قدرت معنوی نهان در درون انسان

  نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

 

قسمت هشتم

او چگونه دست خویشرا از دست داد:

برای سالهای طولانی ، دریکی از تالار های درسی لندن بنام  ککستون هال ، در رابطه کتاب خویش یعنی قدرت نهان معنوی انسانها ، برای علاقه مندان خویش لکچر ها را ، ارایه میداشتم ، در یکی از روزها ، دکتری بنام ایفلین فلیت ، داستانی پدرو دختری را برایم ، قصه کرد که نشان میداد که چگونه شعور خوابیده شما ، ارزو های شما را جدی میگیرد ، داستان چنین بود :

دختری جوانی از ناحیه بازو ، بمرض علاج ناپذیر ، روماتیزم عضله ، دچار شده و شدیدا ازین ناحیه رنج میبرد و درد ناشی ازین مرض تمام وجود دختر را میازارید و چنان شده بود که روز تا روز دست این دختر جوان تغیر شکل داده انگار منجمد میشد .

پدر دختر به دکتران زیادی مراجعه کرده بود اما هر گونه تداوی ، بر او موثر نیافتاد .

پدر دختر خود را ، بینهایت دوست داشت و مخصوصا درد جانکاه دخترش ، روح و روان پدر را نیز ، سخت پراگنده و متشتت ساخته بود و بار ها چه در حضور دختر و چه در حضور اعضای فامیل و چه با خود میگفت که اگر قرار باشد ، دست دخترم را با جراحی پلاستیکی عوض کنند ، من دست خود را برای دخترم خواهم داد تا ازین درد وتعذب

ازار دهنده نجات یابد .

دکتر می افزاید ، که در یکی از روزها در جریان یکی از حادثات ترافیکی پدر دختر از ناحیه دست خویش ، شدیدا زخمی شده  و به شفاخانه انتقال داده شده و ودکتران معالج دست او را قطع نموده مدتی او را در بستر همان شفاخانه ، نگه داشتند ، مریض بعد ازینکه شفا میابد بخانه خویش بر میگردد و ازینکه ملاحظه میکند که دست دخترش کاملا ، شفا یافته ، بسیار شگفت زده شده و میگوید که من بلاخره ان چه را که در مورد تو سالهای تمام ارزو میکردم ، همان شد و به دختر خویش گفت ، یادت هست که من چه قدر ارزو داشتم که دست خویشرا برایت بدهم ، و همان هم شد ، حالا من دست ندارم و دست دختر عزیزم ، بکلی شفا یافته است .

بلی ،  بنظر شما خواننده عزیز ، این مسله انچنانی شاید قابل باور نباشد و شاید هم انرا به مضحکه بگیرید ، اما این یک حقیقت ملوس و اثبات شده است ، چرا برای اینکه پدر دختر بسیار صادقانه به این مسله می اندیشید و همین ارزو را داشت و روز های متوالی این مسله را در ذهن خود بیدار و زنده نگه داشته بود .

لذا میبایست  ما در زمینه هوشیار و اگاه باشیم که شعور خوابیده ما در برابر هر تصمیم جدی و صادقانه و هر ممارثت ذهن ما بسیار حساس است ، با او نمیشود مزاح کرد چون او هر غلط و درست را بمثابه حقیقت قبول دارد .

 

چگونه ترس و رعب را از خود بیرون کرد ؟

بخاطر باید داشت که هر وسیله و ابزار برای انجام کار بخصوص بکار برده میشود ، که ان ابزار برایش خلق شده است ، نمیتوان با یک ابزار کاری انجام داد ، که نباید ، انجام داده شود چون نتیجه ان ، مسلما زیانبار است ، در حالیکه همان وسیله برای همان اهداف ساخته شده خویش استفاده گرد د، قدر مسلم است که نتایج مفید و دلخواه را ببار میاورد .

جانیت دختر جوان و اوازخوان هنجره طلایی بود ، در یکی از از روز ها از جانب یک کمپنی از وی دعوت بعمل امد که او بایست در یکی از محافل با شکوه هنری که طی یکماه دیگر ، تدویر خواهد شد ، بایست یک اهنگ اپرا را با نقش داده شده ، اجرا کند ، ولی قبل بران بایست یک ازمون کوچکی را سپری میکرد و هیت منصفه که بایست همه انها را که برای پیشبرد این نقش نامزد شده اند ، تحت ارزیابی قرار داده و کاندیدیان مورد نظر را به درور نهایی معرفی میکردند

جانیت ازین مسله کمی نگرانی داشت و همینکه روز موعود فرا رسید ، جانیت در دور در مقابل هیت منصفه مقابل شد ودر همین دو ازمون نتوانست اهنگ را به طرزی بخواند که قناعت هیت منصفه را فراهم اورد ، اما هیت یک مسله را درک کرده بودکه صدای جانیت بسیار دلپذیر و گیرا است ، مگر بدلیل نگرانی و اظطراب که در او پیچیده  است نمیتواند طوریکه لازم است ازین ازمون موفق بدر اید ، هیت برای بار اخر برای جانیت یک چانس دیگری داده و از وی خواستند که در دور سوم مسابقات خود را ماده نماید .

اینکه چرا در دو دور مقدماتی وی نتوانست ازین ازمون موفق بدر اید بدلیل ترس ، اظطراب و نگرانی وی در مقابل شدن با هیت بوده و جریان روزهای قبل از ازمون وی بار ها بخود جملات ذیل را تکرار میکرد

این نقش هر گز نصیب من نخواهد شد

من این امتحان را پاس نخواهم کرد

هیت صدای مرا نخواند پسندید

یگانه دلیل نا کامی جانیت همان تفکرات مستمر و پیوسته او بود که ضمیر نا اگاه خویشرا چنین القا کرده بود و بلاخره ناکامی نصیب او شد و حتی در بار سوم نیز نتوانست از ین ازمون موفق بدر اید چون ترس و وحشتی عجیبی سرا پای اورا فرا گرفته بود .

او چگونه حافظه خویشرا بدست اورد :

زن 75 ساله ی از داشتن حافظه خویش بسیار مغرور بود ، اما زمانی فرا رسید که ارام ارام  حافظه خویشرا از دست میداد

او روزی با خود گفت که او در سالهای قبل از حافظه خوبی برخوردار بود ، چه شد که امروز به چنین مصیبتی ، دچار گردیده است ، و با خود فکرکرد که او چرا چنین شده است و تصمیم گرفت که بایست خود را بحالت اولی بر گرداند

او چندین بار با خود تکرار کرد که شاید دلایل کم شدن حافظه اش پیشرفت سن باشد ولی یک روز با خود گفت که من نبایست حافظه خویشرا از دست دهم و این گفته را طی روزها به کرات بورد زبان گرفته و خود را مصمم ساخته  میگفت که پیری نتیجه از دست دادن حافظه نیست و من استعداد انرا دارم که حافظه خویشرا دوباره بدست اورم و این قابلیت را ذهن من دارد که مرا بحالت اولی بر گرداند

در نتیجه ممارثت مستمر و پیگیر ذهنی او همان قابلیت اولی اش بدست اورد

او چگونه توانست که مزاج خویشرا تغیر دهد :

شخصی بنام دیوید هاگ بمن مراجعه و داستان زنده گی خویشرا چنین تعریف کرد :

به دلیل احساساتی شدن و مزاج تند و خلق بد ، تمام اعضای فامیلم از من نا راحت بوده و من و خانم شاید بزودترین فرصت ، از همدیگر جدا شویم

او در جریان انکه ازین داستان تعریف میکرد ، از روان او دریافتم که خودش هم نا راحت است ، وی همچنان افزود که با همکاران و زیر دستان خویش نیز چندان رویه خوب نداشته و ایشان از وی متنفر بوده و من هم از ایشان نفرت دارم و همه روزه به این مفکوره هستم که همه همکاران و زیر دستان در باره من به غیبت پرداخته و در برابر من نفرت می ورزند .

او بخاطر ان  بمن مراجعه نموده بود که من وی را در زمینه کمک و معاونت نموده ، چاره و علاج رفع این خلق بد را که همه زنده گی شخصی و دفتری او را شدیدا در معرض نا بودی قرار داده است ، مشاورت های دهم تا مزبور اگر در زمینه گام های عملی را تعمیل خویش نماید .

به او گفتم که هز روز و شب قبل از بخواب رفتن این جملات را با خود تکرار نموده و با خود تعهد به بندد که او چنین کاری را انجام میدهد .

از امروز به بعد فکر میکنم که تمام اعضای فامیل مرا دوست داشته و بمن احترام فراوان میگذارند

از امروز به بعد من میدانم که همه همکاران شعبه بمن احترام داشته . من هم بایست به ایشان بیشتر از خود احترام کنم

از امروز به بعد هیچ همکار دفترم در مورد  من غیبت نمیکنند و حتی موجودیت من باعث خوشی و دلگرمی زیر دستان من  میشود.

از امرو به بعد به خانم خویش احترام فروان گذاشته و در برابر  حرف های او ولو زشت هم هیچ گونه عکس العمل نشان نمیدهم

بعد یکماه شخص مذکور با بسیار شادابیت و سر حالی که انگار فکر میکردید ، این اقای دیود گذشته نیست از فرط خوشحالی چنین گفت :

نمیدانم چه معجزه ی رخ داده است که از انزمانیکه شما بمن مشوره داده بودید و ان جملات را بمن یاد دهانی کرده بودید و در تلاش برای اجرای انها شده و انها را در واقعیت امر به اجرا در اوردم ولی چنان تغیر در زنده گی من وارد شدکه اصلا مسله جدایی من از خانم دیگر از تصویر زنده گی من خارج گردیده و همکاران با من بینهایت صمیمی و دوست شده اند .

دلیل اینکه اقای دیوید به این موفقیت نایل امد همان تصمیم های انسانی او در تغیر به بر خوردش با اعضای خانواده . همکارانش بود که به اثر ممارثت ذهنی و تمرین های مستمر به شعور خوابیده خویش عقاید خویشرا انتقال داده و شعور خوابیده خویشرا متقاعد به این امر ساخت که عقاید واره های اورا بپذیرد و در نتیجه عکس العمل شعور خوابیده خویشرا بدست اورده به زنده گی عادی خویش بر گشت که هم خانواده صمیمی داشت و هم همکاران خوش برخوردی را با خود داشت .

ادامه دارد

 

 

قدرت معنوی نهان در درون انسان

  نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

 

قسمت هفتم

 

ازمایشات انجام شده بوسیله سایکلوژیست ها :

سایکلوژیست ها ازمایشات متعدد را بروی انعده اشخاص انجام دادند که تحت تاثیر هیپنوتیستها ، همان نقش های سپرده شده را به اجرا در اورده بودند .

 انها درتحقیقات متعدد و مستمر خویش ، به این نتیجه رسیدند که انسانهای که تحت  هیپنوتیزم قرار میگیرند ، به دلیل انست که شعور خوابیده انها ، دستور هیپنوتیست را بلافاصله پذیرفته و همان ادا های را از خود در میاورند که هینوتیستها ، به انها اشاره کرده است .

این تحقیات نشان میدهد که در بعضی مواقع شعور خوابیده شما در برابر هدایات داده شده عکس العمل بسیار صریح نشان میدهد ، برای اینکه این گفته ها را به اثبات برسانیم به مثال های پایین توجه فرمایید :

اگر یک هیپنوتیست تازه کار بیکی از اشخاص تحت کار خویش دستور دهد که وی بحیث ناپلیون بوناپارت یا در نقش امیر تیمور  ویا کرزی  از خود ادا در بیاورد ، در ازای این دستور ، چه زن و چه مرد دقیقا خود را در نقش ناپلیون بوناپارت در اورده و حرکات را از خود نشان میدهند  که ناپلیون در وقت و زمانش دقیقا همان حرکات را از خود بجا گذاشته است ، در تحت تاثیر هیپنوتیستها است که حتی شخصیت فعلی انسان رنگ و بوی دیگری از خویش تظاهر میدهد .

اگر یک هیپنوتیست حرفوی و مسلکی به اهداف تحت کار خویش و یا اشخاصیکه که اوشان را دارد به ترنس هیپنوتیست میبرد ، هدایت دهد که از بینی وی خون جاری است و یا سر او خارش دارد و یا به بگوید که او عطسه میزند ، بدون شک همه افراد همان حرکات را انجام میدهند که ما و حتی خود اهداف چنان فکر میکنند .

این دومثال فوق کاملا تفریقات و تفاوتهای هر دو شعور اگاه و غیر اگاه را به وضوح بما نشان میدهد که به اثر دستور شعور خوابیده انرا انجام میدهد که بصورت جدی دستور یافته است ، اینکه چرا این اشخاص دساتیر هیپنوتیست را بزودترین فرصت انجام میدهد باز بر میگردد به انکه ما سالهاست اسم از هیپنوتیست شنیده و قابلیت انها را ازمایش کرده و به استعداد انها و یا در ازمایشات که انها بالای اشخاص و افراد مختلف جامعه انجام داده اند ما را به پذیزش قرایح ایشان معتقد ساخته و ما و شعور خوابیده ما از قبل قابلیت های ایشانرا پذیرفته است ، همینکه در روی ستیج تحت نظر هیپنوتیست قرار میگیریم ، شعور خوابیده ما بنابر معرفت و تجارب که در خویش اندوخته دارد ، تاثیر هیپنوتیست را از قبل پذیرفته بمجرد اینکه هیپنوتیست دستور میدهد ، شعور خوابیده او را می پذیرد .

 

شرایط ووجوهات که تفاوتهای هردو سطح شعور را بر ملا میسازد :

بهمه گان مبرهن است که انسانها دارایی پنج سطح شعور است و بوسیله این حواس پنجگانه است که تمام محیط پیرامون را بمعرفت گرفته و به انها پی میبرد ، چنانچه هر پدیده ماهوی را ذریعه یکی ازین حواس تشخیص داده و در برابر انها عکس العمل خود را نشان میدهید .

بمثال اتیه توجه نمایید :

  شما از جمله یکی از هزاران سیاح بوه باشید که قصر تاج محل یا اهرام مصر را تماشا کرده اید ، نتیجه که از دیدار این ساختمانهای عجیب با خود داشته اید ، بدون شک اینست که این دوساختمان واقعا از عجایبات دنیا است .

این تعریف را از کجا بدست اورده اید ، بیگمان نتایج دیدار های عینی و اوبژیکتیوی شما ازین دو بنای بزرگ تاریخی است که شمارا وا داشته است که هر زمانیکه بحث بروی این دوساختمانها باشد ، شما انها رابی نظیر ، خاص و بی همتا ، تعریف کرده و در حقیقت مشاهدات را که بوسیله شعور اگاه شما انجام شده ، انعکاس میدهید .

در حایکه اینهمه  مشاهدات بوسیله شعور اگاه شما انجام یافته است و شعور خوابیده شما این معماری ها را  نه تنها ندیده بلکه قبل ازین هم شعور اگاه شما به او چیزی در تصور  نداده ، حتی تعریفی را نمیتوانست برای این معماری ها داشته باشد ، اما

همینکه شعور اگاه شما ازین ساختمانهای عجیب تعریف نموده ، شعور خوابیده شما همه ان تعریف ها در خود ضبط نموده و هر زمانیکه بحث بروی عمارات اغاز میگردد ، ذهن خوابیده شما وظیفه خود را اجرا میکند .

با اینتر تیب معلوم میشود که ذهن خوابیده شما انبار گاه تمامی افکار شما بوده که در جریان روز همه انچه را که فکر بیدار شما به ان میدهد  جذ ب و دوباره انعکاس میدهد.

باید گفت که شعور خوابیده شما حتی قدرت انرا دارد که حوادث و یا واقعات را نیز بشما الهام دهد و میتواند فرسخ ها فاصله ها را  بدون اینکه شما حضور داشته باشید ، سفر کند ، بقاره ها سر بزند و اطلاعات را در اختیار شما قرار دهد ، بدون انکه شما در مورد انها ازقبل چیزی بدانید ، کسانیکه حوادث را پیش بینی میکنند یا حتی وقایع را که خود ندیده باشند ، میتوانند بخوبی برای شما تشریح کنند ، البته این در ممارست ذهنی امکان پذیر است .

در تمرین و حصول تجارب در استفاده از قدرت شعور تحتانی  شما استطاعت و قریحه انرا درخواهید یافت که درون اشخاص را مطالعه کنید ، محتویات درون پاکت بسته را افشا کنید و حتی میتوانید که بفهمید در هارد درایف این لب تاپ چه اطلاعات نهفته است ، البته دسترسی وقتی ممکن و میسر است که ما رابطه متقابل قدرت ذهن بیدار و خوابیده را خوب درک کرده باشیم .

شعور تحتانی و یا خوابیده شما قدرت استلال را ندارد.

شعور تحتانی شما استعداد و یا قابلیت انرا ندارد که در برابر دساتیر داده شده استدلال کند .

اگر شما اطلاعات جعلی و غیر واقعی را به ان دادید همه ان جعلیات  را بحیث اطلاع حقیقی در خود می پذیرد و بموجب ان خودرا اماده ساخته و حکم خویشرا  برای اجرا صادر میکند .

انچه که در واقع برای شما انجام داده میشود ، نتایح همان تفکرات است که شما در طول روز ، هفته و یا ماه ها برای ان داده اید

برای اینکه ما خویشتن را از افکاریکه که قبل ها برای افکار خوابیده داده ایم ، نجات دهیم ، عملی ترین راه ان اینست که  ما روز چند بار به کرات اصرار ورزیم که افکار داده شده قبلی ما بایست به اجرا در نیاید و انها قابلیت انتباقی را ندارند ، با این تکرار چنانچه در نوشته های قبلی بدان نیز استشارات مفید ، صورت گرفته ما قابلیت انرا پیدا خواهیم کرد که مانع را در برابر اجرات شعور خوابیده ایجاد نموده و مانع از عملکرد ان شویم و جریان عملکرد چنین است که اصرار و ابرام مستمر شما در توالی روز ، فشار مضاعف را بر حجرات شعور خوابیده شما وارد اورده و بدینترتیب در تراکم این فشار حجرات شما ایده های جدید شما را پذیرفته و گذشته ها را از صفحه خود بر میدارد .

این حرکت مانند انست که یکبار اگر شما در حافظه کمپوتر خانگی خویش یک موضوع را  جابجا کردید، تا زمانیکه انرا  مجددا پاک  نکنید ، موضوع تا زمانیکه کمپیوتر شما زنده است ، باقی میماند .

لذا ما هم اگر خواسته باشیم ان افکار نا درست که به ذهن خوابیده خود داده بودیم برای اینکه جنبه انتباقی نه یابد ، این شیوه عملی را بایست ، به اجرا بگیریم  .

اگر شما بعضا به تکالیف روانی و یا اظطراب و نگرانی های های مختلف ناشی از عوامل مختلف سیاسی ، اجتماعی ، خانواده گی ، مواجه شدید ، یگانه راه بهبود از اینهمه دلواپسی و نگرانیها ، فقط با توصل به شعور تحتانی امکان پذیر است و بس .

شما بایست به ان دستور دهید که شما را از شر انهمه ، نجات دهد و امکان ندارد که او این کار را برای شما انجام ندهد و زمینه رفع نگرانی پیش امده را بشما اماده نسازد .

از انچه که تا کنون بر بخشهای مختلف این کتاب ، بحث داشته ایم ، به این نتیجه میرسیم  که شعور اگاه درون شما مانند محافظ درب حویلی ، وظیفه اجرا میکند .

و یکی از وظایف اصلی ان اینست که نگذارد افکار ناقص ، نا پسند و گمراه کننده وارد حویلی شود ، چرا شعور اگاه شما مانند محافظ از ورود افکار نا سالم و یا تشویش و نگرانیها جلوگیری میکند ، بخاطر انکه شعور خوابیده شما قدرت دفاع را نه بلکه همه را میپذیرد .

بگونه مثال اگر نظریات ، اندیشه ها و یا مقولات یکبار به اندیشه تحتانی شما چسپید بسیار بمشکل میتوان  انها را بیرون کرد مثلا اشخاصیکه نظریات دینی دارند حاضرند که جان خویشرا برای ان اندیشه ها از دست دهند و برعکس انهایکه به ان اندیشه ها اعتقاد ندارند حاضر نیستند که یک لحضه وقت خود را برا نهاها به اتلاف رسانند .

پس بدین نتیجه میرسیم  که شعور تحتانی شما نه قدرت مقایسه را دارد و نه قدرت انرا دارد که فرقی در میان اظهارات شما داشته باشد و نه هم قدرت انرا دارد که چیزی از خویشتن بر انها اضافه کند و یا اینکه کسری را در اظهارات شما وارد کند ، فقط انچه را که شعور اگاه شما به ان داده است انرا بدون چون و چرا به اجرا در میاورد ، لذا ما نبایست تلاش کنیم که افکار نا درست و غیر لازمی را به ان بدهیم که خویشتن در زمانی به ان ندامت کنیم .

بیک مثال توجه نمایید :

شما در یک کشتی مسافر بری ، دارید سیاحت میکنید و به نسبت اگاهی و انتباهات تان از قدرت تفکر و تاثیرات ان بروی دیگران ، اگر بیکی  از مسافران کمرو ، مقابل شده به او بگویید که من از وضعیت فزیکی شما دریافتم که چشمان شما دچار اب برده گی شده است ، مسافر بلافاصله تحت تاثیر ابراز نظر شما ، از شما درخواست میکند که لطفا مرا به قسمت پایین کشتی همراهی کنید که من از کشتی پاین به بحر نه افتم ، اما اگر شما بیکی از عمله های کشتی نزدیک شده عین اظهارات را داشته باشید ، مسلما عمله کشتی بر شما خندیده ، بشما خواهد گفت : رفیق راه خود را غلط کرده یی یا ممکن حواس پراگنده گی پیدا کرده باشی :

چرا یک نظر دونوع تاثیر دارد برای اینکه انهایکه  قدرت شعور خوابیده شان ضعیف است ، مسلما در برابر هر ابراز نظر دیگران چه سالم و چه غیر سالم ، عکس  العمل صریح نشان میدهند ولی بر عکس انانیکه دارایی قابلیت های قوی تفکر هستند ، در برابر هر ابراز نظر با شکیبای و تحمل بر خورد خواهند کرد .

این مثال یک مسله را رویش شفاف میدهد و ان اینست که اگر ما شعور خوابیده خویشرا با ترس ، اضطراب و نگرانی امیخته باشیم ، انسان جبون ، ترسو ، کمرو و ضعیف بوده که مسلما نظریات  سو، دیگران بر ما مستولی شده و ما را در انبوه از نگرانی ها  تلاطم و دلواپسی خواهد پیچاند و اگر برعکس ما ذهن خویشرا را با پدیده ها ی سالم ، رشد داده باشیم در انصورت ما  انسانهای سالم ، نیرومند و با جرات خواهیم بود.

ادامه دارد

 

 

قدرت معنوی نهان در درون انسان

  نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

قسمت ششم

 گزیده های از پایان فصل اول کتاب

تمام تراویده های فصل اول کتاب را دکتر جوزف مورفی نویسنده ان چنین به اختصار و استفهام بیشتر در اورده است .

1 گنج بزرگی در درون خودمان نهفته  است ، با استفاده از ان گنج زمینه های تحقق و انتباق پذیری ارزو ها و ارمانهای مانرا میتوانیم قطعا تعمیل کنیم .

2 اسرار بزرگ در تملک انسانهای بزرگ قرار دارد بی توجه به سن ، سال ، موقعیت اجتماعی ، و تاثیر پذیری مذهبی شان ، کلید این دریچه در درون معنویات همه انسانها نهفته است که بایست انرا بیرون اورد و تسخیرش کرد .

3 پاسخی همه سوالات چه ساده و چه غامض در دست شعور خوابیده هر انسان قرار دارد و این مربوط به شما است که چگونه از ان استفاده برده و انرا در خدمت خویش قرار دهید .

4 شعور خوابیده شما معمار تمام عضویت وکلیت عضویت شماست و او است که شما را از همه تعذب دنیا نجات داده و یا بر عکس شما را در تالم نا متناهی قرار میدهد .

5 هر تفکر زایده و تراویده از شرایط است و هر شرایط محصول و تراویده سلسله از عوامل است .

6 اگر شما در صدد نوشتن رساله یا داستان یا کتابی هستید و یا علاقمند به سخنرانی برای شنونده گان خویش میباشید ، سعی کنید که عقاید واره هایتانرا را با اکراه و استمرار به شعور خوابیده خویش انتقال بدهید و بگذارید که وی کار خویشرا اجرا نماید

7 کیپتان کشتی بایست عمله کشتی را بشکل درست ان هدایت کند ، در غیر ان کشتی بساحل مقصود نتنها نخواهد رسید بلکه عمله را به دل دریا رها میکند .

8 در هیچ از برهه زنده گی سیاسی و اجتماعی  تان کلمات ذیل را ورد زبان خویش نسازید .

 

       -- من این وظیفه را انجام داده نمیتوانم .

       --  من توان پرداخت این همه را ندارم .

         -- من صلاحیت انچنانی ندارم و ده ها موارد دیگر منفی گرایی .

9 قانون زیست ، بقا ،  و پیشرفت انسان در باورمندی و اعتقاد درونی خود انسانها نهفته است ، بی باوری بزرگترین دشمن انسان است .

10 تفکر خویشرا با باور ها و ایقان های انسانی تغیر دهید و کلید در خوشبختیها را در اختیار خویش بگیرید .

چند دلیل مختصر را درین مجموعه یا داشت میکنم که باعث عدم پیشرفت انسانها در زنده گی شده است .

         ا لف : اجتناب پذیری  ( من نمیتوانم انجام دهم ) .

         ب :  ترس ( ممکن درین نوع سرمایه گذاری همه دارو ندار خویشرا از دست دهم ).

        ج :  بلاتکلیفی ( اگر عوض این کار ، کار دیگری را انجام بدهم ) . 

        د :  طفره رفتن ( ممکن این زمان برای اجرای این کار مساعد نیست ، انتظار باید کشید ) . 

         ذ : مشکوک بودن ( ممکن است که از عهده این کار بر امده نتوانم ).  

در نتیجه این چنین اشخاص چه خواهند کرد ؟!!!

یا دست از تصمیم میکشند یا تا به اخر بلاتکلیف باقیمانده در هیچ کاری دست نخواهند زد تا اینکه عمر شان به پایان برسد و یا اینکه به زنده گی بخور و نمیر قناعت میکنند .

 

فصل دوم

تفکر شما چگونه کار میکند ؟

فکر یا دماغ شما یکی از بزرگترین و گرانبهاترین ملکیت  است که در اختیار شما بوده و میتواند در خدمت شما قرار گیرد مشروط بر انکه فن بکار گیری انرا به اموزه های خویش در اورید  ، قدرت بالا و مدبرانه این دماغ را زمانی درک خواهید کرد که بویژه انرا بکار گرفته و نتایج خدمت گذاری انرا لمس کنید .

از انچه که تا کنون بغور و مداقه گرفتیم به این نتیجه رسیدیم که در درون انسان دو سطح از فنکشن دماغی وجود دارد

دماغ اگاه و یا منطقی    ، دماغ غیر اگاه و یا غیر منطقی .

هرفکر ایده و تصور و هر انچه که در محیط ماحول شما بوسیله حس صوری تان بمشاهده میرسد ، بفکر خوابیده انتقال داده میشود و بنا میتوان اذهان کرد که فکر خوابیده محل جذب تمامی افکار شما است ، اگر شما با حسن و نیات خوب اندیشیدید ، بدون شک به خوبیها توصل می جویید و اگر شیطانی و منفی گرا بودید ، جز از شما اعمال شیطانی سر نمیزند .

این پرنسیپل های اساسی کار تفکر خوابیده شما است ، یعنی انچه را برایش انتقال دادید انرا برای تان اجرا میکند بدون انکه به تحلیل ان برود ، بدون انکه برهان برای شما بگوید ، بدون انکه غلط و نا غلط ان را یکسره کند .

مهمترین نقاط نظری را که از اساسات بالا به استفهام گرفت ، اینست :

زمانیکه شعور نا اگاه شما هر تفکر داده شده را جذب کرد ، انوقت بدون چون و چرا و ارایه دلایل در پی اجرای ان می براید

این یکی از شگفتی های بسیار سحر امیز و شگفت بار کار این بخش از تفکر است او در برابر افکار سالم و شیطانی یکسان کار میکند ، این قاعده کار شعور خوابیده است که ما استطاعت تغیر شگرد کاری انرا نداریم مگر انکه او را بخدمت امیال انسانی در اوریم اما امکان ندارد که شما افکار سالم را به او ترزیق کنید و او بر عکس افکار شیطانی را برای شما اماده سازد .

اگر شما در افکار خویش  تعالی واندیشه برای سعادت  را بکار ببیرید ، شعور اگاه تا ن جز برای سعادت و تعالی تان راه ندارد

صلح ، ارامش ، سعادت ، موفقیت و پیروزی قطعا قابل دسترسی است ، اگر که شما پوتانسیل انرا در درون شعور خوابیده تان ایجاد کنید .

هر انچه که شما فکر میکنید که گویا این درست و مطلوب است شعور خوابیده تان انرا مطلوب دانسته بحیث حقیقت می پذیرد

وظایف هر شخص اینست که فکر خوابیده اش را متقاعد ساخته ووادارد که افکار او را بپذیرد و اگر یکبار به این امر توفیق و عنایت دریافتید ، انگاه زمینه تحقق پذیری تمامی ارزو ها و امیال شما بخوبی بر اورده میشود .

شما بحیث دستور دهنده و مغزغیر اگاه شما بحیث اجرا کننده این مسولیت را دارد و این کار در اثر ممارست مستدام و فشار متراکم و مضاعف امکان پذیر است .

 

قانونمندی شعور خوابیده چنین است :

هر پاسخ یا عکس العمل را که شما در میابید ، نتیجه افکاریست که شما در جریان روز ، هفته ،ماه و یا سال به شعور خوابیده ترزیق کرده اید .

فیزیولوژیست ها و سایکلوژیست ها خاطر نشان ساخته اند که :

انزمانیکه افکار به ذهن خوابیده شما انتقال میابد ، دز ساختار های حجرات شعور خوابیده فشار وارد گردیده و اگر این فشار ها مستدام و متراکم باشد انگاه این حجرات این ایده ها را بخود جذب میکند و بعد ازنکه پروسس جذب به اتمام رسید ، زمان اقدامات عملی میرسد و شعور خوابیده است که شما را در کار های بعدی تان رهنمون میشود .

در اثر این میتود جذب شعور خوابیده است که در وجود شما عقل ، انرژی و خرد تولید میگردد و همانست که بشما قدرت بیحصر را اعطا میکند و تمام مقدمات را در مقدوم تان فرش میکند .

البته در بعضی مواقع شعور خوابیده اقدامات انی را براه میاندازد اما در بعضی موارد روزها ، هفته ها و یا ماه ها طول میدهد .

 

تفاوت ها ی میان این دو دماغ  :

انچه که شما بایستی دایما بخاطر داشته باشید ، اینست که دماغ خوابیده و یا بر عکس دماغ بیدار دو قشر جداگانه از هم نبوده  بلکه یک مغز با  دو سطح از وظایف جداگانه میباشد .

مغز اگاه و منطقی شما  ان سطح از مغز است که  قدرت انتخاب را دارد بگونه مثال :

شما کتب تحت مطالعه ، خانه مورد نظر و یا  شریک اینده خویشرا انتخاب میکنید اما در تعین و تنظیم حرکات قلب خود این حق را ندارید !

چه فکر میکنید که تپش های قلب ، حرکات منظم ششهای شما ، جریانهای دورانی عروق و ریه های شما بوسیله کدام قدرت اداه میشود ؟

همه یی این حرکات و انچه تمامی حرکات دیگریکه از ادا ره شعور اگاه شما فاصله دارد ، همه انها بوسیله شعور خوابیده شما انجام میابد .

شعور خوابیده شما در پهلوی اینهمه وظایف حساسی که دارد ، وظیفه دیگری هم  دارد که در برابر تمامی دساتیر شما خود را بخدمت میگیرد ، انچه عقاید ، ایده ، تفکر که بوسیله شما بوی داده میشود ، زمینه های قابلیت اجرای انرا همانطوریکه داده اید تمهید میسازد ، او هیچگاهی نه تنها استدلال میکند بلکه هیچگونه دلیلی برای اجرای ان نمی اورد.

شعور خوابیده شما حیثیت همان کرد شالی را دارد که شالی بکارید و برنج درو کنید و ا لی اگر خار مغیلان را بکارید او برای شما کرد را پر مغیلان میسازد این شیوه کار او است و او اماده پذیرش هر نوع فکر است ، هر گاه اگر به او تخم ناکامی ، پراگنده گی و پریشانی را  ، بپاشید ، دیر یا زود ، شما را عقیم ، متشتت ، افسرده و نگران میسازد .

بخاطر داشته باشید که افکار خوابیده شما ، ان سلسله از افکار را که شما بخورد وی داده اید تغیر نمیدهد وهیچگونه توجه یی ندارد که افکار شما غلط و یا نا درست است بلکه انچه را داده اید ، انرا مجددا طی زمانی معین بر شما بر میگرداند .

بگونه مثال ، هر از گاهی اگر شما افکاری را به او ته نشین و ترسب نمایید ، او همون افکار شما را بدون اینکه به تحلیل ان بپردازد ، بحث یک حقیقت محض پذیرفته و خویشتنرا در نگه داشت و امانت ان مشول دانسته بعد ازینکه در درون حجرات خود انرا قبول کرد ، عین همان را بر میگرداند .

ادامه دارد

 

 

 

قدرت معنوی نهان در درون انسان

 

  نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

 قسمت پنجم

  

هر چپتر این کتاب توضیحات مشخص و کانکریت را در رابطه به قانون استفاده از شعور نا اگاه بشما ارایه میکند ، اگر یکبار میتود و تکنیک های استفاده از شعور نا اگاه را دریافتید، انجاست ازادی را بعوض اسارت  ، منطق و استدلال را بعوض خرافات ، صلح و ارامش را بعوض غوغا و جنجال ، موفقیت و پیروزی را بعوض عقیم شدن و ناکامی  ، لذت و خوشبختی را بعوض غم و حسادت  ، روشنی را بعوض تاریکی  ، هماهنگی را بعوض نا سازگاری اعتماد به نفس را بعوض بی باوری و ترس ، تجربه کرده همه خوبی ها را از ان خویش میسازید.

 اکثر ساینتست های بزرگ ، دانشمندان ، هنرمندان ، شعرا ، نویسنده گان ، اوازخوانان و مخترعین از جمله کسانی اند که رابطه متقابل شعور اگاه و شعور نا اگاه را خوب درک کرده اند که این فهم و درک شان ازین رابطه دوجانبه باعث شده که انها بر تارک اهداف نشانی شده خویش تکیه زده و به اهداف غایی خویش برسند .

 در یکی از کانسرت های بسیار پرشکوه و پر تجمع ،  اواز خوان معروف ایتالوی بنام   ( اینریکوکراسو ) قبل از  اجرای یکی از برنامه های بسیار بزرگ و پر از تماشاچی خویش نا گهان  ، تحت تاثیر تماشاچیان قرار گرفته و همینکه روی ستیج ظاهر گردید ، صدای او گرفته شد و نتوانست که اهنگ خویشرا بسراید و با اینتر تیب قدرت سرودن اهنگ را از دست داد و ناگذیر شد که صحنه را ترک گوید ،  چون او اوازخوان شهیری بود و صدای گیرای داشت تماشاچیان از او پیوسته درخواست کردند که به ستیج برگشته و اواز بخواند اما  کراسو این قدرت را در خود نمی دید که دوباره بر ستیج بر گردد ودر حالیکه او  خودش نیز شدیدا ناراحت بود با وصف انکه  تمام وجودش از نا راحتی  میلرزید با خود گفت که این پایان کار من است و من هرگز نخواهم توانست که دیگر  بروی ستیج ظاهر شوم و همه انچه داشتم ختم گردید و من دیگر ،  ان کراسوی اوازخوان نخواهم بود .. اگر اینبار من روی ستیج بر گردم انها بر من خواهند خندید. من فکر میکنم که  دیگر همه چیز را از دست داده ام او در حالیکه درین وسوسه شدیدا  گیر مانده  تصمیم داشت که به اتاق تعویض لباس رفته لباس تیاتر را بر کشیده بخانه بر گردد ، ناگهان یکبار در جای خود ایستاده صدا بر کشید که  من کوچک میخواهد من بزرگ را خفک کند و مانع سرودن من  گردد . از همانجا تصمیم گرفت که بر ستیج بر گردد و اواز بخواند و این را چندین بار تکرار کرد .وگفت تو یعنی من کوچک نمیتوانی مرا مانع شوی ، من بزرگ بایست تصمیم بگیرد که برود بخواند وگفت من بزرگ بگذار که من بخوانم و تکرار کرد که من میتوانم بخوانم ، من میتوانم بخوانم و باز تکرار کرد که من میتوانم بخوانم و با اینترتیب به ستیج بر گشت و چنان زیبا و دلنشین خواند که همه مجذوب اواز او شده بودند .

 دلایل اینکه او دوباره برگشت همان حکم بود که شعور اگاهش بر شعور غیر اگاهش بلافاصله صادر کرد و شعور غیر اگاه که نمیتواند انرا رد کند ، حکم را پذیرفت و قابلیت و استطاعت اجرای انرا برایش داد و کراسو توانست که توانایی سرایدن را درباره کسب کند .

 از انچه که تا کنون مطالعه کرده ایم اموزه بر اینست که کاروسو دولیبل شعوررا درک کرده بود، لیبل شعور منطقی یا اگاه و لیبل شعور غیر منطقی یا نا اگاه .

زمانیکه شعور ناگاه کاروسو که حاوی ترس و نگرانی بود ، همان بود که کارسوی بزرگ را تحت تاثیر خویش قرار داده . اورا کوچک ساخته بود.

 اگر این حالت گاهی بشما واقع شد ، شما بایست عین مثال را در نظر گرفته با این شیوه بر نگرانی خویش غلبه کنید .

 مواضع محکم و منطقی شما در برابر بی منطقی ها و حالات جبن و ترس که شعور اگاه بشما داده میتواند پیروزی شمارا حتمی میسازد ، شما همیشه بر شعور نا اگاه خویش حکم کنید مثلا بگویید که من بر خود کنترول دارم ، این من هستم که تصمیم میگرم و اجرا میکنم نه شما ، تو

بایست از من اطاعت کنی نه من از تو ، تو مطابق حکم من عمل کنی ، تو نمیتوانی به ساحه که مربوط صلاحیت تو نیست مزاحت کنی .

 راز پیروزی شما اینست که این رابطه را درک کنید ، انگاه شما رمز ناکامی ها و پیروزی های خویشرا میتوانید تشخیص کنیدوبر عوامل ناکامی ها غلبه کرده و پیروزیها را حتم بسازید .

 تفاوتهای وظیفوی بین این دو قشر:

 شعور اگاه شما حیثیت هدایت کننده را دارد برای بهتر شناختن نقش ان به مثال زیر توجه فرمایید :

شعور اگاه شما چون کیپتان کشتی است ، کیپتان کسی است که کشتی را هدایت میکند ، او هدایت را به اتاق کارگران و یا نیروهای که لوکوموتیف را بحرکت در میاورند ، صادر میکند

کارگران که عقب ماشین کار میکنند سمت و سو استقامت حرکت کشتی را نتنها نمیدانند بلکه حتی چنین تصمیم را اتخاذ کرده نمیتوانند و انها نمیدانند که به کشتی خطری مواجه است یا خیر ، به کدام استقامت در حرکت است انها مکلف اند که هدایت کیپتان کشتی را اجرا کنند ، اگر کیپتان هدایت غلط دهد یا درست انها بایست اجرا کنند .

کیپتان تصمیم گیرنده و ماستر است و هدایت او قابل تطبیق است .

این مثال برای ان داده شد که شما تفاوت شعور اگاه را از شعور غیر اگاه درک کنید .این عمل و تجربه نشان میدهد که هر زمانیکه شعور اگاه شما برای شعور نا اگاه شما هدایت میدهد ،شعور اگاه شما بدون استدلال انرا اجرا میکند، این مربوط بشما است که اورا چگونه هدایت میکند غلط یا درست چون او هدایت درست و غلط شمارا بحیث هدایت درست قبول نموده اجرا میکند چون او خود قدرت تحلیل و تجزیه هدایت ها را نداشته بلکه تعمیل کننده میباشد ، اگر شما این مسله را در جریان روز چند بارتکرار کنید که این کار را اجرا کرده نمیتوانید ، شعور نا اگاه شما انرا بحیث حقیقت پذیرفته و با اینترتیب قدرت و استطاعت اجرا انرا در خود کشته شما را در پلان محوله تان عقیم میسازد ، همینکه شما میگویید که من قدرت خرید این موتر را ندارم ، شما هرگز قادر نخواهید شد که ان موتر را بخرید چون مغز اگاه شما این ایده و ناتوانی را به مغز نا اگاه شما ریلی نموده انرا نا کام میسازد.

هر گفته و حتی تصور منفی شما در باره هر انچه که فکر میکنید و گمان نیگتیف را بشما انتقال دهد معنی انرا داردکه این حرکت منفی شما را شعور خوابیده تان بحیث فاکتور پذیرفته و مطابق ان عکس العمل نشان میدهد لذا شعور اگاه شما با ایجاد کردن جبن ، ترس و نگرانی شعور نا اگاه شما را در محیط جبن و ترس و نگرانی قرار داده و اورا امده پذیرفتن  چنین اب و هوا میسازد .

یک مثال دیگر.

قبل از فرا رسیدن جشن کریسمس یا عید عیسوی ها ، همه شهروندان غربی به شهر رفته لباس و غذاهای روزهای کرسمس را از قبل تهیه کرده و در انروزها استفاده میکنند ، در یکی از روزهای قبل از رسیدن این جشن مذهبی ، دختری بنام نینا که محصل یکی از دانشگاه های  ایالت کالیفورنیا بود ، پلان کرد که به شهر رفته لباس مورد نیاز خودرا تهیه نماید ، او زمانیکه در یکی از جاده های شهر ، مصروف گشت و گذار بود ، چشمش بیکی از دستکولهای بسیار زیبای چرمی ساخت ایتالیا افتاد ولی چون مبلغ زیادی را قبلا بمصرف رسانیده بود و پول خرید دستکول نزدش باقی نمانده بود و نتوانست انرا بخرد اما چنان به او علاقمند شد که بایست اورا بخرد ، نینا سالهای قبل در یکی از لکچر های درسی در رابطه به قدرت شعور اشتراک کرده بود و در رابطه به قدرت شعور نا اگاه دریافتهای با خود داشت  ، و با انتباه از درسهای من ودریافتهای خویش  با خود تصمیم گرفت که در مورد خرید این دستکول فکر منفی ننماید و با اینتر تیب بلافاصله با خود تصمیم گرفت که این دستکول متعلق بمن است و من بایست این دستکول را بخرم این دستکول از من است و اینرا چندین تکرار کرد و بخانه خویش بر گشت .

شام همانروز با نامزد خویش قرار داشت که بیکی از ضیافت ها اشتراک کند و انتظار نامزد خویشرا داشت که نامزد او زنگ درب منزل نینا  را بصدا در اورد و تحفه را برای نینا تقدیم کرد ، نینا ضمن سپاس از وی بلافاصله تحفه را از کاغذ پیچیده ان بازکرد و نا گهان متوجه شد که همان دستکول را که امروز دیده بود در درون کاغذ پیچیده شده است ، نینا ازفرط شادی و خوشی اشک در چشمان اش جاری شد و نامزد خویشرا بوسیده مجددا از وی سپاسگذاری کرد و داستان این دستکول را برای نامزد خویش تکرار کرد واینکه چرا این دستکول بخانه او امد همان فکر مثبت و تصمیم خود نینا بود که برای شعور نا گاه خویش ترزیق کرد و فکر خوابیده خویشرا متقاعد ساخت که این دستکول را داشته باشد که چنین شد .

بیک مثال دیگر توجه نمایید .

چند ماه قبل نامه دیگری را از زنی بنام  راد بدست اوردم که ایشان در یکی از لکچرهای من  سالها قبل اشتراک کرده  بود . وی طی نامه خویش چنین  نوشته بود :

 من 75 ساله هستم و به تنهایی زنده گی میکردم و با حقوقی که از جانب دولت بدست میاردم زنده گی ام را سپری میکردم و چون فکر میکردم که پایان عمر من فرارسیده و این اخرین پلکان زنده گی است و چندان به تلاش برای بهبود زنده گی  نمی اندیشیدم و تقریبا این حالت تنهایی و عدم تغیر در زنده گی رنج اور بود ، روزی طی گمانه زنی های مبسوطی بدرون لکچرهای شما رفتم و بیادم امد که این من هستم که میتوانم زنده گی خویشرا تغیر دهم و با این تصور در کنکاش بهبود برای زنده گی شدم و بفکر ازدواج افتیدم و با خود طی چندین ماه تکرار کردم که بلی من میتوانم ازدواج کنم و من این قابلیت را در خود میبینم و من بایست این کار را انجام دهم و افکار خویشرا به این مسله  فوکس کرده و این تصمیم را خواستم عملی کنم .

در یکی از روزها در کنار دواخانه ای  مردی را ملاقات کردم که سخت مهربان و مذهبی بود و خصوصیت او را چنان دریافتم که برای من ایدیال بود و بعد چند هفته دیدار های پیاپی ایشان روزی بمن پیشنهاد ازدواج را داد و من هم پذیرفته با هم ازدواج کردیم و فعلا ماه های عسل خویشرا در یکی از کشور های اروپای سپری میکنیم .

راد اضافه میکند که این کار زمانی انجام پذیرفت که من بالای شعور خوابیده خویش قبولاندم که این کار بایست انجام شود و به اثر تکرار ، تکرار و تکرار پیوسته من شعور خوابیده من پذیرفت که به تصمیم من تسلیم شود .

معجزه این مسله در کجا بود

ادامه دارد

 

قدرت معنوی نهان در درون انسان

نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

 بخش چهارم

 وظیفه دوگانه مغز

 همه انسانها یک قشر بهم فشرده وبهم پیوسته دارند که بنام مغز یاد میگردد اما علیرغم این بهم پیوستگی ان ، مغز دو وظیفه متفاوت را به پیش میبرد  که اکثرا در کتب مختلف انرا بنام دماغ اکبر و دماغ اصغر خوانده اند.

قسمت جلوی یا قسمت عقبی ، این دو قسمت مغز هرکدام وظایف جداگانه را به پیش میبرند.

علما نام های زیادی را به این دوگانگی مغز مسما نموده اند .

 مفز اگاه               مغز نا اگاه

مغز بیدار             مغز خوابیده  

مفز سطحی          مغز عمقی

مغز داوطلب         مغز اجباری

مغز مذکر            مغز مونث

مغز منطقی          مغز غیر منطقی

 این نام ها فقط یک معنی را بما انتباه میدهد که همان دوگانگی وظایف مغز است اما درین کتاب من انرا بنام شعور نا اگاه مینامم.

 شعور اگاه و شعور نا اگاه

 برای شناخت بهتر و تشخیص بسیار ساده این دو بخش مغز به مثالهای زیرین توجه نمایید

شما به وظیفه یک باغبان نگاه کنید که در فصل بهار تخم های مطلوب خویشرا در زمین  میکارد ، قدر مسلم اینست که اگر گل بکارد انگور بدست نخواهد اورد و اگر انگور بکارد گندم را درو نخواهد کرد ، او هر انچه بکارد همان را حاصل میگیرد و ضرب ا لمثلی معروفی داریم که گفته اند گندم از گندم بروید جو زجو .

تنها کاشتن تخم هم کافی نبوده ، باغبان ناگذیر است که به خیشاوه علف های هرزه بپردازد و در زمان معین بخاک کامپاست دهد تا قوتمند شودو در زمان معین انرا ابیاری کند و

همین مثال بصورت کل قابلیت انتباقی را در درون مغز انسانها دارد .

شما فکر کنید که خود یک باغبان هستید و در درون مغز خود افکار متنوع را تزریق میکنید . این عمل در درون انسانهای عادی و غیر اگاه به این مسایل ،  بصورت نا اگاهانه انجام میپذیرد ، و پاسخ مغز نا اگاه شما چه خواهد بود ، مسلما همان افکار را که شما به ان داده اید دوباره بشما بر میگرداند چون او قدرت تحلیل و تجزیه انرا ندارد .

مغز شما هم کاملا حیثیت همان زمینی را دارد که چه به او کاشته اید ، اگر علف هرزه را کاشتید همان خواهد رویید و اگر گل کاشتید همان خواهد رویید .

عصاره و تراویده هر فکر دلیل دارد ، هر تفکر زاده  برهان و یک شرایط معین است اما اگر این حرکات انسانها اگاه و علمی باشد نتیجه ان بسیار عالی است چون اکثریت مردمان جهان بدن انباشت های علمی و یا اگاهی فکر میکنند و بعد در اثر همان فکر درست و یا غلط خویش نتیجه بدست میاورند .

این کتاب بشما میاموزاند که چگونه از فکر خود کار بگیرید و چگونه بر ان مسلط شوید که فکر شما در اختیار شما باشد .اگر شما برای مغز خویش ایده های قهرمان شدن ، خوشبختی ، سعادت ، پیشرفت و شخصیت شدن را دادید و یا هر انچه در زنده گی برای شما مطلوب است ، مغز نا اگاه شما مطابق همان دستور داد ه شده عمل میکند .

اگر شما توانستید که بر مغز خویش مسلط شوید ، شما هر انچه را که خواسته باشید بران موفق خواهید شد ، مغز نا اگاه همانند اسپ گادی است که به هدایت ، رهنمایی و قمچین شما ضرورت دارد ، چون او از خود ابتکاری ندارد ،  وظیفه او اینست که مطابق هدایت شما عمل کند ، او افکار شما را تحلیل و تجزیه کرده نمیتواند او همه انچه را که شما به او میدهید بحیث حقیقت میپذیرد ودوباره مغز بیدار و یا اگاه شما را به اجرای ان وا میدارد .

 زمانی مغز شما کار درست را انجام میدهد که شما حقیقت را به ان بدهید هر زمانیکه چنین شد مغز  بشما هم اهنگی ، تفاهم و همکاری را  پیشکش میکند، اینجاست که قدرت معجزه یی مغزخویشرا درک خواهید کرد ، یعنی زمانیکه برای مغز همکاری را پیشنهاد کنید ، قدرت همکاری در شما بوجود میاید و اگر خوشبختی را به ان پیشنهاد کردید شمارا به همه قضایا خوشبین میسازد ، معنی این امر اینست که کنترول مغز شما بدست خود شما است ، این کنترول کردن مغز خود یک تمرین و ممارثت طولانی است که شما با اگاهی ازین فن میتوانید انرا در طول چند ماه محدود به انجام برسانید ، هر زمانیکه شما بر مغز خویش حاکم شدید شما یکی از پر قدرترین مرد دنیا خواهید بود و تمامی خوبی ها و موفقیت ها بشما رجوع میکند و انزمان است که مغز شما پوتانسیل انرا مطلقا پیدا میکند که همه پرابلم هارا به بسیار ساده گی حل نماید .

به اطراف خود نگاه کنید ، بطرزیکه شما زنده گی میکنید ، انچه شما را احاطه کرده است همه در حقیقت وجود خارجی دارند بدینمعنی که همه چیز که در تصور شما است همه اش زاده این محیط بوده و وجود دارند ، پس در جامعه هر انچه که است این مربوط به اینست که شما کدام بخش انرا انتخاب میکنید مثلا بعضی ها فکر میکنند که سر تاسر جامعه پرابلم است ، افسرده گی است ، پریشانی است ، پراگنده گی است و اینها خلاف میل شما است و شخص ازین حالت رنج میبرد ، در حالیکه این پدیده ها همه جز حقیقت هاست در جامعه همه پدیده ها وجود دارد و باید هم باشد و جامعه بدون انها و دیگرپدیده ها نمیتواند وجود داشته باشد وانانیکه بخش پرابلم ها از ان خود میکنند وخود را در برابر انبوه از پرابلم قرار میدهد واین تراکم ثقالت وزنین را بر شانه های شما گذاشته و شما در  برابر انها عاجز میسازد و اینجاست که شخص میگوید که با اینهمه مشکلات نمیتوان مبارزه کرد

این  تیپ افراد همه انچه را که می بینند پرابلم است ، این نوع محاسبات از ریشه و بنیاد غلط است که نمیتوان در برابر اینهمه پرابلم ها راه حل دریافت و هر از گاهیکه در برابر ان عاجز شدید راه افول بد بختی ، سیه روزی و افسرده گی برای شما تمهید میگردد و انجاست که شما ادم عاجز بیچاره و افسرده یی خواهد بودید که جز بد بختی در فراسو ندارید .

 پرنسیپ مغز شما اینست که خود را در برابر هیچ پدیده داخلی و خارجی نا توان فکر نکنید ، اولین قدمه ناکامی شما ، نتوانستن است ، از همان لحظه که فکر کردید که نمیتوانید این طرز تفکر شما را مغز بحیث یک حقیقت می پذیرد و دوباره بشما حکم میدهد که اجرا کرده نمیتوانید و بر عکس اگر گفتید که اجرا میکنید مغز شما بشما حکم اجرای انرا میدهد و در پهلوی ان قدرت و توانمندی اجرای انرا داده ، راه و فن اجرای انرا بشما میاموزاند .

 اگر شما راز همکاری و یا عکس العمل متقابل بین شعور اگاه و شعور نااگاه را دریافتید ، انگاه قابلیت انرا در خواهید یافت که تمامی زوایای زنده گی تانرا در کنترول خود داشته و بر تمامی عرصه ها حاکم باشید و این در حقیقت اولین قدمه در تغیر دادن زنده گی است .

 بسیاری از مردم و اقشار مختلف جامعه در صدد انند که وضعیت نا مطلوب زنده گی خویشرا تغیر دهند بدون انکه به دلایل زایش این عوامل مراجعه و شرایط تکوین انرا بمطالعه بگیرند و این نا ممکن است که وضعیت نامطلوب را تغیر دهید مگر انکه شرایط و یا براهین رشد و نمواینهمه را بدانید ، درک دلایل از همه مهمتر است ما بایست عوامل و پدیده های که مغز ما را متضررساخته انرا درک و کشف نمایم تا بعدا بمعالجه ان بپردازیم .

 ما در حقیقت در بحر بیکران سرمایه که در درون خود ماست زنده گی میکنیم ، این بحر بیکران همان شعور نا اگاه است اما این شعور نا اگاه خود حرکت و انسیاتیف ندارد این حرکت در اختیار شعور اگاه است واین شعور اگاه است که به او ایدیا میدهد، شعور نا اگاه در برابر شعور اگاه مسول است و هرانچه به او حکم میکند اورا اجرا میکند چون او خود قدرت تحلیل را ندارد ، حرکت شعور اگاه شما باعث رشد و تکامل شعور غیر بیدارشما شده وبااینترتیب قدرت بزرگ حیاتی عقل و خرد و توانایی را به او اهدا میکند و اورا انرژی داده تقویت میکند اگر این هدایت بصورت معقول اجرا شود نتیجه ان کاملا مثبت و با دستاورد های بزرگ بوده و اگر این هدایت ناقص ، منفی و غیر منطقی باشد ، نتیجه اش ناقص ، منفی و غیر منطقی میباشد .

 

ادامه دارد

 

قدرت معنوی نهان در درون انسان

  

نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

قسمت سوم

 

پرنسیپل های اساسی در شعور و کشف شعور تحتانی :

 اگر شما میخواهید در تمامی عرصه ها ی زنده گی موفق باشید ، لذا به قدمه های اساسی زیرین توجه نموده از ان در زنده گی روزانه خویش استفاده ببرید .

من به یک سلسله اساسات و پرنسیپ های استشاره میکنم که جهانی و قبول شده است و این پرنسیپ به یک امر اجتناب ناپذیر تبدیل شده است :

ما زمانی در همه امور و یا اهداف خویش موفق خواهیم بود که پرنسیپل های و اساسات ان کار را بیاموزیم و این اموزش فقط در اثر تجربه بدست میاید و زمانیکه از کار اموخته شده خویش تجربه مثبت را بدست اوردیم انرا بایست بحیث پرنسیپ بپذیریم و به دیگران هم توصیه نمایم .

 

برای چندین سال در عرصه اموزش کیمیا مصروف شدم اولین اموزه های من ازین علم چنین بود .

 

اگر 2 اتم هایدروجن را با 1 اتم اوکسیجن یکجا کنیم ، در نتیجه اب بدست میاید .

اگر 1 اتم اوکسیجن را با   1 اتم کاربن یکجا کنید ، در نتیجه گاز کاربن مونو اکسید بدست میاید که یک گاز ضد حیاتی و کشنده میباشد .

اگر 1 اتم اوکسیجن را بر عکس با 2 اتم کاربن یکجا کنید در نتیجه کاربن دی اوکساید بدست میاید که یک گاز بیضررو حیاتی برای نباتات میباشد

 این پرنسیپل های پذیرفته شده جهانی است که در اثر سالها تحقیاقات علمی علما ان رشته بدست امده و امروز و برای اینده لایتناهی قابل استفاده است ، اینها بنام پرنسیپ ها یاد میشوند یعنی با اجرای این پرنسیپ ها میتوان اب را ساخت ، کاربن و کاربن دی اوکساید را ساخت .

 پرنسیپ های قبول شده کیمیا ، فزیک. در مجموع ساینس تغیری چندانی با پرنسیپ های شعور انسانها ندارد ، اگر شما میخواهید در عرصه کیمیا کار کنید شما نا گذیرید که این پرنسیپل ها فرا گرفته و انرا رعایت کنید ، در غیر ان به انجام عملیه کیمیاوی موفق نخواهید شد  ، این بدان معنی است که شعور تحتانی شما هم دارایی پرنسیپ های معینی است که بایست انرا اموخت .

اب همیش لیبل خویشرا دارد ، اگر در هر طرفی بریزید خود را لیبل میسازد ، از اثر این لیبل سازی اب بود که علما به کشف اب ترازو رسیدند و امروز تعمیرات و بلند منزل های دنیا از برکت این کشف است .

مثال دیگر:

هر شی که حرارت داده شود متوسع میشود ، این یک حقیقت است که در همه جا در هر گوشه دنیا و در هر شرایط قابلیت تحقق را دارد .

اگر شما یک قطعه فولاد را حرارت دهید ، قطعا متوسع میشود فرقی ندارد که این قطعه فولاد در انگلند باشد یا جرمنی در امریکا باشد یا افغانستان .

کسانیکه به سپورت زیبایی اندام اشتغال دارند از همین فورمول استفاده میبرند انها با بلند کردن وزنها چنان عضلات را گرم میکنند که در نتیجه عضلات توسع یافته بزرگتر میشوند .

پس میتوان اذهان کرد که هر شی در تحت حرارت معین توسعه میابد ، این حقیقت پذیرفته شده جهانی است .

حقیقت این مسله در تفکر انسان چگونه بایست سراغ گردد یعنی هر قدر بروی مغز فشار مکرر اورده شود همان قدر مغز توسعه میابد

فکر انسانها نیز خارج ازین اساسات نیست .

مثال دیگر :

نور از یک نقطه اغاز به پرتویدن میکند و هر قدر از محراق دورتر میشود ساحات بیشتری را احتوا اما روشنی و درجه حرارت ان کمتر میشود ، این مثال بما چنین انتباه میدهد که تصمیم گیری از محراق اغاز میگردد و بعد انرا میتوان به مراکزی دیگری انتقال داد ، اگر یکبار مغز شما ایده های دا ده شده شمارا می پذیرد و بعدا انچه را که شما به ان داده اید انرا به کرات اجرا میدارد بدون انکه به موانع برخورد .

شما نمیتوانید که این پرنسیپ ها را تغیر دهید ، بلکه سعی کنید که انها را کشف نموده در زنده گی روتین از ان استفاده ببرید ، این پرنسیپ ها بر مجموع کایینات حکمفرما است و تمام یونیورس بر مبنای پرنسیپل ها در حرکت است که همان حرکت مبدا است اولین مبدا اتوم است

 شعور خود پرنسیپ است و بدون پرنسیپ او انسان به مشکلات فراوان مواجه میگردد

دو نظر و دو عقیده وجود دارد که در ماهیت امر هردو انعکاس دهنده یک حقیقت است که شعور را تعریف کرده اند .

 درک واحساس غیر دینی و درک و احساس دینی

 

          از نظر دینی                               از نظر غیر دینی

          شعور                                        شعور ابژکتیف

         روح                                          شعور سوبژکتیف

         جسم                                          جسم

 علمای ایدیالیست و علمای ماتریالیست روی این سه مسله اختلافات خودرا ارند که موضوع مورد بحث این کتاب نیست ولی انچه را که من بدان اشاره میکنم که قانون زنده گی یک      مسلمان  باور بخدا است ووقتیکه بخدا باور دارد بایست به سه مسله که دین بدان اشاره کرده باور داشته و زنده گی خویشرا از همین منظر بایست عیار سازد و این باور و اعتقار پایه و شالوده زنده گی یک مسلمان را میسازد و او را در مسیر درست بحرکت در میاورد .

 ما گفتیم که همه پدیده ها در یک قانون زنده گی میکنند و هیچ پدیده از اتم تا کایینات از این قانون خارج نیستند ولی فهم این قانون است که را درست زنده گی کردن را بما میاموزاند

یکی از پرنسیپ های این قانون در انست که بهر کاری که مبادرت می ورزی بایست بدان باور داشته باشی ، باور پایه اصلی زنده گی است ، اگر اعتقاد نداشتی انرا بهیچ وجه انجام داده نمیتوانی اگر انجام دادی موفقیت ان یا ناکامی ان کاملا تصادفی است پس باور را در درون خویش ایجاد کنیم و چنان بر مغز فشار اوریم و چنان فشار های مضاعف که بلاخره مغز انرا بحیث یک حقیقت بپذیرد و دوباره انرا بما حکم دهد .

تمامی حرکات ، اعمال ، تجارب ، علم ، نو اوری ، ناکامی ، موفقیت ، پریشانی ، خوشبختی ، پیشرفت ، کندکاری و همه انچه که در اطراف شما در جریان است همه مسول تفکر شما بوده این شما هستید که بدبختی را خلق میکنید . این شما هستید که که خود را موفق میسازید و یا نا کام میسازید، هیچکس توانایی انرا ندارد که شما را عقیم ، ناتوان و ناامید بسازد مگر که خود تان چنین کاری را انجام دهید یعنی انچه که انجام میابد مطابق تفکر شما است ، انچه که می اندیشی انرا بدست میاوری اگر به کدر و تاریکی به اندیشی نگران و خسته میباشی و اگر به روشنایی و سعادت به اندیشی خوش و سر حال میباشی ، اگر نسبت به کسی بدبینانه به اندیشی همیشه اور ا بد بین میباشی ، اگر نسبت به او خوشبینانه به اندیشی اورا دوست میداشته باشی ، اگر به موفقیت به اندیشی همیشه موفق میباشی اگر به ناکامی به اندیشی ناکام میشوی یعنی اینکه اگر شما به شعور تحتانی خویش خوشی را انتقال دهید خوشی برایتان میاید و اگر دشمنی و خصومت را را انتقال دهی برای شما ارمغان جز دشمنی و کدورت نیست ، انچه که در زنده گی روتین شما انجام میشود نتیجه تفکر شما است لذا تصمیم بر شماست که از همین اکنون اندیشدن غلط ، شیطانی و غیر انسانی را متوقف سازید و درست اندیشیدن شما بطرف بالا ، بطرف خدا و بسوی خوشبختی ها رهنمون میشود .

 همه انانیکه این کتاب را مطالعه میکنند و پرنسیپ های این کتاب را در زنده گی روزمره خویش تطبیق میکند در نتیجه فابلیت درست اندیشیدن و راز موفقیت در زنده گی را بدست میاورند و اینها از جمله کسانی خواهد بود که نتنها خود بلکه دیگران را هم کمک کرده میتوانید عبادت شما نسبت به قوانین پذیرفته شده جهانی  نتیجه میدهد چون در عبادت شما بخوبی ها می اندیشید ( اگر به اندیشید ) چون وظیفه شعور انعکاس مجددانست ،

ادامه دارد

                   

قدرت معنوی نهان در درون انسان

  

نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

 قسمت دوم

 

مطالعه متون و جزییات این کتاب شما را بحیث یک شخصیت معتبرو گشاده نگر در جامعه ببار میاورد ، این قدرت بی پایان و بی انتها شعور که در درون شما وجود دارد ، چیز ها و عجایباتی را بشما افشا میکند که هنوز بر انها واقف نبوده اید ، شما به ایده های جدید و تفکر جدید دسترسی خواهید یافت ، به کشفیات جدیدی دست خواهید یافت ، شما را خلاق ، ایجادگر ، با شهامت و پیشداور میسازد ، این قدرت بی پایان عقلانی بشما اراده عجیب بحدی دنیای جدید خواهد داد ، ایا میخواهید که به این قدرت جدید که در درون خودتان است دسترسی پیدا کنید ، بگذارید که این قدرت خویشتنرا برای تان افشا کند ، راه درست و مسیر درست زنده گی را برای تان رهنمون شود .

بوسیله این قدرت عقلانی میتوانید پارتنری خوبی در عرصه تجارت دریابید ، این قدرت بشما می فهماند که چگونه پول مورد ضرورت خود را دریابید ، تفکر ازاد ووسیع در تجارت و بازرگانی ارزوی بسیاری ها است ، شما این قدرت نهان را در درون خویش دارید ، این حق مسلم شماست که این دنیای باطنی از ذهن را کشف کنید و این قدرت باطنی که در شما غیر قابل استفاده مانده ، میتواند راه حل پرابلم های زنده گی تانرا دریابد و دلایل خلق پرابلم ها را کشف و خنثی کند .

اگر یکبار شما فرا گرفتید که این قدرت نهان شده خود را افشا کنید ، شما در حقیقت صاحب ملکیت قدرت و عقل باطنی شده و بطرف ازادی ، حاکمیت وسرور دست خواهید یافت .

من قدرت این شعور باطنی را مشاهده کرده ام که انسانها را از وضعیت مفلوج نجات داده است ، انها را کامل ساخته است ، این شعور تحتانی انها را چنان نیروند ساخته تا توانسته اند از دنیا بزرگ خوشی ها لذت ببرند ، بکمک این شعور تحتانی شما میتوانید از بسیار جنجالهای زنده گی نجات یابید و شما حاکم اصلی بر زنده گی خود باشید این قوای کتمان شده ،  قدرت انرا دارد که زندان تفکر شما را بروی دنیا ازاد  باز کند و شما را از تمامی حصار های بسته نجات دهد .

 خزانه که درون  انسانها است:

 هرکس خزانه بزرگی در درون خویش دارد که برایش قابل دسترسی است ، اما برای حصول کامل ان ، نیاز به ان دارید که چشمان معنوی خویشرا باز و به این انبار بنگرید و به ان خزانه بزرگ دسترسی یابید

این خزانه را همگان در درون خویش دارد ولی مهم انست که چگونه درب این خزانه را باز نمایید اکثریت مردم به این قوت معنوی که در داخل خودشان هست یا دسترسی پیدا نه کرده اند یا به قوت واقف نیستند یا بدان باور ندارند ، در حالیکه این قوت بی پایان معنوی را همه گان دارا است ، پیرو جوان ، فقیر و دارا ، کافر و مسلمان ، دیندار و بی دین .

 یک تجربه :

 

یک پارچه اهن مقناطیسی شده قدرت انرا دارد ، اهن ده برابر وزن خویشرا از زمین بر دارد  در حالیکه همان اهن غیر مقتاطیسی ، توانایی برداشتن یک اهن به وزن یک پر مرغ را هم ندارد .

با تمسک با این مثال صریحا میتوان گفت که دو نوع انسانهاو جوددارد ، انسانهای به قدرت اهن مقناطیسی شده و انسانهای غیر مقناطیسی شده ، انانیکه مگنیتایز شده اند ، دارایی قوت و باورمند به زنده گی بوده . انها باور بدین دارند که تولد شده اند که موفق بوده پیروز باشند ، ولی کسانی دیگری هستند که دی مگنتایز هستند ، انها در زنده گی همیشه مشکوک، بی باور . در حالت جبن و ترس قرار دارند ، چنانچه زمانیکه به این عناصر فرصت های دست دهد ، اینها چنین اذهان میکنند که ممکن است نا کام شوم ، ممکن است پول خویشرا از دست دهم ، مردم بر من خواهند خندید ، مردم ازین قماش در زنده گی به هیچگونه موفقیت دست نخواهد یافت و راه طولانی را نخواهند پیمود با اینترتیب این چنین افراد در همان نقطه اولی خواهند باقی ماند  

گمان کنید شخصی از شما، راز بوجود امدن تخم مرغ را بپرسد ، چه جوابی خواهید داشت ؟

 انرژی اتمی ، خلق شده یی کایینات دیگر یا همان نقطه سیاه درون تخم مرغ ؟

در حالیکه یکی ازین پاسخ ها نمیتواند باشد ، پس سکریت یا راز نهان بوجود امدن تخم مرغ چه خواهد بود ، چگونه این عمل انجام شده است ؟

پاسخ ان بسیار ساده است همان قدرت ، انرژی و معجزه است که در تمام پدیده های کایینات وجود دارد همان شعور یا انرژی است که هستی را تکوین داده است که در درون تخم مرغ هم وجود دارد که در شرایط معین رشد و نمو کرده و بوجود امده است ، این قدرت در تمام کاینات پراگنده است ، وجود دارد اما قابل دید نیست که برای کشف  و رویت ان چشم و یا خرد معنوی وجود دارد که به کشف ان بایست بپردازد .

 قدرت شعور خوابیده یا نهانی :

 هر زمانیکه شما این فهم و اگاهی را دریافتید که چگونه از ان قدرت نهانی شعور خویش استفاده ببرید ، انوقت است که شما به یقین کامل میتوانید ، به زنده گی خویش تکانه داده ، ثروت ، صحت ، خوشی و سعادت را از ان خود نمایید .

شما نیازمند حصول این قدرت نیستید ، چون او را در درون خویش دارید ، انچه که شما نیاز دارید اینست که به این قدرت مستولی و انرا رام خویش سازید ، و این زمانی امکان پذیر است که شما فن رام کردن را بیاموزید و بعدا تغیرات شگرفی را در زنده گی خویش وارد سازید

اگر شما تکنیک ها ، روش و میتود های را که درین کتاب بقدر کافی روشنی انداخته شده است بیاموزید و انرا در عملکرد های روزانه خویش میعار قرار دهید ، اولین قدمه های است که شما به ان سرچشمه سرشار ازان خزانه درونی رهمنمون میشود و با اینترتیب با اموزش این تکنیک ها شما خود منبع الهام خویش شده خود را به طرف سعادت رهنمون میشوید ، زمانیکه در درون شما الهام بوجود امد ، انگیزه خلق میگردد و انگیزه تغیر را ببار میاورد .

 دردردن شعور ناخود اگاه یا شعور خوابیده یا کتمان شده ، هر انچه که شما انرا خطاب میکنید که در حقیقت همان شعور بزرگ یا قدرت بزرگ معنوی است ، عقل و خرد بی انتهایی خوابیده است که هر ان انتطار شما را میکشد .این قدرت شما را گشاده نگر و ادم قابل پذیرش میسازد، ذکاوت که در شعور تحتانی شما وجود دارد ، همه انچه را بشما اشکار میسازد که شما بدانها نیاز دارید وان نیازمندیهایست که شما در طول دوران زنده گی بدانها احتیاج دارید و با انتباه از انها شما به تفکر و عقاید جدید دسترسی پیدا میکنید و به ابداعات و اکتشافات جدید در زنده گی دست خواهید یافت ، ایده های جدیدی را بشما خلق میکند ، شما را به اگاهی و فهم جدید میرساند ، شما قادر بدان هستید که به این قدرت دست یابید .

 از طریق شعور تحتانی شما میتوانید رفیق ایدیال خویشرا دریابید و یا شریک بازرگانی خویشرا تشخیص دهید ، این شعور بشما انتباه میدهد که چگونه پول مورد ضرورت خویشرا دریابید این شعور بشما انتباه میدهد که چگونه به ارزوی قلبی خویش برسید .این حق طبیعی شماست که قدرت تفکر خویش را، احساس، محبت و زیبایی های انرا درک کنید ، گرچند این قدرت را دیده نمیتوانید اما این قدرت در درون و تفکر شما وجود دارد و راه حل است برای مشکلات شما اگر شما اموختید که ازان چگونه استفاده ببرید انوقت است که شما به دنیای از تفکر جدید دست خواهید یافت این همان قدرتی است که بشما صلاحیت ، قدرت و تسلط در همه امور را میدهد . 

این قدرت توانایی انرا دارد که انسانرا از حالت مفلوج نجات دهد ، انسانرا نیرومند سازد و استطاعت تفکر را بشما دهد و بشما این اراده را دهد تا هر مورد را  خواسته باشید مورد ازمایش قرار دهید  و این چنان قدرتی است شمارا از تمامی مشکلات و پرایلم های زنده گی تان نجات میدهد و میتواند قفل درب زندان تفکر را برویتان باز کند .

 ادامه دارد .

قدرت معنوی نهان در درون انسان

  

نویسنده  :دکتر جوزف مورفی

مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی

 مقدمه مترجم

 کتابی را که اکنون بمطالعه میگیرید  ، بوسیله دکتر جوزف مورفی سایکلوژیست ، روانشناس و نویسنده معروف امریکایی  ، سالیان قبل نوشته شده و در حقیقت امر ،  یکی از معروفترین سلسله کتب است که در رابطه به قدرت و پوتانسیل شعور تحتانی انسانها نوشته شده ، و در زمان خویش یکی از پرفروشترین ، نسخه ها بوده است .

 یکی ار برجسته ویژه گیهای این کتاب ، دراینست که در هیچ یک از برهه زمانی ، متون ان مطرودو کهنه نخواهد شد و برای هر نسل در تمامی مقاطع زمانی و سنین مختلف  قابل مطالعه است .

 اذهان بر اینست که خواندن و مطالعه چندین باره این کتاب ، در حقیقت میتواند رهنمودی باشد برای استفاده از شعور ناخود اگاه و یا شعور تحتانی انسان ، بویژه برای کسانیکه به نحو از افسرده گی وامراض روانی ، رنج می برند . با بکار برد میتود ها و تکنیک ها بر ملا شده درین کتاب توام با ممارست ذهنی ، قرایج کتمان شده و یا قدرت نهان شده ذهن انسانها ، بر ملا خواهد شد وانسان به عجایب زنده گی پی خواهد برد .

 این کتاب بما میاموزاند که ما استطاعت انرا داریم که به قدرت های فوق العاده دست یابیم که در درون خود ما است و با حصول بر انها میتوانیم به نو سازی ، نضج و تکامل معنوی خویش بپردارزیم .

 این کتاب بشما میا موزاند که در درون هریک مان چنان قدرت خارق العاده نهفته است که میتواند غیر قابل استفاده باقی بماند و یا بر عکس انسانها به انها دسترسی یابد  ، بی جهت نیست که علمای علم روانشناسی و یا ضمیر شناسی گفته اند ، که انسانها فقط قادر اند که صرفا ده فیصد از قدرت معنوی خویشرا استفاده ببرند .

 علمای بر جسته سخن ، نویسنده گان با قریحه ، سرمایداران ازمند ، هنرمندان پر اوازه ، سخنگویان یونیک ، رهبران گروه های سیاسی ، مذهبی و فرهنگی ، مخترعین ازین قماش عناصری اند که دقیقا توانسته اند ازین شعور تحتانی خود استفاده لازم را ببرند .

 خواندن این کتاب از ان جهت التزامی است هر عنصری در اثر بکار برد تکنیک و اسالیب ، پرورش ذهن  خود که درین کتاب به ان استشارات سودمندی شده ، اورا در رسیدن به اهداف و مقاصد غایی اش رهنمون میشود .

 موجزاء میتوان اذهان کرد که درین کتاب نشان داده شده ، که انسانها میتوانند به تمامی مقاصد ، اهداف و ارزوهای خود برسد ، مشروط بر انکه به قدرت نهانی شعور خویش انتباه یابند .

مقدمه موءلف:

 این کتاب میتواند معجزه ی را در زنده گی شما خلق کند .

من معجزه را در میان همه اقشار مختلف در میان زنان و مردان و اقوام مختلف در سراسر جهان ، دیده ام که بوقوع پیوسته است . این معجزه ها دردرون همه انسانها وجود دارد ، اما مشروط بر اینکه از ان قوت نهانی معجزه اسای که ، در درون شما وجود دارد ، استفاده ببرید

  این کتاب چنان دیزاین شده که عادت ، ارادت ، قوت ذهن ، شعور و اگاهی شما را ، در رسیدن بمقاصد زنده گی تان ، رهنمون میشود ، کمک میکند تا خواننده این سطور یکی از همانهای باشد که بتواند بعد از مطالعه این کتاب به اگاهی و خود شناسی واقعی و درونمایه های مخیلوی ، قدرت نهانی و یا پوتانسیل های موجود ذهنی خود ، دسترسی و انهارا در فرجام مطیع خود ساخته و در زنده گی اینده خویش تغیرات شگرفی را ببار اورد.

 ایا شما میدانید ؟

 چرا شخصی غمگین و دیگری خوشحال است ؟

چرا شخصی در حالت افسرده گی و نگران حال و دیگری با ارادت و سر حال است ؟

چرا شخصی دارای خانه زیبا و مجلل و دیگری ، در فقر و بد بختی زنده گی میکند ؟

چرا شخصی پولدار و دیگری فقیر است ؟

چرا شخصی خوشبین ، اما دیگری منتفد ، بدبین و کینه توز است ؟

چرا شخصی موفق و دیگری عقیم و ناکام است ؟

چرا شخصی سخنگوی بیمانند و نظریه پرداز بیمانند و دیگری فاقد ان استعداد است ؟

چرا شخصی در حرفه و پیشه خویش موفق و دیگری بدون پیشرفت است ؟

چرا شخصی از عبادت خویش نتیجه میگردو دیگری چیزی بدست نمیاورد ؟

چرا شخصی حلیم ، ارام وبیغرض و دیگری ماجراجو است ؟

چرا شخصی از مرض غیر قابل علاج بهبود میابد و دیگری در اثرمر ض سطحی میمرد؟

چرا بسیار انسانهای شریف ، با وجدان و پاک نفس از زنده گی خود رنج برده و عناصر فاسد  بد اخلاق و هرزه از زنده گی خویش لذت میبرند ؟

 ایا برای این سوالات پاسخهای وجود دارد یا خیر؟

 دلایل که این کتاب را نوشتم : 

اصلی ترین انگیزه نوشتن این کتاب ، همانا ارزوی باطنی ام بود که به پاسخ سوالات مافوق بپردازم ، خواستم در حل  این سوالات انسانهای محروم ، افسرده ، مضطرب و انانی را که در زنده گی خویش محروم هستند ، کمک کنم .

 من درین کتاب تلاش کرده ام که اساسی ترین حقیقت ذهن انسانرا که متاسفانه بسیاری ها بدان دسترسی ندارند ، بمعرفت انسان ها بگیرم و انها را بزبان ساده ، عام فهم و متداول تشریح کنم

میخواهم با اینترتیب بقواعد ، اساسات ، اسالیب و پرنسیپ های قواعد ذهنی ، روشنی به اندازم  چون بدون درک این اسالیب ، انسانها به هیچگونه موفقیت ، در زنده گی دست نخواهد یافت

و متاسفانه این خزانه معجزه اسا در درون خود انسان کتمان و غیر قابل دسترسی باقی خواهد ماند .

 مرا ایقان خارایین بدانست که شما انبار و ذخیره گاه بزرگ و غیر قابل انتها در ذهن خویش دارید که با تسلط بر ان خویشتنرا از نگرانی ، بیچاره گی ، علالت ، سر درگمی ، پراگنده گی و افسرده گی ، نجات خوهید داد.

 این کتاب شمارا به مقاصد نهایی تان رهنمون میشود . رهنمایی های سودمندی را بشما ارایه میکند ، تمامی مشکلات زنده گی تانرا حل کرده و شما را بدینوسیله از اوضاع نا مناسب و اسارت ها ی مختلف بدور ساخته و مسیر ازادی را بشما باز میکند .

 درک قدرت معجزه ذهن :

 سالهای بسیار پیشین ، توانستم که خویشتنرا ازو ضعیت چون جبن ، ترس ، بدبینی و کینه جویی بوسیله همین قدرت تفکر تحتانی و یا فدرت معنوی نهان ، نجات دهم . من تمامی روشهای را بکار برده ام که درین کتاب به ان اشاره شده است ، مشروط بر انکه به این قدرت اعتقاد داشته باشید ، چون اعتقاد پایه همه عملکرد های انسانهاست ، تا زمانیکه شما به پدیده ،

دین یا مرامی ، اعتقاد نداشته باشید ، هیچ زمانی بدان دسترسی نخواهید داشت .

 از دوست خویش دکتری پیرمردی ، سپاسگذارم که بمن چنین توصیه کرده بود :

او گفت : یک نطفه کوچک ، تمامی عضویت شمارا بوجود اورد ، همان نطفه بود که خون قلب ، چشم و همه وجود شما را ساخت و به شکل کنونی در اورد ، پس او هرچه خواسته باشد میتواند اجرا کند ، همان نقطه کوچک حالا خود شما هستید ، در شکل متکاملتر و رشد یافته تر ان ، همان نقطه کوچک  مخترعین را ببار اورده است ، فضا نوردان را ببار اورده است ، در حقیقت همان نطفه کوچک است که بر دنیا تسلط یافته است ، نطفه کوچک یعنی شما ، هر انچه که خواسته باشید اجرا خواهید کرد .

 همچنان درین کتاب بینظیر خواهد یافت که چرا بعضی از مسایل که خواهش رسیدن انرا دارید  قابل دسترسی نیست ، صد ها مرتبت مردمان مختلف جهان از من پرسیده اند که چرا ما برای حصول مطلوب خویش ، علیرغم عبادات فراوان ، به انچه که میخواهیم نمیرسبم

این کتاب دلایل انرا روشن خواهد کرد .

 

ادامه دارد .