اصل ماجرا و حقیقت مساله و بازی های پشت پرده یک ذره هم ( با دو انگشت شان اندازۀ مخصوص را اشاره میکردند ) آگاهی ندارم و نمیدانم چرا چنین شد " صداقت گفتار ایشان که توام با درد اظهار نمودند ، مرا به تائید فرموده هایش وا داشت .

همچنان محترم علومی اضافه مینمایند " که بعد از ورود مجاهدین در شهر کابل ایشان به اپارتمان شماره 102 مکرویان دوم  درخانه مرحوم کارمل نشسته بودند ، که تعدادی از رفقا به منزل تشریف آوردند . مرحوم کارمل بعد از احوال پرسی می فرمایند " سقوط داکترنجیب اله ،مرگ انقلاب ،مرگ اندیشه ، مرگ حزب ومرگ رفقای حزبی ما است ، عجیب است که خیانت تا این سرحدصورت گیرد ". نکته قابل توجه این است که مرحوم کارمل از چنین روند اصلأ آگاهی نداشتند.