«به ارتباط « فریادوحدت خواهان حزب واحد دراروپا

علی احمد صارم

سرمقاله ارگان نشراتی حزب واحد (بامداد) و اعتراض مدیر مسوول آن به ارتباط (فریاد وحدت خواهان حزب واحد در اروپا) وادار میسازد تا بدون مقدمه باید گفت، عدهٔ انگشت شماری از رفقای ما که خلاف همه نورمهای تشکیلاتی و همه اصول و موازین قبول شدهٔ سیاست امروزی، آزادی و دموکراسی و خرد جمعی را لگد مال کرده با بهانه گیری های رنگارنگ چون؛ دعوا بالای رهبری، اکثریت و اقلیت، این رقم درست است و آن عدد غلط و دهها مطلب غیر اصولی و نا مورد دیگری را بهانه قرار داده و میدهند.

نمیدانم کدام آرزو و نیت خاصی دارند که ما تا هنوز قادر به درک و فهم آن نگردیده ایم که ثمر آن هر روز شگافی را در حزب واحد ایجاد کرده و موضعگیری های ناسالم شان به وحدت سازمانی ما صدمه وارد نموده راه را برای مخالفین هموار تر میسازند.

رفقای عزیز، مجبور هستیم در قرن جدید با سیاست های جدید زنده گی نمائیم، که قبل بر همه من و تو باید مکمل همدیگر باشیم، همدیگر را باید درک کرد و تکمیل نمود، اصل انتقاد و انتقاد از خود را با شفافیت و علنیت پذیرفت. هرگاه به این اصل معتقد باشیم، فریاد وحدت خواهان، تنها فریاد من و تو نی، بلکه فریاد ۹۹٪ اعضای حزب واحد است، فریاد اعضای خانواده مشترک دیروز مان، فریاد روشنفکران آزادیخواه، فریاد ملت افغان، فریاد شهدای گلگون کفن راه آزادی افغانستان، فریاد مردم گرسنه و زحمتکشان افغان، فریاد آن بیوه زن و آن یتیم بچهٔ است که شوهران و پدران شان بخاطر آوردن عدل و انصاف و یک جامعهٔ مرفه جانهای شیرین شان را از دست داده ا ند. و بالاخره، فریاد همه بازمانده گان آن خانواده بزرگ است که با آرمانهای شریفانه ملت افغان قربانی بازی بزرگی به گرداننده گی فتنه گران تاریخ چون ریگن، گرباچوف و ضیاالحق تحت دایرکتری انگلیس گردید که میتود، شکل و وسایل داخلی و خارجی آن برای همه روشن و هویدا میباشد.

وحدت خواهان هرگز و هرگز تشویش و هراس آن را ندارند که با استفاده از ماده پنج طرح اساسنامه حزب واحد و ماده ۱۹ اعلامیه حقوق بشر انگشت انتقاد بالای عملکرد عناصر ضد وحدت، آنهم بخاطر متوجه ساختن و تکمیل کمبودی ها و رفع نقایص واشتباهات شان، عده ٔ محدود خود خواه و خودپرست را از خود میرنجانند، بلکه با افشا و بیان حقایق آنهم به زبان علنی و شفاف و آدرس مشخص، میتوان دستان نا پاک مغرضین را کوتاه ساخت، که رفع این نقیصه ٔ بزرگ دست آورد عظیمی خواهد بود برای آنانیکه باحسن نیت و احساس رفیقانه آرزوی رفتن جانب کنگره را دارند.

یأس و نا امیدی خواهد بود برای آنانیکه نتیجهٔ سه دهه تفکر و سیاست معقول شان را در برابر مادروطن، درز اندازی و بر اندازی و جنگ بالای (لحاف ملا نصرالدین) برجسته ساخته است. به گفتهٔ رفیق بصیر دهزاد: "سکوت و رکود تحمیل شده و فرسایشی را باید شکست" . . . بهتر خواهد بود عزیزانم محتوای فریاد وحدت خواهان را در نوشته رفیق دهزاد (سازمان سیاسی خود را از تارهای عنکبوتی برهانیم) مطالعه فرمائید. هرگاه اعضای حزب واحد این مسوولیت خطیر تاریخی را درک نکرده دست بدست هم ندهند، تلاش پیگیر و جدی را برای وحدت و یک پارچه گی حزب واحد و تدویر کنگرهٔ آن بعمل نیاورند و فریاد اکثریت رفقای طرفدار وحدت را به یاس و نا امیدی مبدل سازند، این مشت زور دار و پولدار جنگ سالاری خواهد بود، که حزب واحد را از داشتن رهبری واحد و توانا، صادق و شجاع محروم ساخته، نه تنها از داشتن موجودیت حضوری در جامعه محروم مانده، بلکه در بین خود هم حضور ما دیگر محسوس نخواهد ماند. در آنصورت شکوهٔ مادروطن را در دو بیت از استاد ناظمی بر حق و موجه میدانیم که:

در پای کسی عمر هدر دادم حیف

اورا چو پرنده بال و پر دادم حیف

بنشست و برید شاخه های تر من

خود دسته بر اندام تبر دادم حیف

صارم، ریس ایالتی شورای حزب واحد نوردراین ویستفالین

۱۵-۱۰-۲۰۱۱