|
رای اعتماد مهندسی شده
جریان رای اعتماد به وزیران پیشنهادی، همان گونه که پیش بینی می شد، در همان جهتی که گردانندگان اصلی سیاست آرزو می کردند و برنامه ریزی کرده بودند، به نتایج دلخواه و مورد قبول آنان منجر گردید. آن عده از وزیران کلیدی که از حمایت بالای خارجیان و اطرافیان آقای کرزی برخوردار بودند، اکثریت آرای موافق را به دست آوردند و آنانی که خارج از حلقه اقتدار بودند و پایگاه حمایتی نیرومند و استوار نداشتند و فقط از روی مصلحت و مجبوریت معرفی شده بودند، با کسب آرای خیلی اندک، از کرسی وزارت به دور ماندند. آقای کرزی که ناگزیر بود به درخواست متحدین درجه دوم خویش مثلا آقای محقق یا دوستم، افرادی را به کابینه معرفی نماید، از میان اشخاص معرفی شده کسانی را برگزید که یا ناشناخته و گمنام بودند و یا بدشناخته و بدکاره، که ردشان توسط پارلمان، سوالی بر نمی انگیخت. از قضا که آن ها هم در میان اطرافیان شان، کس و کویی قابل اعتمادتر و بهتر از همین چند تن نداشتند و نمی توانستند کسانی را خارج از محدوده افراد وفادار به خودشان معرفی کنند. به این ترتیب به فحوای ضرب المثل هم لعل به دست آید و هم یار نرنجد و یا هم خدا و هم خرما، آقای کرزی هر دو را به دست آورد. هم به درخواست متحدین اش پاسخ مساعد داد و هم کسانی را که نمی خواست، توسط پارلمان از نشستن به کرسی وزارت بازداشت. این را می گویند سیاست. البته پارلمان در اعطای رای اعتماد و ندادن آن، هیچ معیار مشخصی را مبنا قرار نداد، بلکه چنانچه دیده می شود، خواسته یا نخواسته، همان راهی را پیمود که دست های نامریی قدرت برای شان هموار کرده بودند، نه این که در این جهت هیچ عایدی نداشته باشد. بسیاری از اعضای پارلمان فقط ملاحظات شخصی و آینده خودشان برای شان معیار است. در این میان یکی دو تن از وزیران معرفی شده مانند آقای سرور دانش، وزیر عدلیه و انورالحق احدی و یوسف پشتون، با وجود تخصص و توانایی های شان، رای اعتماد به دست نیاوردند. در حالی که سرور دانش یکی از معدود وزیرانی بود که به فساد آلوده نبود همان گونه که یوسف پشتون نیز مرد پاکدامن و شجاعی بود و آقای احدی یک اقتصاددان و متخصص در این رشته به شمار می رفت. اکنون کرسی های هفده وزیر هم چنان خالی می ماند و پارلمان نیز به رخصتی می رود. در حالی که برنامه های زیادی و از جمله فساد اداری، برگزاری لویه جرگه و مصالحه با طالبان و نظایر آن پیش رو است. بدتر از همه این که امید و اعتماد مردم نسبت به دولت و حکومت و پارلمان به شدت تضعیف شده است و احیای آن کار ساده ای هم نیست. معلوم نیست یک حکومت ضعیف و ناتوان با هفت وزیر و پارلمانی که نیست و قوه قضاییه ای که زیر سوال است، چه کاری می تواند انجام دهد.
|