وطن

 اوبا ما پیام اور تحول

 

 ی.بیدار

 باراک حسین اوباما کاندید حزب دموکرات امریکا مطابق  حدس و گمانها و پیشبینی ها  با اکثریت قاطع در انتخابات  بحیث چهل وچهارمین رئیس جمهور امریکا پیروز گردید. جریان مبارزات انتخاباتی (کمپاین) با طرح ها و نظریات جدیدی که وی  باخود حمل نمود واین حقیقت که او به بحیث یک سیاه پوست , از پدر مسلمان و مهاجربدنیا امده و راه رسیدن به قصر سفید را  در پیش گرفته است بخودی خود تغیر فاحش بشمار می اید. انتخاب اوباما قبل از انکه بر نامه های خود را درمنصه اجرا قرار دهد  بخودی خود  حامل تغیر است. ایشان در بیانیه ایکه پس از اعلان پیروزی خود در برابر  بیش از 250 هزار نفر در شیکاگو ایراد کرد گفت( پس از دو صد سال  حکومت واقعی مردم توسط مردم و برای مردم به تحقق رسید).

  پیروزی بارک اوباما را مردم در سراسر جهان جشن گرفتند و در هرگوشه دنیا از ان استقبال بعمل امد.جالب این است که  اوبا ما افزون بر انکه یک سیاه پوست است  منسوب به اقشار و طبقات متوسط و پائین امریکاست که در بزرگترین کشور سر مایه داری  جهان بریاست جمهوری میرسد. استقبال بی سابقه جهانی از اوباما قبل از انکه علامتی باشد بر ابراز حمایت از طرح ها و بر نامه هائیکه او مطرح میکند, زیرا از حرف تا عمل فاصله زیادی باید طی شود , ابراز نفرت است نسبت به ریاست جمهوری  جورج دبلیو بوش که هنوز در قصر سفید است.

 اگر برای یک لحظه به پیش بینی های تاریخ گذشته  باور کنیم در مییابیم که  نوستر داماس منجم معروف فرانسوی که در سالهای 1600 زندگی میکرد در جمله پیش بینی های خیلی ها معروفش  انتخاب یک رئیس جمهور سیاه پوست را در اخیر قرن بیستم درامریکا پیش بینی نموده است. در پیش بینی های نوستر داماس که همه ازترس نظام انگزیسیون(تفتیش مذهبی) آنوقت اروپا به رباعیات بیان شده و مجموعا هزار رباعی است منجمله از ظهور و سقوط ناپلیون, هتلر, کمونیزم نام برده شده است. در پیش بینی های نوستر داماس همچنان از باران بقه و باران خون( هر دودر امریکای لاتین دیده شده) وغیره یاد اوری شده است. نوستر داماس همچنان  ریاست جمهوری یک زن در امریکارا نیز پیش بینی نموده است.

 و اما انچه عمدتا او با ما را به قصر سفید رسانید باید در دو مقطع دیده شود اول : گذشته قریب یعنی سیاست های سبکسرانه و عاقبت نیاندیشانه رئیس جمهور موجود آقای جورج بوش دوم: کذشته بعید یعنی مرحله پس از سقوط اتحاد شوروی.

 در گذشته قریب یعنی 8 سال گذشته که  جورج دبلیو بوش یقدرت رسید با داخل کردن پای امریکا در جنگ غیرعادلانه درعراق باعث تباهی کشور عراق و بدنامی امریکا و از دست دادن متحدین غربی امریکا شد. افزون بر ان جنبش بنیاد گرائی اسلامی را تقویت و تشجیع کرد و جهانی ساخت . جنگ عراق بخصوص دروغ گوئی اقای بوش مبنی بر موجودیت سلاح کشتار جمعی در عراق به اعتبار و حیثیت امریکا لطمه شدید زد. در افغانستان با در پیش گرفتن بر نامه های غلط  نه تنها موفق به ختم جنگ نشد بلکه دسته های متواری طالب دوباره متشکل شده وامروزدولت را مورد تهدید قرار میدهند. کشت و قاچاق مواد مخدر چندین برابر افزایش یافت. میتوانم بگویم که تقریبا تمام تلاش های پس از 11 سپتامبر  در حال از بین رفتن است. بهمین ترتیب بحران مالی که اقتصاد دنیا را صدمه شدید زد و هنوز ادامه دارد از دیگر پی امد های دوران ریاست جمهوری بوش بشمار می اید.

 در مورد گذشته بعید باید گفته شود که پس از  سقوط اتحاد شوروی و ختم جنگ سرد بدون تردید ایالات متحده امریکا را در موقعیت رهبری یگانه جهان , رهبری گلوبال(جهانی) , قرار داد. از ان تاریخ تا کنون بیش از یکنیم دهه سپری شده است. در این فاصله زمانی اوبا ما در واقع چهارمین رهبر گلوبال است که به قصر سفید پا میگذارد.

 زبگنیو برژینسکی مشاور امنیتی جیمی کارتر در کتاب خود تحت عنوان "چانس دوم "  در ارز یابی از سه رهبر گلو بال  می نویسد  " رهبراول ( بوش پدر)شخصیت خیلی ها با تجربه و از لحاظ دیپلو ماتیک خیلی ها با مهارت بود اما فاقد دید (بصیرت) لازم از لحظات غیر متعارف تاریخی بود."

 "رهبر دوم گلوبال(بل کلنتون) آدم خیلی ها روشن و با دید آینده نگرانه بود اما در استفاده از نیروی امریکا پیگیری استراتیژیک نداشت. رهبر سوم گلوبال ( بوش دوم) طبیعتا ادم جسور اما فاقد فهم از پیچیده گی های سیاست جهانی  ودارای طبیعت  متمایل به بر خورد های جزمی و آمیخته با تعصب بود."

دلیلی هم که اقای برژنسکی اسم کتاب خود را  چانس دوم گذاشته است این است که از جمله سه رئیس جمهور امریکا در مرحله پس از اتحاد شوروی هیچکدام شان کفایت یک رهبر گلوبال را از خود نشانداده نتوانستند به این سبب امید اقای برژنسکی به چانس دوم به رهبرانیست که پس از بوش به قصر سفید راه می یابند.

 به این سبب اوباما بحیث شخصیت سیاه پوست که هنوز ریشه های قومی و خانواده گی اش در کینیا تازه است یعنی حلقه اول خانواده گی اش چون برادر , خواهر, عمه , کاکا وغیره اش در قر یه کو گیلو درغرب کینیا زندگی میکنند و خود بحیث کسی که به اقشار پائینی مردم امریکا تعلق دارد برای مردم امریکا و جهان فال نیک گرفته شده است. اول بخاطر انکه تابو های سنتی نژادی  در امریکاشکست و راه سیاه پوست ها به قصر سفید باز شد که بخودی خود نقطه عطف در تاریخ امریکا و شاید هم جهان است. دوم: نقش جوانان در ارائه رای شان به اوباما که ارائه نوعی ذهنیت غیر سنتی و غیر محافظه کارانه است که با ذهنیت پدران و اجداد شان فرق دارد. سوم:  قرار دادن منافع اقشار و طبقات کم در امد و بی بضاعت امریکا در محراق سیاست های اقتصادی و اجتماعی اش وچهارم سیاست هایش در ضدیت با جنگ در عراق و وعده بر قراری رابطه و تماس مستقیم با ایران بدون پیش شرط  اورا بمثابه یک شخصیت متعادل و جذاب برای همه  جالب و قابل حمایت ساخته است. همین نکات سبب شد که کمپاین انتخاباتی اوبا ما به یک جنبش سراسری تبدیل شود و در واقع مردم امریکا و بالخاصه جوانان در عقب او بسیج شدند.

 برژنسکی در کتابیکه در بالا  یاد اوری شد سه عرصه را در برابر رهبر گلوبال قرار میدهد و بر خورد با این سه عرصه در واقع تعین کننده توانائی  شخصیت و رهبری رهبر گلوبال میداند.

 1-  بر امدن ازعهده رهبری و شکل دهی یک سیستم قدرت مرکزی و تنظیم رابطه ان با جهانی که در ان توازن جیوپولیتیک ثابت وجود ندارد و آرمانهای  ملی رو به افزایش است,  بمنظور دستیابی به یک سیستم همکاری گلوبال.

 2-  مهار و یا ختم تصادمات ومنازعات . جلوگیری از تروریزم و انتشار سلاح زروی. تشویق حفاظت دسته جمعی از صلح در مناطق با جنگ های داخلی بمنظور کاهش تشنج جهانی.

 3- بر خورد موثر با نا برابر ی های غیر قابل تحمل دروضع زندگی بشر با در نظر داشت واقعیت جدید ظهور" آگاهی گلوبال" ونیاز به ارائه پاسخ مشترک به تهدید های محیطی و ایکولوجیکی به زیست گلوبال.

 هر کدام از این وظایف امروز به قوت خود باقی اند و نحوه بر خورد با انها  حکم محک سنگی را دارد که میتوان به واسطه ان قدرت رهبری رئیس جمهور امریکا را اندازه گیری نمود.

اقای اوباما دراولین بیانیه اش پس از انتخاب بحیث رئیس جمهور گفت بدست اوردن اهدافی که در برابر خود قرار داده ایم ساده و اسان نیست  و شاید در یک سال و حتی یک دوره قابل دستیابی نباشند اما بصورت قطع قابل دست یابی اند.

 به انچه کفته امدیم  ظرفیت و توانائی رهبری آقای  اوباما  در چند عرصه با چالش گرفته خواهد شد: 1) قبل از همه مشکلات داخلی بخصوص مشکلات اقتصادی امریکا 2) چنانچه خود نیز گفته است ختم جنگ در عراق 3) اعاده صلح و ثبات در افغانستان 4) حل و فصل مساله شرق میانه ( مشکل فلسطین و اسرائیل)5) سرکوب القاعده 6) مبارزه بخاطر رفع فقر در جهان .

 تا جائیکه به افغانستان تعلق میگیرد دیده میشود که ایشان خواهان افزایش نیرو های نظامی انکشور برای سر کوب مخالفین مسلح میباشند. بدون شک این دید و برداشت نظامی های امریکائی در افغانستان بخصوص نظرات جنرال پتروس سر قوماندان قوت های امریکا درافغانستان و عراق میباشد. اما از نظر ما تجربه نشان داد که افزایش نیروهای نطامی امریکائی جز افزایش جنگ نتیجه دیگری به بار نخواهد اورد. برای غلبه به بحران افغانستان باید اول: به فکر تاسیس یک اداره کارا و موثر دولتی و تقویه اردوی ملی افغانستان شد. دوم: با ای اس ای پاکستان باید تصفیه حساب نمود.امریکا باید انتخاب خود را نماید. یا آی اس آی پاکستان یا افغانستان.

 افزون بر طرح ها وسیاست هائیکه اقای اوبا ماپیش کشیده اند استعداد و کرکتر خونسرد و ارام ایشان مردم را در گوشه گوشه جهان امید وار نموده است که با  قدم گذاری  ایشان در قصر سفید شاید برای  معضلات جهانی راه  حل هائی جستجو شود.

اما بهر حال, عمل ملاک قضاوت است. باید حداقل دو سال منتظر شویم و آقای بارک حسین اوباما را در عمل ببینیم.