
|
حبیبی احزاب و سازمانهای سیاسی- اجتماعی افزارند، نه هدف . ابزار بایست نو, برنده و قابلیت کار را در شرایط نو داشته باشد. این بدان معنی است که احزاب بایست مطابق به خواست زمان برنده بوده و با مقتضیات زمان همگرا باشد. اگر روی این مسله اندیشیده نشود احزا ب کارائی سازماندهی سیاسی را از دست میدهد. یکی از دلایل عدم برش و عدم حضور احزاب سیاسی چپگرا در سیاست کشورغیر ازین نیست. احزاب چپ سنتی ما نتوانسته اند که از جزم ها و شعار های گذشته خویش برون ایند. این بخودی خود قدرت مانور و دینامیزم را از انها ربوده, همین است که این احزاب به موجودات علیل و بیمار تبدیل شده اند .
با درک این تعاریف, حزب متحد ملی افغانستان وارد کارزار مبارزه سیاسی شده است. ما به تغیر معتقد هستیم و جهان و محیط پیرامون را در تغیر دایم می بینیم. حالا اگر این مقوله درست باشد حزب متحد ملی افغانستان نیز برای رسیدن به اهداف ستراتیژیک خود بایست کارایی و موثریت خود را در برهه زمانی داشته باشد . نه تنها حزب متحد ملی افغانستان بلکه تمامی احزاب رنگ یافته کنونی در افغانستان با بحران های شکل یافته کشور، ابدا به تنهایی نخواهند توانست که برای رسیدن به اهداف غایی خود موثریت انچنانی داشته باشند . تجارب نشان داده که احزاب و گروه های کوچک ابدا به تنهایی تخواهند توانست که منشا تحول ویا محرک مبارزه موفقیت امیز باشند تا اینکه حرکات و یا جنبش وسیع تر را ایجاد و راه اندازی نکنند , بویژه در بحبوحه کنونی در متن حوادث شتابان و بحران های غیر قابل پیش بینی شده که هرروز بحران در کشورروبه تزاید است احزابیکه مواضع روشن نداشته و پیش بین حوادث نباشند و بدون شک در درون حوادث سیاسی اجتماعی و اقتصادی کشور منزوی شده روز تا روز پایگاه های اجتماعی خود را از دست میدهند . این یک حقیقت است و بر ابتنای درک این حقیقت حرکات بدون پشتوانه مردم و بدون داشتن پایگاه اجتماعی و بدون حضور فعال د رجامعه و بدون ایتلاف به احزاب که در جبهه تخاصم نیستند ، نمیتوان منشا هیچ حرکت و تحولی شد ، بایست حرکت و جنبش وسیع را ایجاد کرد تا بتوان لایه های وسیع از مردم را بدنبال کشاند و این زمانی امکان پذیر است که احزاب از خود خواهی ها تمامیت خواهی تکبر و تعصبات گذشته عبور کند بدون عبور از گذشته و بدون نقد گذشته و بدون بازخوانی اوراق کهنه گذشته ما به اینده روشن نخواهیم رسید . حزب متحد ملی افغانستان یکی از احزابیست که برای قانونمند شدن روال دیموکراسی و تحقق عدالت اجتماعی بویژه تحقق ارمانهای انسان های خسته و تکیده افغانستان دست بمبارزه زده است و عده انرا به تکفیر بسته اند که جرا با نیروهای جهادی ایتلاف کرده است در حالیکه احزاب چپگرا وافر در جامعه وجود دارد ؟ تعریف که دیروز برای احزاب دست راستی و چپی گذشته داده شده است با روال کنونی ملی و بین لمللی همخوانی ندارد برای اینکه دوران حاکمیت احزاب توتالیتر گذشته ، انترناسیونالیزم پرولتری ، دوران انقالابات و خیزشهای چپ انقلابی هم به پایان رسیده و دوران احزاب جهادی و مقوله جهاد نیز به پایان رسیده است و نه پایگاه انترناسیونالیزم پرولتریا وجود دارد و نه احزاب برادر چپ و نه ما ان حزب کمونست هستیم و نه احزاب که در ایتلاف ملی جمع امده اند همان احزاب جهادی افراطی اند . ما بایست با زمان حرکت کنیم و بایست با جدیت به بازخوانی جامعه بپردازیم چون شرایط بسیار تغیر یافته و از خواب گران زمستانی وخمیازه کشی ها خود را بیدار ساخت و دیگر نمیتوان جامعه را با همان ایات قدیم به قرات گرفت دوستان , ما در جامعه ای زنده میکنیم که جدا به بازنگری نیاز دارد. ایتلاف در میان احزابی تشکیل میگردد که در مواضع تخاصم با هم قرار نداشته و بویژه چنین ایتلاف ها در برابر دشمنان واقعی و عینی که افغانستان را مورد تهدید بالقوه قرارداده اند یک امر بسیار مستدل و لازمی است و افغانستان دقیقا درین مرحله و ازمون تاریخ قرار دارد و تهدید روزافزون طالبان و امد و شد حزب افراطی حکمتیار و زدو بند های نهان دولت با دشمنان اشتی نا پذیر مردم و ایجاد بحران های عمدی از جانب دولت در برابر همه پروسه های دیموکراتیک واز وحرص کشور های همسایه و ده ها موارد دیگر ضرورت این چنین ایتلاف ها بمیدان کشیده است.حزب متحد ملی دقییقا با بخشی از احزاب سیاسی ایتلاف کرده که همه فرزندان مردم افغانستان اند نه فرزندان اجنبی ، مگر همین حزب دیموکراتیک خلق افغانستان نبودکه تیزسهای ده گانه را مطرح ساخت که در بند دوم توافق و مصالحه با احزاب جهادی مطرح کرده بود . همین حزب دیموکراتیک خلق افغانستان نبود که رهبری ان در زمان شهید دکتر نجیب الله مش مصالحه ملی را پیش کشید و تا سرحد ایجاد یک دولت ایتلافی با تند رو ترین مجاهدین به پیش رفت و کرسی وزارت دفاع را تا ششماه برای احمد شاه مسعود نگه داشت . شما اقایون که امروز ایتلاف حزب متحد ملی را با شاخه های معتدل و نسل جوان ان احزاب جهادی گذشته مردود دانسته انرا به باد تکفیر گرفته اید ، کجا حضور داشتید که امروز نعره می زنید و هورا می کشید . بنا ما حق نداریم که از خارجیها با دسته گل استقابل کنیم بروی مردم خود شمشیر بکشیم رهبران راست و چپ گذشته هر دو مرتکب خطا ها و گناه های بزرگ نا بخشودنی شده اند که این وظیفه تاریخ است که بر کارنامه های انها روزی بمحاسبه نشیند. چه حافظه تاریخ خبط و خطا های انها را فراموش نخواهد کرد و من نمیگویم که احزاب مدون در ایتلاف ملی همه بدون عیب بوده و شامل این خطا ها و اشتباهات نمیشوند ، اما کیست که در خراب ابادی بنام افغانستان کار نامه اباد داشته باشد و از کجا باید کرد احزاب سچه, پاک, انقلابی دواتشه ، ستره و به دل برابر نازک اندیشان, رفقای چپ را که با ایشان وحدت و یا ایتلاف راه اندازی کنیم . ما همه برای افغانستان و مردم افغنستان می اندیشیم , برای یک لحظه فکر کنیم که اگر افغانستان نباشد, مبارزه ما در اروپاو یا خارج از کشور ، چه معنی خواهد داشت . یک کمی باید به تاریخ و شرایط کنونی افغانستان تعمق کرد, وقتی کشور دستخوش بحرانهای متوالی باشد ، وقتی کشور در پرتگاه بود و نبود قرار داشته باشد وقتیکه مردم در آتش درد و تالم وستم نا متناهی بسوزند ، وقتی کشور در معرض خطر تجزیه و هجوم لشکر طالبان و حزب اسلامی ، همان لشکر پادو که یکی در طی چند روز جان 65 هزار کابلی را گرفت و دیگری جان 18 هزار مزاری را در یک روز افتابی گرفت ، قرار داشته باشد, و اگر بمثابه یک حزب کوچک سیاسی در برابر چنین پرسشهای تلخ و سنگین قرار داشته باشید !! چه خواهید کرد ؟؟ حزب متحد ملی افغانستان با درک عمیق از وضعیت بمیان امده در افغانستان و مقتضیات نوین جهان پیرامون و تغیرات و بحرانهای درون کشوری و ماحول و دسته بندیهای جدید سیاسی در کشور توام با تکنالوژی جدید که جای شعار های بسته کتابی را پر کرده ، به تغیر می اندیشد . ما چرا قدرت تغیررا نداشته باشیم؟ ما چرا خود را تسلیم منطق زمان نسازیم و چرا مطابق بخواست وچرخ زمان در حرکت نه افتیم .؟ حزب متحد ملی حق مسلم خود میداند که با کدام حزب وحدت کند و شامل کدام ایتلاف سیاسی گردد و ما به کسی و یا سازمانی این اجازه را نخواهیم داد که در رفتن به ایتلاف ووحدت برای ما تعین تکلیف نموده و برای اقدامات ما تعین مرز کنند. همانطوریکه ما این حق را از دیگران غصب نکرده ایم .
|