از ماست که بر ماست

 

شها ب الدین  سرمند

!دوستان و رفقای عزیز   

       

 بعد از مطالعۀ  نو شته ها و فیصله های  شورا ها ی حزبی، چه  دستوری  و یا خود مانی ، آگاهانه و نا آگاهانه بود  ودر پهلوی سرمقاله های دیگر  سیات بامداد ،یاد داشت مدیر مسول سایت بامداد  و « آن اینکه  رهبری شورای اروپائی و خاصتاً ارگان نشراتی آن که محترم مدیر مسول آن دارد، در این سن سال  خود و دیگران را تسمه بند مینمائید .. . و داد از آزادی و آزاد نگری میزند  توجه ام را به خود جلب نموده است  . »

من به همه حرمت و با ارج گذاری به رفاقت  خلاف تذکر پامیری محترم که در جلسه هیات ریسه پاسخ گونه  یاد نموده اند،  توجه شما را به این قسمت نوشته شان معطوف میدارم «  عضویت در حزب، تقسیم کردن است، تعهد به تقسیم کردن است. تسمه یی بر گردن ما است، در دست ده هاهزارنفر»    در کوتاه سرمقاله و همین جمله  ، کجائی آن ارتباط به یک شخص دارد در آنجا صریحاً مسله عضویت در حزب تذکر رفته یعنی که همه اعضای حزب ...علاوه بر آن جای .

تعجب است اگر منع نوشتار، در مورد نامه « از دید شما چند عضو حزب واحد» نازل  وقفل در مورد آماده شده است  پس چرا در انطباق آن  وسیع نگری وجود ندارد و چرا یک جانبه و با تمام خصومت از یکتعداد اقبال نشر میابد و از تعدادی در محبس اوراق کمیسیون نشرات سوق و بوق و صندوق میشود  .  بلی درست  در محضر عام قرار دادن و قرار گرفتن نامه به وسیله هر کسی که بوده باشد ، کاری بود ناجوانمردانه و  خنجرزدن   از عقب  به نامه نگاران  و پروسه جاری حزب واحد «وحدت و ندویر کنگره» که اکثریت مطلق حزبی ها  با چنین افراد در هر کجائی که باشند و در هر مقام که قرار داشته باشند  در مخالفت قرار داشته و بدون هراس مبارزه مینمایند .

به مسولیت  میتوان گفت که انجام دهنده این عمل با شیطان سیاسی هم دست بوده و باید شناسائی شده و  تصمیم جدی در زمینه اتخاذ گردد زیرا حزب واحد  دیگربه شیاطین  نیاز ندارد  .

در رابطه به جدل و یا دقیق تر« گفتمان و بحث آزاد» متکی به روحیه دموکراتیک،  هیچ انسان نو اندیش ، مترقی و دموکرات مخالف بوده نمیتواند .

من با صراحت و مسولیت به مثابه عضو حزب واحد می نویسم که ما  آنچه از دامان مادر وطن و حزب محبوب خود  فرا گرفته ایم عبارت ازمبارزه  با  تشنج و جلو گیری از بروز کدورت ها و بی اعتمادی ها میباشد.  در بحث در موارد  خاص و سازنده  ، آموزنده  و  باز نگر، با هر دوست ، رفیق و هموطن موافقم  بدون تردید  با خود غرق شدن و همه مطالب را که  بعداً در اذهان عام گذاشته میشود  ، آنرادر بحث بین خود قرار دادن،  نشانه جبن و ترس دانسته و مخالف این عمل کرد میباشم.  درجائی از دوستان نام گرفته شده  که با تعداد آنها خود ما  حالت تحریم را اعلام نموده ایم .به عقیده من  در کنفرانس پالتالکی بحث پیرامون اساسنامه و برنامه بهتر بود از همه   دعوت صورت میگرفت  و نطریات شان جمع بندی میشد . از نظر من نه تنها با این دوستان بلکه با آنانیکه ویدیو کلیپ ها را به نمایش گذاشتند  و گویا رازی پوشیده را نهان ساختند ، باید با شهامت در گفتمان میرفتیم. نباید اکنون همه مطالب را به بهانه نامه نگاران در هیا هو  قرار داد، زیرا بسیار ناوقت است   . اکنون نویسندۀ « زنده های در تابوت»  با همه دیده درائی نامه نگاران را با آنها شریک ساخته ودارد نشر ویدیو کلیپ ها را هم به این رفقا ارتباط میدهد  .

چیزی دیگر که  باید روشن شود :

 

مشکل اصلی مسائل تشکیلاتی نیست البته بخش  از مشکل را در بر میگیرد  ،  ما به طرف وحدت رفتیم و در این پروسه معامله  تا سرحد گرو گان گرفتن مطرح شده  این همان بازی کودکانه است که ما  از بروز آن قبل از کنگره ، در جریان کنگره و بعد از کنگره در حزب آینده ما   به مثابه یک مرض در اندیشه ایم نمی خواهیم فعالیت حزب آینده ما به معامله کشانده شود هدف ما برخورد دقیق کاری و سپردن کار به اهل آن میباشد  . مشکل آفرین در پروسه وحدت چه بود و چه است ؟

دوستان!

 بدون تردید ما در یک نشست بزرگ و عالی تصمیم گرفتیم تا به وحدت یاران و همرزمان مان برویم و این تصمیم ما ثابت و بر گشت نا پذیر است ما هرگز ضد وحدت نبوده و در پروسه وحدت به معامله و معامله گری هم نمی رویم ، با آنهمه برگشت ناپذیری حرف های در زمینه وجود دارد که مشکل افزا میباشد و از همان آغاز قابل دقت و مطالعه بود . بیاید روشن مسائل را به بحث گیریم . ما قبل از اینکه به ادغام و تدویر کنفرانس ها برویم ضروز بود تا در موارد مختلف  اعم از تشکیلاتی ، سازمانی و ایدولوژیک  به طور وسیع و روشن به گفتمان میپرداختیم و موارد را به خط کشی سالم میگرفتیم . ما در جریان تدویر کنفرانس ها دریافتیم که  در مورد ایدولوژی بحث ها و حتی تاخت و تاز های خصمانه بین رفقا صورت گرفت . سوال در اینجاست که آیا بدون پذیرفتن ما رکسیزم لیننیزم نمیتوان وطن پرست و مردم دوست بود ؟  وآیا با مطالعه چند اثر از مارکس ، انگلس و لینن میتوان مارکسیست لیننیست شد ؟ ابداً نه علم یحر است و شنا در این بحر قدرت و مهارت شناورزی را میخواهد .

آیا در یک کنفرانس که در نهایت صلاحیت آن در حدود یک ناحیه حزبی است میتوان تعین ایدلوژی کرد . بیرق دار  مارکسیزم لیننیزم خود را جلوه داد؟ .  بیائید مارکسیزم ، لینینزم را با همه وسعت که دارد از حرف به عمل انطباق دهیم ، مارکسیزم ، لیننیزم شفاف است ، متکی به اعتماد و برخورد دقیق رفیقانه است ، مارکسیزم لیننزم علمیست که عمل کرد میخواهد نه  طعنه سرائی .

بیاید از دیروز خود بیاموزیم  آیا با اید لوژی غرق باشیم بهتر است و یا با مردم ؟ ، بادرد مردم  وخواست مردم ؟ ، آیا وحدت را مانند بلشویک ها منشویک ها پریروز و پرجمی ها و خلقی های دیروز تحمیل نمایم  ویا با دید رفیقانه و اگر در کفر سیاسی گرفتار نشوم به اساس نطق یکی از رفقا که از خانواده هم برید و اعلام نمود که این وحدت پرچمدارن است . کدام یک بهتر است ؟! سوال  پیدا میشود که پرچمداران  نمونه صمیمیت ، خودگذری و اعتماد بودند آیا به این شیوه که امروز جریان دارد میتوان  واحد بود و یک حزب  متحد متکی به همه نورم های  چپ سنتی و چپ نو را ساخت ؟!

رفقای عزیز !

قلب هر انسان افغان به خاطر میهن و مردم میهن میتپد و احساس و تپش قلب انسان روشن ، مترقی و دموکرات با مسولیت میباشد و این مسولیت را ما به مثابه یک رسالت در پیشگاه وطن ومردم خود دین دار استیم .

انجام این دین ورسالت به اساس اعتماد متقابل ، تفاهم رفیقانه انجام پذیر است نه به آزمایش های اکثریت و اقلیت و زور آزمائی ها و خود محوری ها .

ما در هر جا ، هر مقام و مسولیت که باشد  به مسولین ضرورت داریم که حزب واحد را به وصلت آهنین بکشاند نه به مسولین که وصلت جدید تشکیلاتی و سازمانی را به فصل ها تقسیم بندی نمائید . همانطوریکه بارها گفته شده کار به اهل کار سپرده شود و در انتخابات هیچ نوع کمپاین غرض آلود صورت نگیرد ، اگر چنین میشد اکنون مجال به نوشتن نا مه و دیا لوگ های خصمانه نمیبود . و باید صراحت داد که حزب ملکیت شخصی هیچ کس نبوده ، نیست و نخواهد بود پس کلید آن هم در دست  کسی نیست بلکه بدست همه اعضای آن و نماینده گان که در یک تجمع بزرگ  تصمیم اتخاذ میدارند میباشد .

دوستان!

 همانطوریکه یکی از رفقا تحریر داشته  که گویا میداند کی نامه را در حضور عام قرار داده. ما بیصبرانه انتظار افشا چهره ضد حزبی این فرد میباشیم ما عمری را در حزب سپری کردیم و فرا گرفته ایم که مبارزه درون حزبی و راز داری حزبی چه مفهوم  دارد و تا کدام حد و اندازه با ارزش میباشد . نویسنده گان نامه بطور قطع این راز را برون نکشیده و حتی آرزوی آنرا هم نداشتن که کار به چنین افتضاح کشانده شود .و به همین ترتیب رفقای که شمشیر شان را با تمام خصومت علیه رفقای خود با دید خصمانه از غلاف بیرون در آوردند و گویا با مخالفین ایدلوژیک شان درگیرشده اند و از هیچ نوعه توهین ، تحقیر و بد گوئی دریغ نورزیدن با همه شور و هیاهوی در پی تقبیح  ، نگارنده گان نامه، دست و پاچه را بر زدند .آیا این همه  گریز از انتقاد نیست ؟ ما نواقص و کمبودات را انتقاد نموده ایم و تا پیوند ارگانیک  ما مستحکم است این روش را بدون جانب داری  ادامه داده و هرگز به حریم  فامیلی و شخصیت رفیق خود نا روا و نا سزا نگفته و نمی نویسیم . ومسولیت دیگران را چون خود صاحب  کمال اند هم به دوش نداریم  بر عکس تقاضای ما از همه دوستان و رفقا این است که بیائید به اصلاح و تو سع حزب خود سعی نمایم و از نگارش که به شخصیت و خانواده رفیقی لطمه وارد کند خود داری نموده آزادی بیان را رونق بخشیم  و به قلم و تحریر ادب بگذاریم  .

نگارنده گان نامه به این باور اند که  نامه به رهبری حزب فرستاده شد و به خاطر که ذهنیت خلق نگردد وکودتا محسوب نگردد، کاپی نامه را به آگاهی هیات ریسه ، هیات اجرائیه و اعضای شورای اروپائی ارسال نمودند . شاید بر داشت دقیق نبوده باشد و نبائید به همه اعضای شورای اروپائی کاپی نامه ارسال میشد . به هر صورت این اشتباه صورت گرفت و در پاسخ چه شد ، آیا در نامه به حریم شخصی رفیقی خدا نا خواسته تعرض صورت گرفته ؟ آیا نامه از اروپا طالب پاسخ شده بود ؟ آیا در شورا های کشوری کاملاً خیر و خیریت است؟آیا بعد از تدویر کنفرانس ها آب از آب تکان نخورده ؟  حق العضویت ها ، اعانه  و تعداد اعضا ثابت مانده ؟ هیچ نوع کسرت تشکیلاتی در شورا ها وجود ندارد ؟ آیا در تمام جلسات غرض تدویر کنگره و حمایت از کنگره که جهت عملی داشته باشد تصمیم گرفته شده ؟ در یک  کلمه آیا شورا های ما حضور فعال بیرونی دارند از تفاهم گرفته تا به جوانان ، رسانش و فرهنگ ، وغیره به جز از سایت بامداد  ؟

چگونه میتوان حیات حزبی را رونق بخشید  ، چرا ما با رفقا « کمیته تدارک حزب وطن ، نهضت آینده ، کمیته فعالین ح.د.خ.ا ، کنگره ملی و دیگر سازمان ها و احزاب در گفتمان نمیرویم ؟ چرا تبلیغات ضد حزبی را به موقع آن خنثی نکردیم و نمیکنیم؟ و چرا هر بار با خشم و غضب با هم در می افتیم ؟ دوستان ما، همه این نا کرده ها را  به اصطلاح خودشان در شکست تشکیلاتی خلاصه میکنند ، نه دوستان پشت هر شکست پیرزوی است و هر شکست آموزنده ترین درس زنده گی انسان محسوب میگردد . نمیدانم چرا شکست ؟ما در مقابل کی شکست خوردیم؟ رفیق خود یا دشمن خود؟ پیروزی هر رفیق را من پیروزی خود میدانم .

امروز ما بدون شک ارتباط به دیروز دارد و لی حوادث دیروز و لم دادن بالای حوادث دیروز، سازنده  روند مبارزه امروز ما نمیتواند باشد . و به همین ترتیب تخنیک و رشد تخنیک  غرض ناسزا گوئی و اتهام زنی نیست و نیرو های روشن از آن به این سمت استفاده نمیکنند .  بلکه  در راست گوئی ، باز نگری ، در قضاوت قرار گرفتن سالم و رسانش سازنده استفاده میکنند .

من با هر نوع مطلب که دور از اخلاق حزبی و مغایر به کرامت انسانی باشد در تضاد بوده و با رد حقیقت از طرف هر مقام که باشد سر سازش ندارم . و این نشان دهنده این مطلب است که تسمۀ در گردن ندارم و مانند من اکثریت حزبی های صادق و با ایمان هم تسمه در گردن ندارند و نداشتند  .

از اولین تدویر جلسه هیات اجرائیه چند ماه میگذرد و اگر فراموش نکرده باشیم ما اعضا هیات اجرائیه و ریس شورا اروپائی در جلسه به یک امر تعهد سپردیم و من که میبینم آن امر تحقق نپذیرفت . بناً هر سازمان و حزب که دسپلین آگانه سازمانی نداشته باشد به

به تحویل خانه افراد  مبدل میگردد . چرا ما از یک گرد هم آئی یا همایش ، ماهرانه شانه خالی کردیم  ؟ آیا برای گفتن چیزی نداشتیم ؟ آیا توانمندی سازماندهی آنرا نداشتیم ؟ و یا اینکه از همان آغاز نسبت به یک دیگر بی اعتماد بودیم ؟ به هرصورت  بیائید همان تعهد را نخست از این نویسنده سطور اغار نمائید و بگذارید رفیق در این راستا قرار گیرد که مورد اعتماد شما و با باز نگری ووسعت نظر به سوی تفاهم پیش رود . و تحریم ها بشکند .

رفقای عزیز !

در این اواخر بر علاوه برگذاری جلسات شورای های کشوری ، از  طریق تماس های تیلفون تهدیدات مطرح میگردد که گویا کسانی در نوشتن نامه  دست داشته اند که شکست خورده و بعد از تدویر کنگره در مقامات حزبی جا ندارند . دلم برای این  رفقا میسوزد و نمیدانم چرا و تا به چه وقت ما شیفته  مفام استیم  . آیا بدون مقام انسان حزبی بوده نمیتواند؟ و در بین صفوف مبارزه کرده نمیتواند ؟که میتواند  نفرین به چنین اندیشه که تا اکنون هم در ذهن چرکین یک تعداد  محدود قرار دارد . بلی دوستان انسان آزاد بدنیا آمده و آزاد زیست میکند  و از آزادی و دموکراسی میخواهد لذت ببرد بهترین لذت در صفوف و در بین مردم است نه در جا و مقام و جلال کاذب  .

رزم من برای مقام و جاه وجلال نیست                              این نکته را ز روز گار آموخته ام                     

این آزادی و آزاد نگری و در یک کلمه دموکراسی است که در تکامل انسان و شخصیت وی واعتبار حزب و سازمان اثر میگذارد و بلخصوص در حزب و سازمانیکه  انسان حق نطر و بیان را نداشته باشد  درست  خود را در یک قفس طلائی میابد وآنوقت است که حزب به زندان مبدل میگردد .

من و ما چون تربیت شده یک مکتب مشترک استیم به همه رفقای خود حرمت میگذاریم ولی هرگز به نا بسامانی ها ، کمبودات و کاستی ها سازش  نمی کنیم .

بیائید هنوز هم که هنوز است از بازی های اپراتیفی  دست برداریم  همان طوریکه اعتماد و اعتماد گفتیم این کلمه سازنده و درمان گر را از حرف به عمل انطباق دهیم  سختگیر  و بی رحم با نواقص  . خود کامی ها و خود محوری ها بوده و هر آنکه بر ضد وحدت و بر علیه یک رفیق بنا بر ملحوظات شخصی خویش دور از اصول، سمپتی و انتی پتی نشان میدهد و اتهام میبنددمتکی به نورم های حزبی برخورد نمائیم .                                          

ما در حزب خود  نباید مخالف  داشته باشیم و اگر مخالف وجود دارد با شهامت آنرا در جلسات  در حضور داشت خودش به اساس فاکت ها در معرفی گیریم ، مخالف در عقب پرده  بوده نمیتواند  و مخالف نیاز ندارد که با ما باشد ملک خدا کلان است و دروازه سیاست هم باز . با همین تصور منفی ما بهترین رفقای خود را دلسرد ساخته و رنجاندیم آنانی را که از ما بهتر وبا باور تر با پروسه وحدت  بودند و تا اکنون هم با سیلی های رقم به رقم که خورده اند از پروسه و موفقیت آن کنار نرفته  و مبارزه مینمایند .

اکنون در مورد اعلامیه هیات ریسه شورای عالی حزب متحد ملی افغانستان :

بدون تردید خوشایند نیست که در شرایط فعلی و تلاش های که در مورد وحدت صورت گرفته از جانب یک حزب اعلامیه صادر گردد . اما این هم دقیق و رفیقانه نیست که در چشم اعضای حزب خاک پاشیده شود  .

رفقای عزیز !

  مدت مزیدی از ادغام وتدویر کنفرانس ها ی که محترم حمید مفید از دست آورد های آن یاد نموده و بلاخره حرب واحد را به سه شاخه «اصول گرایان، نواندیشان و رادیکال ها »تقسیم کرده به خوانش همه گان قرارداد ه میگذرد . ودر صورتیکه 30 ولایت همه تدابیر را جهت شرکت در کنگره آماده نموده اند پس مشکل تعین وقت کنگره وتدویر کنگره در چه است ؟؟؟

هیات محترم اجرائیه شورای اروپائی! شما قبل از این موضوع مطالب وافر برای نشست خویش داشتید که باید  روی آن بحث نموده و تصمیم اتخاذ میکردید . چه شد که همه بیماری ها را فراموش نموده و در مورد نسخه که داروی آن سبب صحت یابی تن بیمار « تدویرکنگره » میگردد آنهم عجولانه پرداختید .شما تنها پراگراف آخیر را به ذهن خواننده داده اید و گویا همه ملامتی و فرار از وحدت را به دوش حزب متحد ملی انداخته اید. در صورتیکه اعلامیه سراپا از  وحدت وناراض بودن از جریان و پیشرفت پروسه  وحدت حکایت و شکایت میکند . جنانچه شما خود از روند کند پروسه نگرانی نشان داده اید . نگرانی؟! این دیگر عجب است از یک پروسه که درد ها می آفریند و کینه ها بار می آورد نگرانی نشان داده میشود. نگرانی  نه بلکه به مثابه اعضای حزب باید جداً انتقاد صورت گیرد و صدای رسای وحدت خواهان بلند گردد  .

شما از اعلامیه و صدور نامه اظهار تاسف نموده اید پس عضو که  حزب واحد رابه سه شاخه تقسیم نموده چرا سکوت نموده بودید « اصولگرایان ، دیگر اندیشان و رادیکال ها ؟؟؟نوشته داکتر حمید مفید آیابا این طرز دید به منزل مقصود میرسیم؟  .

من به مثابه عضو حزب واحد   با صراحت می نویسم که اعلامیه باری دیگر صدای وحدت و اراده  اکثریت مطلق اعضای حزب واحد میباشد. کادر ها ، رهبری و اعضای صادق حزب وحدت و پروسه تدویر کنگره را عاشقانه و به اساس حکم زمان وخواست شرایط جامعه ما میخواهند و آرزو دارند . وهرگز مسله را به بازی سیاسی نمی کشانند ، وجود دارد افرادیکه در ظاهر کنگره ووحدت میگویند ولی در باطن آب در آسیاب دشمن میریزند . هر بخش حزب واحد اگر سریع و علنی مطالب خود را انعکاس دهد به گمان یقین که در آن غل و غش نمیتواند باشد و اگر باشد نهان باقی مانده نمیتواند  تا جایکه ارتباطات نشان میدهد نقض وحدت وبه چالش کشیدن آن جز نابودی ان دو حزب چیزی دیگر نخواهد بود   .

بهتر و اصولی تر  میبودکه عامل و سبب صدور اعلامیه را کنجکاوی میکردید و به مثابه عضو حزب کمیته تدارک و کمیته توحید انسجام را دعوت به پاسخ این موضوع مینمودید . تا چه وقت به بازی های سیاسی و تجارت سیاسی پرداخت و صفوف راقربانی این بازی هاساخت  .

رفقای عزیز !

اعضای حزب واحد وقت را از دست نداده  با درک دقیق از خواست اعلامیه که بیان داشته(( «کمیسیون تدارک برگذاری گنگره حزب واحد...بیش از این تعلل در کار تدویر کنگره  راتنها مفید به حال پروسه وحدت ندانسته بلکه آنرا دلیل دلسردی جمع قابل ملاحظه اعضای حزب و هوا خواهان آن و علت گسترش بی اعتمادی نسبت به وعده ها و تصامیم می پندارند .با تاسف علی الرغم این وضعیت آشفته کشور طوریکه جریانات ،اسناد و شواهد نشان میدهد تاریخ رفتن به کنگره هنوز معین نگردیده و به مشکل نسبی مواجه است. دقت کنید رفقا عزیز در اعلامیه آمده است «هستند تعداد رفقایکه در جلسات کمیته اجرائیوی توحید وانسجام دایر شدن کنگره رازود هنگام میدانندویا قصداً موانع ایجاد می نمایند تا کنگره حزب واحد تدویر نگردد) بناً مابه همه اعضای در داخل

وخارج کشورمراجعه کرده از آنان می طلبیم تا صدای خود رابلند کرده نگذارید یک عده محدود قادر شوند تا مانع وحدت ما گردند.این وحدت ضرورت وطن و خواست زمان است .»))

 

  از کمیته تدارک  ورهبری در راس رفقا علومی و بزرگر با حزبیت و قاطعیت تحقق خواست همه ما را و خواست زمان و حکم تدویر کنگره و تاریخ آن را متالبه نمائیم ما هر دست که در کندی این پروسه باشد آنرا اعمال بیگانه دانسته و محکوم می نمائیم .

اگر مشکل جدی ملی ، وطنی ، ویا مثله خیانت است هرکس که باشد و در هر مقام که قرار داشته باشد باید مورد باز پرس و تصقیه حساب قرار گیرد .حقایق روشن میگردد و چنانچه گفته اند آفتاب به دو انگشت پنهان نمی گردد .

چرا ریس شورای اروپائی وضاحت نمی دهید که« رفقا متاشفانه فضای بی باوری و بی اعتمادی سرا پای ما را گرفته است» .

از جانب حزب متحد ملی اگر اعلامیه صادر شده  تاکید روی پروسه وحدت و تدویر کنگره صورت گرفته « نه تقبیح نامه است ، نه احتجاج نامه ونه فرار از وحدت و تدویر کنگره  » اعلامیه میرساند که اروپا باید اول تن بیمار خود را مداوا نماید و بعدآ  اعلامیه را مورد بحث قرار دهد .

زیراچه خوب گفته اند« اول بخوان باز امضا کن» .

رفقای عزیز بیاید خود سبب تعلل در پروسه نشده شفاف و رفیقانه به مسائل برخورد نمایم .

متن اعلامیه

در سایت وطن به نشر گداشته شده است (www.watan-afg.com)

سایت وطن سایت شورای اوروپائی نبود  و اکنون هم به مثابه سایت شورای اوروپائی به نشرات خود ادامه نمیدهد .بلکه به مثابه ارگان نشراتی شورای مرکزی حزب مربوطه نشرت می نماید.

بیاید کار را به اهل کار سپرده  ، انتقاد پذیر بوده و کمی ها و کاستی ها را به طور مشترک و با اعتماد رفع نمایم در غیر آن ما خود فضای بی باوری را بیشتر ساخته و سبب دلسردی رفقا میگردیم ووحدت ناسالم را به تمثیل میگیریم در وحدت که اعتماد نباشد وباورمندی مرده باشد کنگره جز تمثیل چیزی دیگری بوده نمیتواند

جرا سایت فعال شد ؟

سوال را نباید پاسخ داد زیرا سایت بامداد خود پاشخ دهنده این سوال است .

  . آرزو مندم در سیاه مشق من  رفیق و دوست آزرده نشده باشد و قصد این کار را هم نداشتم و ندارم

 تا دیدار