|
سخنرانی داوود رزمیار دراجلاس
ارگانهای رهبری احزاب،سازمانها و حلقات ایجاد شده از بدنه ح.د.خ.ا «حزب وطن» هامبورگ
دوستان گرانقدر و رفقای عزیز ! شادمانم که درین دیدار با شما یاران روز های دشوار و روز های پر افتخار شرکت میکنم. میخواهم با تکیه بر روز ها و سال هایی که در کنار هم، در یک سنگر و یک صف واحد، بخاطر رنجهای بیکران مردم ستمدیدۀ میهن رزمیدیم، شما را در احساسِ راحتی، سربلندی و امیدی که درین لحظه به من و رفقایِ همراهم دست میدهد، شریک بسازم. اگر موافق باشید. من امروز در پیشگاه شما، به نماینده گی از حزب متحد ملی حرف میزنم. یعنی به نماینده گی از حزبی که تا دیروز با هم فاصله داشتیم و من فکر میکردم که قادر نیست پراتیک سیاسی خود را باز نگری کند و برای نزدیکی با نیرو های سیاسی همسوی خود به فداکاری دست یازد. این حزب با سرِ بلند چنین کرد و اینک من با همان احساس سربلندی، ازانها نماینده گی میکنم و بدین ترتیب به فداکاری بیشائبۀ آنها پاسخ میدهم. من امروز در پیشگاه شما، به نماینده گی از نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان حرف میزنم. به نماینده گی از حزبی که تا دیروز مُسَلَم نبود که قادر باشد در مواضع خود بازنگری کند و برای نزدیکی با همرزمان طبیعی خود به فداکاری دست بزند. من امروز با افتخار میتوانم بگویم که این حزب قادر شد چنین کند و با افتخار از نام اعضای آن حرف میزنم. من امروز در پیشگاه شما، با تکیه بر دورنمای سیاسی نو، و به نماینده گی از حزب واحد که ازین بعد نه متحد ملی خواهد بود و نه نهضت فراگیر، حرف میزنم و هم من و هم همراهانم با مبالات، زیر درفش این حزب واحد قرار میگیریم. رفقا و دوستان عزیز ! وحدت ما و جلسۀ امروز ما در اوضاعی مطرح میشوند که بحران، آسیب پذیری و بی ثباتی نگران کننده یی بر وطن ما مستولی است. سیاست نیولیبرالی وارداتی و تحمیلی بر کشور ما، حراج ملکیت های عامه، سیاست های معامله گرانه با غاصبان و حلقات انحصارگر، زورگویی، اقتصاد و اجتماعِ مسموم با کشت و قاچاق مخدرات، فساد اداری، سیاست های روشن مبتنی بر نفاق قومی، زبانی و مذهبی و دهها مسئلۀ دیگر، موجب ورشکسته گی اقتصاد ملی، رشد بیکاری، فقر، مرض و فساد اخلاقی در جامعۀ ما شده اند. حاکمیت تفنگ و ظلم تفنگ سالاران ادامه دارد. فاصله بین فقر و ثروت، هرگز در کشور ما تا این حد گسترده نبوده است. حاکمیتِ نامشروع کنونی در برابر وضع مصیبت بار مردم و مطالبات آنان احساس مسؤولیت نمی کند. این حاکمیت نه تنها علیه تروریزم و افراطیگری قاطعانه قرار نمیگیرد، بلکه در جهت تقویه و احیای آنان عمل میکند. این سیاست، مکمِلِ برخورد های حامیان بین المللی حاکمیت است که از اتخاذ هر گونه راهبرد جدی و کُلی برای تأمین ثبات در کشور ما سر باز میزند. این راهبردی که آنان از اتخاذ آن یر باز میزنند، ضرورتا از رفع عقب مانده گی و انکشاف متوازن اقتصادی ـ اجتماعی میگذرد و به استقرار صلح و انزوای اجتماعی افراطیون می انجامد. انتظاری را که حاکمیت کنونی و حامیان خارجی آنان خواستند در اذهان مردم جنگ دیدۀ ما ایجاد کنند، این بود که بعد از سقوط طالبان، بحران قدرت در وطن ما حل خواهد گردید و افغانستان صاحب یک دولت مدرن و دموکراتیک خواهد شد. اما گرایشات غیر ملی، غیر مردمی و غیر دموکراتیک در حلقات حاکمِ جمهوری اسلامی افغانستان، تناقضات ساختاری در نظام سیاسی، نفوذ گستردۀ محافل تمامیت خواه، عقبگرا و قوم گرا در سراسر دستگاه دولتی، از مرکز تا محلات، در مسیری انکشاف می یابد که فرایند گذار به دموکراسی و استقرار یک دولت خدمتگذار مردم را با چالش های جدی مواجه می سازد.این در حالیست که تلاش های مخالفین مسلح و حامیان منطقه یی آنان برای کسب بخش بزرگتری از قدرت این خطر را بوجود آورده است که افغانستان دوباره به دوران انارشی و استبداد قرون وسطایی برگردد. دوستان گرامی و رفقای عزیز ! در بستر این حوادث، مشخصۀ دو دهۀ اخیر را در عین حال، پراگنده گی و تشتت بیسابقۀ نیرو های سیاسی ترقیخواه و دادطلب تشکیل میدهد. این پراگنده گی، طیف وسیعی از محرکات را از تفاوت های فکری گرفته تا تفاوت های سلیقه یی و وابسته گی های تشکیلاتی متفاوت شامل میشود. متأسفانه، نیرو های مترقی و دموکرات جامعۀ ما هنوز به دور خویش می پیچند، مسایل کوچک از به هم رسی بازشان میدارد، از ایفای نقش شایسته در جامعه و حضور سیاسی بایسته محروم شان میسازد. فقدان یک نیروی دموکرات سرتاسری به نوبۀ خود موجب تعمیق این بحران و خلق بحران های جدید شده است. صف ترقیخواهان در کشور ما از بیست سال بدینسو، از بحرانی به بحران دیگر و از فروپاشی یی به فروپاشی دیگر لغزیده است. وحدت حزب متحد ملی و نهضت فراگیر را میتوان نخستین گام با اهمیت در طی این سالها برای متوقف ساختن این سیر نزولی دانست. این گام، ازانِ تمامِ جنبش ملی، مترقی و دموکرات کشور ماست و بی تردید، نتایجی را در دراز مدت بدست خواهد داد. اجازه بدهید چند نکته را درین مورد خدمت شما عرض کنم: نکتۀ اول : این وحدت، آغاز یک پروسۀ آرمانی دراز مدت است و نه انجام آن. نقطۀ حرکت هر دو حزبی که وحدت کرده اند، جستجوی اتحاد وسیع همه نیرو های ترقیخواه، دادطلب و وطندوست کشور ماست. برای رسیدن به این هدف دورنمایی، وحدت دو حزبی که ریشه در حزب گذشتۀ ما دارند، نه تنها وحدت این دو حزب، بلکه همراهی و همسویی همه حلقات هم ریشه، امری اجتناب ناگزیر است. اما برای یک لحظه نباید فراموش کرد که این وحدت، حتی زمانی که سرتاسری شود و همه حلقات را بشمول شما رفقای حاضر درین اجلاس در بر گیرد، چیزی بالا تر از مرحلۀ اولِ یک پروسۀ دراز مدت و مرحلۀ آماده گی برای داخل شدن در ائتلاف ها و اتحاد های بزرگتر نخواهد بود. هدف عبارت از ایجاد بدیل واقعی اجتماعی در برابرِ نیرو های عقبگرا ست. نکتۀ دوم : این وحدت، مرکز و میدان اساسی اش در وطن، در افغانستان است. درانجاست که میتواند به نقطۀ وصل همه فعالان راه دموکراسی و ترقی خواهی وطن ما مبدل شود. درانجاست که میخواهد عدالت اجتماعی را به روح و به مکمِلِ ضروری جنبش دموکراتیک مبدل سازد و به این جنبش مبارزه در راه دموکراسی، پایۀ اجتماعی مردمی بدهد. درانجاست که میخواهد با بسیج نیرو های ملی و دادطلب، وطن واحد ما را در جغرافیایش و در برادری بین اقوام، زبان ها و مذاهبش حفظ کند. اگر میخواهد جوان و با نفوذ شود، درانجا میشود. درفش ادامۀ راهِ رفته و درفش نو آوری و نوسازی را درانجا، در وطن ما، بر میافرازد. ما هوادارانِ این وحدت مقیم خارج، کمک کننده و یاور این وحدت بزرگ استیم، بی آنکه ایدیالوژی یا سیاستی را برای تحمیل بر رفقای داخل کشور در اختیار داشته باشیم. با تواضع، از بلند شدن این درفش شادمان می شویم و سرنوشت خود را با درفش افروزان گره می زنیم. حرف آخر را همیشه آنان خواهند گفت. نکتۀ سوم : این وحدت یک فراخوان است. یک وحدت باز است. دروازه یی است که کشوده میشود، نه پنجره یی که بر روی دیگران بسته میشود. من از شما صمیمانه دعوت میکنم که به طرزالعمل تشکیلاتی این وحدت توجه فرمایید. بر اساس طرزالعمل، این وحدت را میتوان «وحدت مؤسس» تلقی کرد. بدین معنی که دو حزب، هویت سازمانی قبلی و نام خود را لغو میکنند و ایجاد سازمانی جدید با برنامه، آیین نامه و هویتِ جدید را به تصمیمِ کنگرۀ وحدت محول میسازند. همه رفقای همسو، همه آنانیکه به دموکراسی، ترقی، عدالت و وطن واحد معتقد و متعهد اند و امروز در صفوف حزب ما قرار ندارند، میتوانند از همین امروز به این پروسه بپیوندند، در کنگرۀ وحدت سهم بگیرند، مواضع و سیاست های مطلوب خود را مطرح سازند و برای بدست آوردن اکثریت و قرار گرفتن در مقامات رهبری کنندۀ حزب واحد تلاش و مبارزه کنند. درین کنگره، تعلق قبلی به نهضت فراگیر امتیازی نخواهد بود. تعلق قبلی به حزب متحد ملی موجب برازنده گی کسی نخواهد بود و هر تعلق قبلی دیگر یا عدم تعلق قبلی دیگر برای کسی نقطۀ ضعف نخواهد بود. این کنگره، کنگرۀ آغوش باز، محل بهم رسیدنِ سلیقه ها، نظریات، مواضع و دورنما های سیاسی مختلف خواهد بود. این کنگره، میعادگاه همه آنانی خواهد بود که حاضرند بر وسوسه های تکروی غلبه کنند و جمع دموکرات ها و دادطلبان وطن ما را جمع میخواهند. نکتۀ چهارم : این وحدت، وحدتِ رهروان راهِ گذشتۀ ما، وحدت هواداران مکتب سیاسی گذشتۀ ما و متحدان آن، نه تنها وحدت آنها، اما در قدمِ اول وحدت آنهاست. این وحدت، احیای حزب گذشته یا کدام مرحله از حزب گذشته نیست، اما آنانیکه با شجاعت به این اقدام بزرگ دست یازیدند، معتقدند که اعضا و هواداران آن حزب گذشته میتوانند و باید در مرکز تحولات اجتماعی کشور خویش قرار داشته باشند. آنان باالمقابل، شجاعت هر یک شما را انتظار دارند. آنان معتقدند که هر بازو و هر زبانی که به جای دیگری میرود یا میخواهد، جدا از یارانِ همیشه، راه دیگری را آغاز کند، حیف بزرگی برای حزب و جنبش ما خواهد بود. حیف برای حزب ما زیرا این حزب تنها از طریق حضور و وحدت وسیع همۀ شما میتواند نیرومند و مؤثر باشد، حیف برای جنبش ترقیخواهانه و وحدت طلبانۀ کشور ما، زیرا آنها برای جدی شدن، ریشه گرفتن و رهایی یافتن از دام های ارتجاعی و نیولیبرالی، به این حزب نیرومند و مؤثر ضرورت دارند. میخواهم برین موضوع تأکید کنم که تفاوت نظر های موجود میان ما به هیچ وجه تا آن حد اساسی و بیشمار نیستند که بتوانند جدایی و پراگنده گی موجود در صفوف ترقیخواهان و دموکرات های وطن ما را توجیه کنند. در کنگرۀ واحد که هریک شما میتوانید ، با حق و وظیفۀ برابر با هر کدام ما، دران شرکت کنید، همۀ ما مجال خواهیم داشت که گوش کنیم و بگوییم که چه چیزی از تعهدات گذشته و اعتقادات گذشته را حفظ میکنیم و از چه چیزی جدا میشویم؟ من نمیتوانم توافق کنم که مسائلی مثل وفاداری، برخورد در قبال ایدیالوژی، بکار بردن یا نبردنِ کلماتِ زحمتکشان، چپ یا نظیر اینها بتوانند تقسیم شدن ما را در چهل سازمان یا کم یا بیش توجیه کنند. به یقین، همه اجزای متشکلۀ آنچه ما خانوادۀ دیروز مینامیم، در صفِ زحمتکشان، در صفِ رنج و کار و سازنده گی قرار دارند. ما با هم مشکل واقعی درین زمینه نداریم. اما برعکس، فکر میکنم که ما عادت کرده ایم که اول جدا شویم، بعدا دلایلِ جدایی را پیدا کنیم یا تصور کنیم و چند سال بعد بگوییم که سالهای طولانی است که این دلایل را بیان میکنیم و نتیجه بگیریم که چونکه سالهای طولانی است، پس جدی است و مهم است. میخواهم رفقای حاضر در جلسه بدانند و اینرا با صداقت و صراحتی که در بین ما معمول است میگویم : برای این مثلث خبیثه باید پایانی را در نظر گیریم. ما برای شما رفقای حاضر دردیدارِ امروز، غیر از وحدت و قرار گرفتن در یک حزب واحد، هیچ چیز دیگری را نمیتوانیم پیشنهاد کنیم. من حتی نمیتوانستم باور کنم که روزی بیاید که با این چهره های آشنا در اطراف یک میز مذاکره بنشینم و از ائتلاف و اتحاد و اتحادیه و چیز هایی ازین قبیل حرف بزنم. امیدوارم سؤتفاهم بمیان نیاید و فکر نشود که ما شخصیت و هویت شما را تا جاییکه به سالهای اخیر برمیگردد، نادیده میگیریم، یا تفاوت ها را تحمل نمیکنیم یا از موضع تمامیت خواهی برخورد میکنیم. نه ! ما دموکرات هستیم و هیچ دموکراسی بدون موجودیت این تفاوت ها و تحمل این تفاوت ها نمیتواند مطرح باشد. آنچه من میخواهم بگویم اینست که تفاوت های موجود بین ما، قرار گرفتن ما را در سازمانهای رقیب و حتی همکار توجیه نمیکنند.این تفاوت ها قابل طرح اند، قابل حل اند و در داخل یک حزب قابل طرح و قابل حل اند. ما امروز آن تصور پیشین از انضباط حزبی را نداریم و موجودیت سلیقه های مختلف و اندیشه های مختلف را امری طبیعی و حتی ضروری برای زنده گی و رشد هر حزبی بشمول حزب خویش میدانیم. بیایند، آنهایی که در قوَتِ تعهد اجتماعی ما شک میکنند، این موضوع را در کنگرۀ واحد مطرح سازند و به اندیشۀ اکثریت مبدل سازند. اگر این بخت نصیب شان نشد، بعد از کنگره نیز ناگزیر نیستند نظریات و مواضع خود را ترک کنند و در اطراف آنها به مبارزه ادامه ندهند. بیایند، آن رفقایی که معتقدند سیاست های مراحل فرجامینِ حزب گذشتۀ ما از سیاست های مراحلِ آغازین بهتر و مناسب تر بود و هنوز هم فعلیت دارد، در مجمع عالی واحد ما بگویند که در چه چیزی فعلیت دارد و چگونه میتواند به سیاست حزب واحد ما مبدل شود ؟ بیایند رفقایی که فکر میکنند به شخصیت، توانایی و انرژی شان توجه نشده است، از برکت این توانایی ها که ثروت بی بدیل و مشترک همۀ ماست، در عالی ترین مسؤولیت های سیاسی حزب ما قرار گیرند. عجالتا یگانه مقامی که من برای هر یک شما پیشنهاد میکنم، یک رأی در کنگرۀ وحدت، مجمع عالی تأسیس حزب واحد ماست و این مقام را با افتخار ترین چیزی میدانم که برای شما میتوانم پیشکش کنم. آیا این بدان معنی است که ما غیر ازین حزب واحد خود، چیز دیگری را در اطراف نمی بینیم و هیچگونه نیت گذشتن به ائتلاف ها و اتحاد ها را نداریم ؟ با صراحت میگوییم : نه ! چنین نیست. روی صحبت من با رفقایی است که فکر میکنند این دیوار چینِ تفاوتِ نظر ها در بین ما در حدی بزرگ است که قرار گرفتن در زیر یک سقف را ناممکن میسازد. بلی، ما معتقد به اتحاد، همکاری و همبسته گی وسیع نیرو های ترقیخواه، دموکرات، ملی و دادخواه هستیم. اما اینبار میگوییم : با شما نیز، نه تنها با شما، نه منحصرا با شما و نه در قدم اول با شم.ا ما معتقد هستیم که پروسۀ وحدت و ایجاد حزب واحد، طبیعتا از توافق بین حلقات، شخصیت ها و سازمانهای برامده از بدنۀ حزب گذشته آغاز میشود. اما در عین حال باور داریم که اتحاد ها و تفاهمات وسیع دموکراتیک نمیتوانند از توافق بین دو سازمان یا چند سازمان برامده ازین حزب گذشته آغاز شود. البته ما سازمانهایی را که بر زمینۀ وحدت با ما به توافق نمیرسند، ارتجاعی و عقبگرا نمیدانیم. ما مجوز موجودیت برای این سازمانها صادر نکرده ایم که امروز بدلیل عدم توافق، مصوبۀ انحلال آنها را صادر کنیم. برعکس، طبیعی میدانیم که آنها هنگامِ شکل گرفتن چنین ائتلاف هایی و با ملاحظۀ محتوای این ائتلاف ها و شکلِ، به زعم آنها، مناسب یا نامناسبِ این ائتلاف ها، تصمیم بگیرند که به آنها بپیوندند یا نپیوندند. درین رابطه میخواهم تأکید کنم که سوای سازمان ها و احزاب برامده از حزب پیشینِ ما، امروز ده ها سازمان، حلقه و شخصیت سیاسی مستقل در کشور ما تعهد دموکراتیک، ترقیخواهانه و دادطلبانه را قبول کرده اند. در طی هشت سال گذشته، بیش از 800 سازمان مربوط به جامعۀ مدنی در افغانستان ثبت شده اند. برخی ازین سازمانها نفوذ انکار ناپذیر در بین مردم دارند و دارای تعهدات جدی دموکراتیک هستند. جنبش های برابری طلبی، عدالت خواهی و دموکراتیک در چندین ولایت افغانستان و بخصوص در بلخ، ننگرهار و هرات با هم در پیوند و نزدیکی عمل میکنند و واقعیت سیاسی و اجتماعی خود را به اثبات رسانیده اند.هفت سازمان متوسط و کوچکِ ایجاد شده در سالهای اخیر، کلمات سوسیالیست یا سوسیالیزم را در نام خود جا داده اند. این حرکت ها اکثرا منفرد اند و در همبسته گی لازم و همسویی عمل نمیکنند. اکثر آنها طرحی متجانس ارائه نکرده اند یا تا هنوز نکرده اند و از عمق فکری و دورنمای ریشه یابی برخوردار نیستند. وظیفۀ ماست که این همبسته گی و این دورنما را وسیله شویم. ما موضوع ائتلاف ها را درین مقیاس، با ملاحظۀ مرکزیت این ائتلاف ها در افغانستان و نه در خارج از افغانستان و با پس منظرِ نقشِ پیوند دهنده و سمت دهنده برای حزب واحد مطرح میسازیم و به منصۀ اجرا میگذاریم. ما موضوع اتحاد ها را در چارچوب وظایف عام دموکراتیک خود، برای غنا بخشیدن و عمق بخشیدن به جنبش های اجتماعی وطن مان و پایه گذاری بدیل دموکراتیک پیش می کشیم و ازینرو امیدواریم شما درک کنید که چرا ایجاد ائتلاف ها نمیتواند از حلقه یی که اینجا جمع هستیم آغاز شود. اجزای اساسی سیاست ائتلاف ها و اتحاد های ما را کار در بین مردم، همراهی مبارزات اجتماعی مردم، سهمگیری فعال در چارچوبِ جامعۀ مدنی و بحث و جدل دموکراتیک در وطن تشکیل میدهد. هدفِ دورنمایی این سیاست، نهادینه ساختنِ دموکراسی، دسترسی به دیالوگ شهروندانه برای حل منازعات است. هدف اینست که ما به تناسب نیرو های اجتماعی یی دست یابیم که در نتیجۀ آن دموکراسی پایۀ اجتماعی بیابد. هدف اینست که با تأمینِ حضور سیاسی مردم، حاکمیت و استقلال ما اعاده گردد. البته سازمانها و حلقات برامده از حزب گذشتۀ ما در صورتیکه تصمیم به ادامۀ فعالیت مستقلانۀ خویش بگیرند، جایی را که درین ائتلاف ها و جبهات اجتماعی آتی برای خود مناسب تشخیص بدهند، خواهند یافت. ما آگاه هستیم که طیفِ همکاری نیرو های سیاسی دارای نکات مشترک به وحدت یا ائتلاف محدود نمیشود. همکاری های ضمنی و نوبتی، براه اندازی کارزار های مشترک، سازماندهی حرکت های اعتراضی مشترک میتوانند درین عرصه مطرح باشند. ما حاضر هستیم که با مطالعۀ اهداف و وسایلِ هر اقدام و هر کارزار، زمینه های اتحاد عمل را جستجو کنیم. ناگفته پیداست که ما جانبدار بحث خونسردانه و غیر متعرضانه بین همه اجزای سیاسی همسو و سازمانهای ما هستیم. ما حاضریم سهم خود را در رایج ساختن روابط متمدنانه و با فرهنگ بین همه محافل سیاسی مقیم اروپا ایفا کنیم. حزب واحد ما سیاست بزرگ و جدی تفاهم ها و همبسته گی ها را تعقیب میکند و برای کار مشترک و تفکر مشترک با همه نیرو های سیاسی و بخصوص سازمانهای ترقیخواه آماده است.
از توجه شما تشکر
|